ایران و آمریکا؛ آیا بن‌بست‌های قدیمی در چارچوبی نو حل‌شدنی است؟! گفت وگوی شفقنا آینده با سیدعطا تقوی اصل

Wait 5 sec.

شفقنا آینده- یک استاد دانشگاه و تحلیل گر مسائل منطقه درباره تفاهم ایران و آمریکا اظهار داشت: مؤلفه بنیادین در تحلیل هرگونه تفاهم (چه کوتاه‌مدت و چه بلندمدت)، رویکرد ایالات متحده نسبت به «رژیم تحریم‌ها» است. در واقع، موضوع هسته‌ای بیش از آنکه یک چالش اقتصادی باشد، یک سوژه سیاسی و رسانه‌ای است، در حالی که تحریم‌ها، چالش بنیادین و اقتصادی ایران در دهه‌های اخیر محسوب می‌شوند. اگر ایالات متحده در چارچوب‌های اعلامیِ فعلی، سازوکار مشخص و معتبری برای لغو دائمی تحریم‌ها در ازای تعهدات ایران ارائه دهد، می‌توان نسبت به عزم آن کشور برای حل مسائل اساسی امیدوار بود.واگرایی راهبردی میان ترامپ و نتانیاهودکتر سیدعطا تقوی اصل در گفت وگو با خبرنگار شفقنا آینده در خصوص یادداشت تفاهم مطرح شده میان ایران و ایالات متحده، در خصوص دستیابی به توافق نهایی، پرسش‌های بنیادینی مطرح است که نیازمند واکاوی دقیق است. اینکه آیا آمریکا به دنبال حل‌وفصل پایدار مناقشات است یا این چارچوب تنها پوششی برای راهبردهای آتی و خرید زمان برای گذار از شرایط فعلی است؟ اظهار داشت: واقعیت امر این است که دیدگاه‌های دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در قبال این توافق متفاوت است. ترامپ در مقطع کنونی، با توجه به چالش‌های داخلی و بین‌المللی، اولویتی برای ورود به یک مناقشه نظامی با ایران ندارد؛ از این رو، فضای سیاسی موجود برای او زمان مناسبی برای تنش‌زایی نیست. در مقابل، تداوم حضور نتانیاهو در قدرت به شدت به تداوم منازعات نظامی وابسته است. بنابراین، میان واشنگتن و تل‌آویو اختلاف‌نظر جدی در خصوص ضرورت صلح یا تداوم تقابل وجود دارد. سناریوهای پیش‌رو: تفاهم پایدار یا تاکتیک کوتاه‌مدت؟وی تصریح کرد: دو فرضیه اصلی در خصوص ماهیت این چارچوب وجود دارد؛ فرضیه نخست: این توافق، مبنایی برای حل‌وفصل بنیادین و دائم مناقشات چند دهه‌ای میان ایران و آمریکا در بازه زمانی ۶۰ روزه است. فرضیه دوم: ترامپ از این توافق به عنوان ابزاری تاکتیکی برای مدیریت بحران‌های فعلی و «خرید زمان» بهره می‌برد تا پس از تثبیت وضعیت و حل مشکلات داخلی، مجدداً در مذاکرات هسته‌ای موضعی سخت‌گیرانه اتخاذ کرده و روند را به بن‌بست بکشاند. با توجه به تجربیات تاریخی، از جمله وقایع دوران ملی شدن صنعت نفت، بدبینی نسبت به رویکرد بلندمدت آمریکا در میان بسیاری از ناظران امری ملموس است. در این تحلیل، فرضیه دوم (استفاده تاکتیکی) به دلیل ماهیت سیاست‌ورزی‌های ترامپ، قوی‌تر ارزیابی می‌شود.عامل کلیدی: متغیر نتانیاهووی افزود: یکی از مؤلفه‌هایی که می‌تواند چشم‌انداز رسیدن به یک توافق پایدار را روشن‌تر کند، تغییرات سیاسی در داخل رژیم صهیونیستی است. شخصیت سیاسی نتانیاهو با تمامی رهبران پیشین این رژیم متفاوت بوده و تداوم قدرت او به عنوان اصلی‌ترین مانع صلح شناخته می‌شود. چنانچه در بازه زمانی ۶۰ روزه پیش‌رو، شاهد سقوط دولت نتانیاهو و کاهش نفوذ او باشیم، احتمال حرکت به سوی یک تفاهم دائمی و پایدار میان ایران و ایالات متحده به‌طور معناداری افزایش خواهد یافت. در غیاب این تحول و با تداوم حضور نتانیاهو، همچنان می‌توان انتظار کارشکنی‌های جدی در مسیر هرگونه توافق نهایی را داشت.