شفقنا- استاد درس خارج حوزه علمیه قم برخی مداحی ها در ماه محرم و تقلیل نهضت عاشورا به واقعه ای صرفا سوگوارانه را استمرار مظلومیت امام حسین (ع) دانست که از زمان حرکت حضرت به کوفه آغاز شد.به گزارش شفقنا به نقل از روابط عمومی مؤسسه پژوهشی ـ فرهنگی فهیم، استاد سید جواد ورعی در نخستین جلسه سخنرانی این موسسه به تبیین ابعاد کمتر شناختهشده مظلومیت امام حسین(ع) و جایگاه تاریخی نهضت عاشورا پرداخت.وی در سخنرانی خود با تأکید بر «مظلومیت پنهان» امام حسین (ع)، بیان کرد: بزرگترین غربت سیدالشهدا تنها در شهادت و مصائب کربلا خلاصه نمیشود، بلکه در نادیده گرفتن جایگاه حقیقی آن حضرت و نسبت دادن اتهاماتی همچون فتنهگری، خروج از دین و برهم زدن وحدت مسلمانان جلوه یافته است.وی با استناد به منابع تاریخی نشان داد: حتی برخی نخبگان و دلسوزان عصر امام نیز عظمت شخصیت آن حضرت را درک نکردند. او همچنین تحریفهای تاریخی و تقلیل نهضت عاشورا به یک واقعه صرفاً سوگوارانه را استمرار همان مظلومیت تاریخی دانست.متن کامل این سخنرانی را در ادامه می خوانید:بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَيِّدِنَا وَ نَبِيِّنَا وَ حَبِيبِ قُلُوبِنَا أَبِي الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ الْمَعْصُومِينَ الْمُكَرَّمِينَ، سِيَّمَا بَقِيَّةِ اللَّهِ الْأَعْظَمِ رُوحِي وَ أَرْوَاحُ الْعَالَمِينَ لِتُرَابِ مَقْدَمِهِ الْفِدَاءُ.اساتید محترم و فضلای گرامی، همانطور که مستحضرید، ابعاد مظلومیت امام حسین (ع) از زمان آغاز نهضت تا مرحلهی شهادت، بسیار گسترده است. برخی از این ابعاد بهصورت کاملاً برجسته در محافل و مجالس مطرح شدهاند؛ اما زوایای پنهانی از مظلومیت سیدالشهدا (ع) وجود دارد که بهمراتب جانکاهتر از مصائبِ ظاهری است، ولی کمتر مورد توجه قرار گرفته و کمتر به آنها پرداخته میشود.تجلیاتِ آشکارِ مظلومیتدر اسناد تاریخی و زیارتنامهها، صفتِ «مظلومیت» از بارزترین ویژگیهای سیدالشهداست. نشانههای آشکارِ این غربت عبارتاند از:آوارگی از حرم پیامبر: شخصیتی چون حسین بن علی (علیهالسلام)، تنها یادگار و فرزند پیامبر در آن زمان، بهدلیل امتناع از بیعت با حکومت یزید بن معاویه، نتواند در شهر جدش بماند و مجبور به ترک مدینه و پناهندگی به مکه شود.ناامنی در حرم امن الهی: امام حتی در مکه، آن هم در موسم حج که همه بهسوی عرفات میروند، از بیم جانش نتواند بماند و مکه را بهقصد کوفه ترک کند.بستن راه و محاصره: فرزندی که به دعوتِ خودِ مردم کوفه راهی آن دیار شده بود، اجازه ورود نیابد، راه بر او بسته شود و در بیابانها آواره گردد.فاجعه عاشورا و اسارت: محاصرهی ایشان در صحرای کربلا، شهادت فجیع امام، یاران و اهلبیتش، و در نهایت به اسارت بردنِ حریمِ رسالت.همه اینها مصداقهای روشنِ مظلومیت سیدالشهداست که همواره در مجالس مطرح میشود و من از آنها عبور میکنم.