شفقنا- روزنامه اعتماد نوشت: انسانرسانهها نماد عصر جديد ارتباطات هستند؛ عصري كه در آن هر فرد بالقوه يك رسانه است، اما تنها كساني به مرجع اثرگذاري پايدار تبديل ميشوند كه سرمايه اصلي اين جهان يعني (اعتماد) را به دست آورند و از آن به مسوولانهترين شكل ممكن بهره بگيرند.به گزارش شفقنا احسان دلاويز در یادداشت روزنامه اعتماد نوشت:جهان ارتباطات در دهههاي اخير تحولي بنيادين را تجربه كرده است؛ تحولي كه نهتنها ابزارهاي انتقال پيام، بلكه ماهيت كنشگري در عرصه عمومي را نيز دگرگون ساخته است. زماني رسانههاي بزرگ، اعم از مطبوعات، راديو و تلويزيون، دروازهبانان اصلي اطلاعات محسوب ميشدند و تعيين ميكردند چه موضوعي ديده شود، چه روايتي برجسته گردد و چه صدايي به گوش جامعه برسد. اما ظهور اينترنت، توسعه فناوريهاي هوشمند و گسترش شبكههاي اجتماعي، اين انحصار تاريخي را درهم شكست و بازيگران جديدي را وارد ميدان ارتباطات كرد؛ بازيگراني كه امروز از آنها با عنوان «انسانرسانه» ياد ميشود. انسانرسانه محصول عصر شبكهاي است؛ عصري كه در آن هر فرد ميتواند با در اختيار داشتن يك تلفن همراه و دسترسي به اينترنت، نقشي فراتر از يك مخاطب صرف ايفا كند و به توليدكننده، توزيعكننده و حتي مرجع تحليل و تفسير اخبار تبديل شود. در چنين فضايي، افراد ديگر تنها مصرفكننده پيام نيستند، بلكه خود به بخشي از نظام رسانهاي بدل شدهاند و گاه اثرگذاري آنان از رسانههاي رسمي و باسابقه نيز بيشتر است.انسانرسانه؛ از مفهوم تا واقعيتانسانرسانه را ميتوان فردي دانست كه به واسطه اعتبار اجتماعي، سرمايه نمادين، دانش تخصصي، جايگاه حرفهاي يا توانايي جلبتوجه مخاطبان، خود به يك رسانه مستقل تبديل شده است. اين افراد ممكن است روزنامهنگار، استاد دانشگاه، پژوهشگر، هنرمند، ورزشكار، فعال اجتماعي، كارآفرين يا حتي شهروندي عادي باشند كه توانستهاند پيرامون خود شبكهاي از مخاطبان وفادار ايجاد كنند. در گذشته رسانهها شخصيتها را ميساختند، اما امروز بسياري از شخصيتها خود رسانه هستند. مخاطب براي دريافت خبر، تحليل يا حتي تفسير يك رويداد الزاما به رسانههاي رسمي مراجعه نميكند، بلكه ممكن است روايت يك فرد را معتبرتر، سريعتر و نزديكتر به واقعيت تلقي كند. همين تغيير، يكي از مهمترين جابهجاييهاي قدرت در تاريخ ارتباطات محسوب ميشود. امروزه يك استاد دانشگاه با چند صد هزار دنبالكننده در شبكههاي اجتماعي ميتواند در حوزه تخصصي خود اثرگذاري بيشتري از بسياري از رسانههاي عمومي داشته باشد. يك خبرنگار مستقل ميتواند روايتي را منتشر كند كه ميليونها بار ديده شود و يك فعال اجتماعي قادر است موجي از حساسيت عمومي پيرامون يك مساله ايجاد كند. اين همان نقطهاي است كه انسانرسانه از يك فرد به يك نهاد اثرگذار اجتماعي تبديل ميشود.