نقض توافقهای پیشین، حملهی غافلگیرانه در میانهی مذاکراتِ در جریان و کشتن مقامهایی که واشنگتن آنها را متمایلتر به مذاکره میدانست ــ اقداماتی که ایالات متحده همگی در هفتههای آغازین جنگ انجام داد ــ از جمله تاکتیکهایی نیستند که با هدف فراهمکردن زمینهی توافق به کار گرفته شوند. انتظار دستیابی به پیروزی نظامی، دولت آمریکا را از داشتن چارچوبی روشن برای پایاندادن به جنگ محروم کرده است؛ آن هم در شرایطی که هزینهها رو به افزایشاند: میلیاردها دلار هزینهی نظامی، تحت فشار قرار گرفتن ذخایر تسلیحاتی و اختلالات گستردهتر اقتصادی...نیروی نظامی هرگز نمیتواند عاملیتِ طرف مقابل را بهطور کامل از میان ببرد. سیاستگذارانی که این واقعیت را نادیده میگیرند، همچنان جنگهایی را آغاز خواهند کرد که نمیتوانند آنها را با موفقیت به پایان برسانند؛ چسبیدن به اسطورهی پیروزی نظامی، عادتی پرهزینه است.