آن بُعد از مظلومیت که مورد نظرِ من است، این است که شخصیت و جایگاه بیبدیل اباعبدالله الحسین (ع)، نهتنها در چشم دشمنان، بلکه حتی در نگاه نخبگان، شخصیتهای مذهبی و سیاسیِ آن روزگار، و در مواردی حتی از سوی علاقهمندان و نزدیکانِ ایشان، کاملاً نادیده گرفته شد. این مسئله، اوجِ مظلومیتِ شخصیتی چون حسین بن علی (علیهالسلام) است که با استناد به متون تاریخی، آن را در چند محورِ مشخص تقدیم میکنم:توهین به جایگاه و شخصیتِ امامنخستین محورِ این مظلومیت، جایی است که به ساحتِ امام توهین شده و جایگاه ایشان در جامعه، چه از سوی دشمنان و چه از سوی مدعیان، نادیده انگاشته میشود.اتهامِ فتنهگری از سوی معاویه: معاویه در نامهای، سیدالشهدا (ع) را متهم کرد که تو در پیِ ایجاد تفرقه در امت پیامبر و بهدنبالِ فتنهگری، شورش و آشوب در جامعه هستی! امام (ع) در پاسخی قاطع به او فرمودند: «مَا أَعْلَمُ فِتْنَةً أَعْظَمَ مِنْ وِلَايَتِكَ أَمْرَ هَذِهِ الْأُمَّةِ» (من فتنهای بزرگتر و ویرانگرتر از امارت و ولایتِ تو بر این امتِ اسلامی سراغ ندارم). اینکه معاویه با علمِ به جایگاه امام و نسبتِ ایشان با پیامبر (ص)، به خود اجازه میدهد چنین تهمتِ سخیفی را به ایشان وارد کند، از نشانههای بارزِ توهین به شخصیت آن حضرت است.گستاخیِ والی مکه: عمرو بن سعید (والی مکه)، هنگام خروج امام حسین (ع) از مکه، با لحنی بیادبانه به ایشان گفت: «يَا حُسَيْنُ أَ لَا تَتَّقِي اللَّهَ؟ تَخْرُجُ مِنَ الْجَمَاعَةِ وَ تُفَرِّقُ بَيْنَ هَذِهِ الْأُمَّةِ؟» (ای حسین! از خدا نمیترسی که در میان امتِ پیامبر تفرقه ایجاد میکنی و وحدتِ جامعه اسلامی را برهم میزنی؟). تصور کنید شنیدنِ چنین سخنانی برای فرزند پیامبر و امامِ معصوم چقدر سنگین است! ما امروز اگر در جامعه بشنویم کسی به یک مرجع تقلیدِ بزرگوار جسارتی کرده، فورا واکنش نشان میدهیم و برایمان گران تمام میشود؛ آنوقت ببینید با امام معصوم چگونه سخن میگفتند. حضرت در پاسخ به او منطقِ خود را اینگونه بیان فرمودند که کسی که مردم را بهسوی خدا دعوت میکند، هرگز بهدنبال ایجاد اختلاف و شکاف در جامعه نیست: «مَنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَ عَمِلَ صالِحاً لَمْ يُشَاقِقِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ».استمرارِ این تهمت در طول تاریخ: این اتهام تنها مختص به دورانِ سیدالشهدا (ع) نماند. بعدها نیز برخی از مبتدعین، از جمله «ابنتیمیه»، همین نسبتِ ناروا را به امام حسین (ع) دادند و با حق دادن به یزید، مدعی شدند که امام حسین در امتِ اسلامی تفرقه ایجاد کرد و علیه خلیفه مسلمین شورید؛ لذا یزید حق داشت با کسی که خروج کرده و وحدتِ جامعه را برهم زده، برخورد کند!