فروپاشي انحصار رسانهاييكي از مهمترين پيامدهاي ظهور انسانرسانهها، فروپاشي انحصار رسانهاي است. در دوران رسانههاي سنتي، فرآيند توليد و انتشار پيام در اختيار سازمانهاي بزرگ رسانهاي بود. هزينههاي بالاي چاپ، پخش و توزيع، مانعي جدي براي ورود افراد به عرصه رسانه محسوب ميشد. اما فناوري ديجيتال اين موانع را از ميان برداشت. اكنون هر فردي ميتواند بدون نياز به سرمايه كلان يا ساختار سازماني پيچيده، مخاطبان گستردهاي را در اختيار داشته باشد. به همين دليل قدرت رسانهاي از نهادها به شبكهها و از سازمانها به افراد منتقل شده است. اين انتقال قدرت، يكي از مهمترين ويژگيهاي زيست رسانهاي قرن بيستويكم به شمار ميرود. در چنين شرايطي، مفهوم «دروازهباني خبر» كه دههها يكي از نظريههاي اصلي علوم ارتباطات بود، با چالش جدي روبهرو شده است. ديگر تنها سردبيران و مديران رسانه نيستند كه درباره اهميت اخبار تصميم ميگيرند؛ بلكه ميليونها كاربر و صدها هزار انسانرسانه نيز در اين فرآيند نقش دارند.اعتماد؛ سرمايه اصلي انسانرسانهها- اگر بخواهيم مهمترين عامل موفقيت انسانرسانهها را در يك واژه خلاصه كنيم، آن واژه «اعتماد» است. در عصر انفجار اطلاعات، كمبود محتوا وجود ندارد؛ آنچه كمياب شده، اعتماد است. مخاطبان امروز روزانه با هزاران پيام، تصوير و روايت مواجه ميشوند. در چنين فضايي، آنان براي تصميمگيري و قضاوت به منابعي رجوع ميكنند كه نسبت به آنها احساس اعتماد بيشتري دارند. اين اعتماد ممكن است ناشي از تخصص، صداقت، شفافيت يا سابقه حرفهاي فرد باشد. برخلاف رسانههاي رسمي كه اغلب از زبان سازماني سخن ميگويند، انسانرسانهها با زبان شخصي و تجربهمحور با مخاطب ارتباط برقرار ميكنند. همين ويژگي باعث ميشود پيام آنها انسانيتر، ملموستر و باورپذيرتر به نظر برسد. از اين منظر، دنبالكنندگان يك انسانرسانه صرفا مخاطب نيستند؛ بلكه نوعي جامعه ارتباطي پيرامون او شكل ميگيرد كه در آن احساس نزديكي، تعامل و اعتماد نقش محوري دارد. اين سرمايه اجتماعي، مهمترين منبع قدرت انسانرسانهها به شمار ميرود.اقتصاد توجه و رقابت براي ديده شدنامروزه بسياري از نظريهپردازان ارتباطات معتقدند كه مهمترين كالاي عصر ديجيتال نه اطلاعات، بلكه «توجه» است. در جهاني كه اطلاعات فراوان و بيپايان توليد ميشود، آنچه ارزشمند است توانايي جلبتوجه مخاطب است.انسانرسانهها به دليل برخورداري از هويت مشخص و ارتباط مستقيم با مخاطبان، در رقابت بر سر جلبتوجه موفقتر از بسياري از رسانههاي سنتي عمل ميكنند. مخاطب معمولا به چهرهها بيشتر از نهادها واكنش نشان ميدهد. يك پيام كوتاه از سوي فردي مورد اعتماد ميتواند تأثيري بيشتر از دهها گزارش رسمي داشته باشد. به همين دليل است كه امروز بسياري از جريانهاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و حتي سياسي تلاش ميكنند از ظرفيت انسانرسانهها براي انتقال پيام و اقناع افكار عمومي بهره ببرند. در واقع انسانرسانهها به بازيگران مهم اقتصاد توجه تبديل شدهاند؛ اقتصادي كه در آن هرچه توجه بيشتري جلب شود، قدرت اثرگذاري نيز افزايش مييابد.انسانرسانهها و شكلدهي به افكار عمومي- يكي از مهمترين كاركردهاي انسانرسانهها، تأثيرگذاري بر افكار عمومي است. افكار عمومي صرفا محصول انتشار اطلاعات نيست؛ بلكه نتيجه چارچوببندي، تفسير و روايت رويدادهاست. انسانرسانهها با انتخاب موضوعات، برجستهسازي برخي مسائل و ارايه تفاسير خاص، بر نحوه ادراك مخاطبان از واقعيت اثر ميگذارند. آنان تعيين ميكنند كدام مساله مهم تلقي شود، كدام رويداد مورد توجه قرار گيرد و كدام روايت در ذهن مخاطبان ماندگار شود. در بسياري از