تقوی اصل با بیان اینکه در صورت تداوم حضور بنیامین نتانیاهو در مسند قدرت، دستیابی به یک تفاهم‌نامه جامع و اساسی میان ایران و ایالات متحده که منجر به حل‌وفصل تمامی چالش‌های فی‌مابین شود، دور از ذهن ارزیابی می‌شود گفت: دلیل این امر ریشه‌دار بودن تنش میان ایران و رژیم صهیونیستی در سطح «ژئوپلیتیک» است. اسرائیل به دلیل محدودیت‌های جغرافیایی، تاکنون از طریق برتری تکنولوژیک به حیات خود ادامه داده است؛ لذا ایران را به عنوان تنها رقیب ژئوپلیتیک منطقه‌ای که توانایی به چالش کشیدن جایگاه این رژیم را دارد، می‌بیند و تمام مساعی خود را برای منزوی کردن و زمین‌گیر ساختن این قدرت منطقه‌ای به کار بسته است.محورهای تعیین‌کننده در تفاهم‌های پیش‌رووی بیان داشت: مؤلفه بنیادین در تحلیل هرگونه تفاهم (چه کوتاه‌مدت و چه بلندمدت)، رویکرد ایالات متحده نسبت به «رژیم تحریم‌ها» است. در واقع، موضوع هسته‌ای بیش از آنکه یک چالش اقتصادی باشد، یک سوژه سیاسی و رسانه‌ای است، در حالی که تحریم‌ها، چالش بنیادین و اقتصادی ایران در دهه‌های اخیر محسوب می‌شوند. اگر ایالات متحده در چارچوب‌های اعلامیِ فعلی، سازوکار مشخص و معتبری برای لغو دائمی تحریم‌ها در ازای تعهدات ایران ارائه دهد، می‌توان نسبت به عزم آن کشور برای حل مسائل اساسی امیدوار بود. در واقع، موضوع هسته‌ای در ذیل مسئله تحریم‌ها تعریف می‌شود و نحوه برخورد واشنگتن با این ابزارِ فشار، تعیین‌کننده نیت واقعی آن‌ها خواهد بود.سنجش صداقت در اجرای تعهدات کوتاه‌مدتوی ادامه داد: ارزیابی چشم‌انداز تفاهم دائمی، مستقیماً به نحوه عملکرد طرف آمریکایی در اجرای تعهداتِ مندرج در «یادداشت تفاهم» یا همان چارچوب آتش‌بس ۶۰ روزه وابسته است. سناریوی خوش‌بینانه؛ در صورتی که ایالات متحده به تمامی تعهدات خود در این بازه زمانی ۶۰ روزه پایبند بماند، می‌توان چشم‌انداز تفاهم دائمی را مثبت (با احتمال موفقیت بیش از ۵۰ درصد) ارزیابی کرد. سناریوی بدبینانه؛ هرگونه تعلل یا نقض عهد از سوی طرف آمریکایی در همین چارچوبِ محدود، نه تنها موجب سلب اعتماد خواهد شد، بلکه چشم‌انداز هرگونه تفاهم پایدار در آینده را مبهم و غیرقابل‌اتکا می‌سازد.وی تصریح کرد: برآیند این تحلیل نشان می‌دهد که فارغ از انگیزه‌های تاکتیکی دولت مستقر در آمریکا، آزمون اصلی، نحوه مواجهه عملی آن‌ها با مقوله تحریم‌ها و وفاداری به تعهدات اعلامی در بازه زمانی کوتاه است. در این میان، متغیرهای سیاسی داخلی در رژیم صهیونیستی و احتمال تغییر در ساختار قدرت در تل‌آویو، به عنوان یک عامل تعیین‌کننده در کاهش تنش‌های ژئوپلیتیک و هموارسازی مسیر تفاهم، نقشی غیرقابل‌انکار ایفا می‌کند.نوشته ایران و آمریکا؛ آیا بن‌بست‌های قدیمی در چارچوبی نو حل‌شدنی است؟! گفت وگوی شفقنا آینده با سیدعطا تقوی اصل اولین بار در خبرگزاری بین‌المللی شفقنا | خبرگزاری شیعیان، فتاوای آیت‌الله سیستانی و مرجعیت، آخرین اخبار ایران و جهان. پدیدار شد.