اتهامِ خروج از دین و ارتدادنمونه دومِ این مظلومیت، اتهامِ خروج از دین است. به امام گفتند که تو بر امیرالمؤمنین (خلیفه وقت) خروج کردهای و از دین خارج شدهای! یزید بن معاویه که هنوز پایههای حکومتش تثبیت نشده بود و نتوانسته بود از بزرگان بیعت بگیرد، به امامِ امت میگوید تو از دین خارج شدهای. این در حالی است که در زمان امیرالمؤمنین علی (ع)، وقتی پیمانشکنان و خوارج به جنگ با امامِ برحق آمدند، حضرت نسبت به آنان فرمودند: «اینها برادران ما هستند که بر ما طغیان کردهاند». اما این جماعت، فرزند پیامبر را بهجرمِ عدم بیعت، خارجشده از دین نامیدند و با همین اتهاماتِ واهی، مردمانِ سادهلوح را با شعارِ «قُربَةً إِلَی اللَّهِ» به جنگ با حسین بن علی (ع) کشاندند!لشکریانِ اموی با شعارِ «يَا خَيْلَ اللَّهِ ارْكَبِي» (ای لشکریانِ خدا سوار شوید) و با وعدهی بهشت روانهی میدان میشدند.عمرو بن حجاج زبیدی، از فرماندهانِ سپاه عمر سعد، خطاب به لشکریانش فریاد میزد: «يَا أَهْلَ الْكُوفَةِ الْزَمُوا طَاعَتَكُمْ وَ جَمَاعَتَكُمْ وَ لَا تَرْتَابُوا فِي قَتْلِ مَنْ مَرَقَ مِنَ الدِّينِ وَ خَالَفَ إِمَامَ الْمُسْلِمِينَ» (ای اهل کوفه! بر طاعت و جماعتِ خود استوار بمانید و در کشتنِ کسی که از دین خارج شده و با امامِ مسلمین مخالفت کرده، ذرهای به خود تردید راه ندهید!).این نوع اتهامات علیه شخصیتی بینظیر چون حسین بن علی (ع)، بهمراتب دردی عمیقتر و مظلومیتی شدیدتر از خودِ شهادت و آن جنایاتِ ظاهری دارد. امام سجاد (ع) در روایتی جانسوز میفرمایند: «لَا يَوْمَ كَيَوْمِ الْحُسَيْنِ ازْدَلَفَ عَلَيْهِ ثَلَاثُونَ أَلْفَ رَجُلٍ… كُلٌّ يَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِدَمِهِ وَ هُوَ بِاللَّهِ يُذَكِّرُهُمْ فَلَا يَتَّعِظُونَ حَتَّى قَتَلُوهُ بَغْياً» (هیچ روزی چون روز حسین نیست؛ سی هزار نفر که خود را از امتِ پیامبر میپنداشتند، برای تقرب به خداوند خونِ او را ریختند، درحالیکه امام پیوسته خدا را به آنان یادآور میشد و موعظهشان میکرد، اما آنان پند نگرفتند تا اینکه او را از روی ستم به شهادت رساندند).این خطِ تهمت، پس از عاشورا نیز توسط بنیامیه در کوفه و شام دنبال شد. عبیدالله بن زیاد در دارالإماره کوفه با وقاحت گفت: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَضَحَكُمْ وَ أَكْذَبَ أُحْدُوثَتَكُمْ…» (خدا را شکر که شما را رسوا کرد و دروغهایتان را آشکار ساخت و شما را کشت!).اتهامِ حرمتشکنیِ اسلام و عربمحور دیگر از غربتِ جایگاه اباعبدالله (ع) این است که به فرزند پیامبری که برای نهی از منکر قیام کرده بود، میگفتند تو حرمت اسلام، حرمت عرب، و حرمت قریش را شکستهای! جالب اینجاست که این اتهامات را بنیامیه نمیزدند، بلکه بزرگان و شخصیتهای معاصرِ امام این حرفها را مطرح میکردند.