بحرانهاي اجتماعي، حوادث طبيعي، انتخابات، اعتراضات مدني يا رخدادهاي فرهنگي، انسانرسانهها به بازيگران اصلي روايتسازي تبديل ميشوند. گاه يك روايت منتشرشده از سوي يك فرد شناختهشده ميتواند مسير گفتوگوهاي عمومي را تغيير دهد و دستور كار رسانهها را تحت تأثير قرار دهد. اين همان پديدهاي است كه برخي نظريهپردازان از آن با عنوان «دموكراتيزه شدن قدرت روايت» ياد ميكنند؛ وضعيتي كه در آن قدرت روايتگري ديگر در انحصار رسانههاي بزرگ نيست.مسووليت اجتماعي انسانرسانههابا افزايش قدرت، مسووليت نيز افزايش مييابد. اگر انسانرسانهها امروز قادرند بر نگرشها، احساسات و رفتارهاي ميليونها نفر اثر بگذارند، ناگزير بايد به مسووليتهاي اخلاقي و حرفهاي خود نيز توجه كنند. سرعت بالاي انتشار محتوا در شبكههاي اجتماعي گاه سبب ميشود دقت، صحت و راستيآزمايي قرباني شتابزدگي شود. انتشار اخبار تأييدنشده، تحليلهاي احساسي، شايعات و اطلاعات نادرست ميتواند پيامدهاي گسترده اجتماعي به همراه داشته باشد. از اين رو، انسانرسانه بودن صرفا به معناي داشتن دنبالكنندگان فراوان نيست. اعتبار واقعي زماني شكل ميگيرد كه فرد به اصول حرفهاي همچون صداقت، شفافيت، پاسخگويي، رعايت انصاف و احترام به حقيقت پايبند باشد. جامعهاي كه انسانرسانههاي مسووليتپذير داشته باشد، از ظرفيت بالاتري براي گفتوگوي سازنده و آگاهي عمومي برخوردار خواهد بود؛ اما اگر اين فضا به ميدان رقابت براي جلب هيجان و ديده شدن صرف تبديل شود، اعتماد عمومي نيز آسيب خواهد ديد.آينده ارتباطات؛ همزيستي رسانه و انسانرسانه- برخي تصور ميكنند انسانرسانهها جايگزين كامل رسانههاي حرفهاي خواهند شد، اما واقعيت پيچيدهتر از اين است. رسانههاي حرفهاي همچنان از مزيتهايي چون ساختارهاي تخصصي، نظامهاي راستيآزمايي، دسترسي سازمانيافته به منابع اطلاعاتي و تجربه حرفهاي برخوردارند. در مقابل، انسانرسانهها از سرعت، انعطافپذيري، صميميت و ارتباط مستقيم با مخاطب بهره ميبرند. آينده ارتباطات احتمالا نه در حذف يكي به سود ديگري، بلكه در همزيستي و تعامل ميان اين دو شكل خواهد گرفت. رسانههاي حرفهاي براي حفظ مرجعيت خود ناگزيرند به اقتضائات عصر شبكهاي توجه كنند و انسانرسانهها نيز براي حفظ اعتبار و نفوذ خود نيازمند پايبندي به اصول حرفهاي هستند.جمعبنديظهور انسانرسانهها يكي از مهمترين تحولات ارتباطي عصر ديجيتال است؛ تحولي كه ساختار سنتي قدرت رسانهاي را دگرگون كرده و نقش افراد را در شكلدهي به افكار عمومي افزايش داده است. در جهان امروز، قدرت رسانهاي بيش از آنكه در اختيار سازمانها باشد، در اختيار كساني است كه بتوانند اعتماد مخاطب را جلب كنند، توجه او را حفظ نمايند و روايتهايي معتبر و اثرگذار ارايه دهند.انسانرسانهها نماد عصر جديد ارتباطات هستند؛ عصري كه در آن هر فرد بالقوه يك رسانه است، اما تنها كساني به مرجع اثرگذاري پايدار تبديل ميشوند كه سرمايه اصلي اين جهان يعني (اعتماد) را به دست آورند و از آن به مسوولانهترين شكل ممكن بهره بگيرند.نوشته از رسانه ها/ «انسانرسانه قدرت نوظهور» اولین بار در خبرگزاری بینالمللی شفقنا | خبرگزاری شیعیان، فتاوای آیتالله سیستانی و مرجعیت، آخرین اخبار ایران و جهان. پدیدار شد.