شفقنا- حجت الاسلام حامد میرزاخان پژوهشگر مرکز تحقیقات مجلس شورای اسلامی و خطیب جمعه شهرستان فیروزه در یادداشتی اینگونه آورده است: «در نگاه قرآنی، تاریخ صحنه رقابت میان دو الگو از تمدنسازی است: تمدنی که بر مدار «بیتالله» (حکومت الهی و حقیقت) بنا شده و تمدنی که بر «بیتعنکبوت» (سازههای سستِ برآمده از هوای نفس و فتنه و دستگاه های حکومتی پوچ) استوار گشته است.۱. بیت عنکبوت؛ تمدنِ سستبنیادِ فتنهقرآن کریم در سوره عنکبوت میفرماید: «مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ» (داستان كسانى كه غير از خدا دوستانى اختيار كردهاند، همچون عنكبوت است كه [با آب دهان خود] خانهاى براى خويش ساخته، و در حقيقت -اگر مىدانستند- سستترين خانهها همان خانه عنكبوت است.)[سوره عنکبوت، آیه ۴۱.].این «بیت»، نماد دستگاههای حکومتی است که از «ولایتِ اهلبیت (ع)» و امام زمان (عج) فاصله گرفتهاند. ویژگی این تمدنها، تولید تاریکی، فتنه و جلوه کری های غیر حقیقی است؛ چرا که چون از منبع نور (خدا و امامت) دورند، در «لهو و لعب» غرق شده و حقیقتِ هستی را به بازی میگیرند:«وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ» (اين زندگى دنيا جز سرگرمى و بازيچه نيست، و زندگى حقيقى همانا [در] سراى آخرت است؛ اى كاش مىدانستند)[سوره عنکبوت، آیه ۶۴.].تمدنِ غربی، بیتعنکبوت، فاقدِ «حیات» (زندگی حقیقی) است و تنها سرابی از رفاه و قدرت را ارائه میدهد.۲. بیتالله؛ تمدنِ معرفت و حکمتدر مقابل تمدن غربی، تمدنِ برخاسته از مکتبِ «حیاتالآخره»، تمدنی است که بر معرفت و حکمت استوار است. در این مسیر، خداوند خود راهبر است و مومنین را در دل فتنههای تمدنهای جاهلی تنها نمیگذارد:«وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا»(و کسانی که در راه ما مجاهدت کردند، قطعاً آنان را به راههای خود هدایت میکنیم.) [سوره عنکبوت، آیه ۶۹.]این وعدهی هدایت، در «دلِ فتنه» محقق میشود؛ یعنی وقتی جامعه اسلامی در میانه توطئههای تمدن غرب (بیتعنکبوت) قرار دارد، اگر استقامت و مجاهدت کند، خداوند راههای برونرفت و تمدنسازی را بر او میگشاید.۳. عاشورا؛ قلهی مجاهدتِ «محسنین»حضرت سیدالشهدا (ع) در قرآن مصداق اتمّ «محسنین» هستند. «احسان» در اینجا نه فقط به معنای نیکیِ فردی، بلکه به معنای «به اوج رساندنِ فعلِ الهی در میدانِ عمل» است.عاشورا تجلیِ این حقیقت است که اگر در کنار «سیدالشهدا» بایستیم، «نصرت» قطعی است. تمدن نوین اسلامی، در واقع بازتولیدِ همان فرهنگِ عاشورایی در مقیاس جهانی است. ایستادن در رکاب امام، مجاهدتی است که:الف: ظلمتِ بیتعنکبوت را میدرد.ب: حکمتِ دینی را جایگزینِ لهو و لعب میکند.ج: وعدهی حقیقیِ «نصرت» (پیروزی) را محقق میسازد.همان طور که بیان شد، وعده حقیقیِ نصرت تمدن نوین اسلامی، پاسخی به پوچیِ حیاتِ مادی است. این تمدن با «بیتالله» (ولایت اهل بیت علیهم السلام) آغاز میشود و با «مجاهدت و مسیر سیدالشهدا علیه السلام» ادامه مییابد. آیه «سُبُلَنا»، بشارت میدهد که برای هر بنبستی که بیتعنکبوت و تمدن غربی برای ما ایجاد میکند، خداوند راهی ویژه برای تمدنسازان باز کرده است.عاشورا تنها یک واقعه تاریخی نیست؛ بلکه «متدولوژی پیروزی» است. هر که در مدارِ این مجاهدت قرار گیرد، نه تنها در فتنه گم نمیشود، بلکه خود به مشعلی برای هدایتِ بشریت در عصر غیبت تبدیل میشود. تمدن نوین اسلامی، تحققِ همان «حیات طیبهای» است که در سایهی ولایت و نصرت الهی، بر ویرانههای سستِ دستگاههای ظلمتزای امروزی بنا خواهد شد.»نوشته تمدن نوین اسلامی و عاشورا/ نوشتاری از حامد میرزاخان اولین بار در خبرگزاری بینالمللی شفقنا | خبرگزاری شیعیان، فتاوای آیتالله سیستانی و مرجعیت، آخرین اخبار ایران و جهان. پدیدار شد.