عبدالله بن مطیع (که بعدها از کارگزاران عبدالله بن زبیر در کوفه شد) به امام میگوید: «أُذَكِّرُكَ اللَّهَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ حُرْمَةَ الْإِسْلَامِ أَنْ تُنْتَهَكَ… فَوَاللَّهِ لَئِنْ قُتِلْتَ لَيُقْتَلَنَّ بَعْدَكَ أَحَدٌ أَبَداً» (ای فرزند رسول خدا! تو را به خدا قسم میدهم که حرمتِ اسلام را حفظ کن و حرمت قریش و عرب را رعایت نما. اگر با اینها درگیر شوی و تو را بکشند، پس از تو دیگر به هیچکس رحم نخواهند کرد). این سخن نشان میدهد که آنها میدانستند جایگاه امام چیست و اگر حکومتی به خود جرأت دهد فرزند پیامبر را بکشد، ریختنِ خونِ دیگران برایش بسیار آسان خواهد بود؛ اما بهجای اینکه به بنیامیه اعتراض کنند که چرا حرمتِ خاندان پیامبر را میشکنید – درحالیکه در فرهنگِ عرب معروف است «يُكْرَمُ الْمَرْءُ فِي وُلْدِهِ» (حرمت هر شخص در احترام به فرزندانِ او حفظ میشود) – نوکِ پیکانِ اتهامِ حرمتشکنی را بهسوی امام حسین (علیهالسلام) نشانه میرفتند!پیشنهادهای موهن و جسارتآمیزِ دلسوزان و نخبگانبخش دیگری از این مظلومیت، در نفسِ توصیههایی نهفته است که از سوی برخی شخصیتهای اجتماعی و سیاسی به امام میشد. نفسِ این پیشنهاد که «با یزید بیعت کن»، یک اهانتِ آشکار بود. از حکومتِ اموی انتظاری نبود، چراکه آنها برای مشروعیتبخشی به خود نیازمندِ بیعتِ امام بودند؛ اما شنیدنِ این پیشنهاد از زبانِ نخبگانِ جامعه و حتی دلسوزان، بسیار دردناک است. بلاتشبیه، فرض کنید در جامعهی امروزِ ما، به یک مرجعِ تقلید و نایبِ امام زمان پیشنهاد دهند که بیا و با یک جوانِ لاابالیِ سگباز، میمونباز و شرابخوار که هیچ تقیدی به ظواهر شرع ندارد، بیعت کن! ببینید چقدر اهانتآمیز است؛ حال آنکه این پیشنهاد را در افقی بسیار بالاتر به اباعبدالله الحسین (ع) میدادند.گستاخی مروان: بیانِ برخی از این کلمات واقعاً دشوار است. مروان به امام حسین (ع) میگوید: من دلسوز تو هستم، از من پیروی کن تا هدایت شوی! «أَقُولُ إِنِّي آمُرُكَ بِبَيْعَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ يَزِيدَ فَإِنَّهُ خَيْرٌ لَكَ فِي دِينِكَ وَ دُنْيَاكَ» (من به تو فرمان میدهم که با یزید بیعت کنی که خیر دنیا و آخرتِ تو در این است). امام در پاسخ به او فرمودند: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ وَ عَلَى الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِيَتِ الْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ يَزِيدَ…» سپس فرمودند: وای بر تو! آیا به من فرمان میدهی با مردی فاسق بیعت کنم؟ سخنِ گزافی گفتی! البته از تو و پدرت که مورد لعنِ پیامبر قرار گرفتید، بیش از این نیز انتظاری نمیرود و کسی که ملعونِ رسولالله است، راهحلی بهتر از دعوت به بیعت با یزید ندارد.توصیه جابر بن عبدالله انصاری: جابر، شخصیتی جلیلالقدر و اولین زائرِ اربعینِ سیدالشهداست که از زمان پیامبر تا امام باقر (ع) جایگاه والایی داشته است؛ اما بر اساس فهمِ خود به امام میگوید: همانطور که برادرت مصالحه کرد و آثار خوبی داشت، تو نیز مصالحه کن! قیاسی معالفارق؛ چراکه امام مجتبی (ع) از روی ناچاری با معاویهای صلح کرد که بیست سال سیاستمدارانه بر شام حکومت کرده بود، اما تشبیه آن شرایط به بیعت با یزید، جفایی بزرگ بود.پیشنهاد عبدالله بن عمر: فرزند خلیفه دوم به امام توصیه میکند که با یزید مصالحه کن! امام با تعجب میفرمایند: «عبدالله! من با یزید بیعت کنم و مصالحه نمایم؟ فکر میکنی من اشتباه میکنم؟» عبدالله که داعیهی خلافت داشت، خجالت کشید و وارد فازِ دلسوزی شد و گفت: من میترسم که این چهرهی زیبای شما با شمشیرهای بیرحمِ بنیامیه روبهرو شود و شما را به قتل برسانند.اماننامه عبدالله بن جعفر: کارِ امتِ پیامبر به جایی میرسد که شخصیتی مانند عبدالله بن جعفر میگوید: در مکه بمان، من خودم میروم و برای تو، اهلبیت و فرزندانت از یزید اماننامه میگیرم تا متعرضِ تو نشوند! آیا این پیشنهاد به فرزند پیامبر، هرچند از روی دلسوزی، اهانتآمیز نیست؟ امام در پاسخی عمیق به او فرمودند: «فَخَيْرُ الْأَمَانِ أَمَانُ اللَّهِ» (بهترین امان، امنیتی است که در پرتوِ خداوند متعال به دست آید).بیوفایی کوفیان: در شهری مانند کوفه که امیرالمؤمنین (ع) در آن حکومت داشت و امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) سالها در میان مردمش زندگی کرده بودند، نامههای فراوان مینویسند و ۱۸ هزار نفر با نمایندهی امام بیعت میکنند، اما یکشبه او را تنها میگذارند و راه را بر امام میبندند! غربتِ امام به جایی میرسد که از کلِ امتِ اسلامی، تنها ۷۲ نفر میمانند تا او را یاری کنند. آیا اینها هتک حرمت و مظلومیتِ سیدالشهدا نیست؟مظلومیتِ سیدالشهدا پس از عاشورا و در طول تاریخاین مظلومیت حتی پس از شهادت نیز ادامه یافت و در قالبِ تحلیلهای تقلیلگرایانه و مداحیهای تحریفشده خود را نشان داد:تحلیلهای تقلیلگرایانه (تکلیف اختصاصی): پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدَا»؛ هیچ فرقی در الگو و اسوه بودنِ این دو امام نیست. اما برخی از فقها در تحلیلهای خود قیام امام حسین (ع) را یک «تکلیف اختصاصی» دانستند که اصلاً قابلِ تأسی و پیروی نیست! خارج کردنِ مهمترین مقطعِ زندگیِ امام – نهضتی که موجب نجات اسلام شد – از دایرهی الگو بودن برای بشریت و آزادیخواهان، خود بُعدی از مظلومیت است. البته پرواضح است که الگوگیریِ صحیح، نیازمندِ درکِ منطقِ رفتارِ امام و شناختِ مقتضیاتِ زمان است و مشابهتسازیهای ناروا و سطحی نیز مردود است.تحریف در مداحیها: یکی دیگر از گرفتاریها، مداحیهایی است که از آنها نه بوی عزت، عظمت و حماسه، بلکه بوی ذلت و درماندگی به مشام میرسد که این خود ظلمی بزرگ به اباعبدالله است. استاد شهید مطهری (ره) در کتاب حماسه حسینی بهدرستی میفرمایند که حادثه کربلا دو پرده دارد: یک پردهی آن، جنایتِ بیسابقهی بنیامیه است؛ اما پردهی دیگر، عظمت، تجلیِ ارزشهای اخلاقی و انسانی، و بُعدِ ملکوتی و حماسیِ امام و یارانِ اوست. نادیده گرفتنِ این پردهی باعظمت و تمرکزِ صِرف بر جنبههای سوگوارانه، مظلومیتی مضاعف برای کربلاست.خونِ دلِ عالمانِ راستین؛ از کربلا تا امروزدر خاتمه، چون در ایام خرداد و سالگرد رحلت امام خمینی (رضواناللهتعالیعلیه) و قیام پانزده خرداد هستیم، مایلم به پیامی از ایشان که به «منشور روحانیت» معروف است اشاره کنم. این پیام، حکایتِ رنجها و مشقتهای مسیرِ حق است. امامِ راحل درباره شهید بهشتی جملهی عجیبی دارند و میفرمایند مظلومیتِ آقای بهشتی در جامعهی ما، از شهادتش جانسوزتر بود. دوستانی که آن دوره را به یاد دارند، میدانند در خیابانها شعار میدادند: «بهشتی بهشتی، طالقانی رو تو کشتی!». تهمتهای سنگینی میزدند و ایشان دم برنمیآورد و میگفت ما نباید امام را خرجِ خودمان بکنیم؛ تا اینکه شهادتش، آن دلهای خفته و ناآگاه را بیدار کرد.امام خمینی در پیامِ خود از دوران اقامتشان در قم و نجف و آغاز مبارزه مینویسند. ایشان تأکید میکنند که زخمزبانها و حرفهایی که از همصنفها و همسلکهای خودشان (مقدسمآبها و متحجرین) میشنیدند، بسیار جانکاهتر از برخوردهای حکومت استبدادی پهلوی بود. آنجا که کسانی احساسِ تکلیف میکردند تا در برابر ستمشاهی و برای دفاع از اسلام بایستند، آماجِ تهمتها و تعریضها قرار میگرفتند. ایشان میفرمایند: «گمان نکنید که تهمت وابستگی و افترای بیدینی را تنها اغیار به روحانیت زده است؛ هرگز! ضربات روحانیت ناآگاه و آگاهِ وابسته، بهمراتب کاریتر از اغیار بوده و هست.»امروز هم در جامعهی سیاستزدهی ما، به شخصیتهایی نسبتِ بیدینی و وابستگی میدهند که انسان حیرت میکند. امام در توصیف آن روزگار میفرمایند: «در شروع مبارزات اسلامی، اگر میخواستی بگویی شاه خائن است، بلافاصله جواب میشنیدی که شاه شیعه است! عدهای مقدسنمای واپسگرا همهچیز را حرام میدانستند… خون دلی که پدر پیرتان از این دستهی متحجر خورده است، هرگز از فشارها و سختیهای دیگران نخورده است.» در آن تفکرِ متحجرانه، وقتی دخالت در سیاست و حکومت ممنوع شد، حماقتِ یک روحانی در معاشرت با مردم تبدیل به «فضیلت» گردید! روحانی زمانی قابل احترام بود که حماقت از سراپای وجودش ببارد، وگرنه عالمِ کاردان و زیرک متهم میشد که کاسهای زیر نیمکاسه دارد! یاد گرفتنِ زبان خارجی کفر بود و فلسفه و عرفان گناه شمرده میشد؛ تا جایی که در مدرسه فیضیه، کوزهای را که فرزند خردسالِ امام (مرحوم حاج آقا مصطفی) از آن آب نوشیده بود، آب کشیدند، صرفاً به این جرم که پدرش فلسفه تدریس میکرد! امام میفرمایند اگر آن روند ادامه مییافت، وضع حوزههای علمیه ما به سانِ کلیساهای قرون وسطی میشد.غرض از بیان این نکات آن بود که بدانیم در همهی دورهها، این جنس از مظلومیتها برای شخصیتهای حقطلب (با حفظ مراتب و جایگاهها) وجود داشته است.نوشته استاد ورعی: جایگاه حقیقی امام حسین (ع) نادیده گرفته شده است/ از برخی مداحی ها بوی ذلت و درماندگی به مشام می رسد اولین بار در خبرگزاری بینالمللی شفقنا | خبرگزاری شیعیان، فتاوای آیتالله سیستانی و مرجعیت، آخرین اخبار ایران و جهان. پدیدار شد.