شفقنا رسانه- در روزها و ماه های گذشته اخبار جنگ و تحولات منطقه در صدر اخبار قرار داشت و طبیعتا رسانه بنا به رسالتی که داشت، مشغول انتشار تصاویر و اخبار مربوط به جنگ بود. اما آنچه در این میان مهم به نظر می رسید دریافت این دسته از اخبار توسط مخاطبانی به نام کودکان است که حتما باید پروتکل های خاصی را برای محافظت از آنها در برابر این اخبار از سوی رسانه و والدین در نظر گرفت. حسین غفاری پژوهشگر حوزه رسانه و کودکان به نقش والدین در این باره اشاره میکند و می گوید: یکی از مهمترین وظایف والدین، ایفای نقش «واسطهگری رسانهای» میان جهان اخبار و جهان کودکان است. والدین باید از یک سو تا حد امکان مواجهه مستقیم فرزندان با اخبار را مدیریت کنند و از سوی دیگر، با ارائه توضیحات و تفسیرهای متناسب، به آنان کمک کنند تا اخبار را به شکلی سالمتر درک و پردازش کنند.متن گفتگوی شفقنا رسانه با حسین غفاری پژوهشگر حوزه رسانه و کودکان را در ادامه بخوانید…اخبار منفی و بحرانمحور (مثل جنگ، بلایای طبیعی) چه چالشهایی برای درک و تجربه رسانهای کودکان ایجاد میکنند و کودکان چگونه این اخبار را میفهمند و واکنش نشان میدهند؟این مسئله را باید بهصورت بنیادی و از منظر علمی بررسی کرد. محتوای رسانهای سالهاست که بر اساس نظامهای ردهبندی سنی ساماندهی میشود. از گذشته تاکنون، کتابها در گروههای سنی مختلف مانند کودک، نوجوان و بزرگسال دستهبندی شدهاند و این ردهبندیها در بسیاری از کشورها، از جمله ایران، بهطور رسمی بر روی آثار درج و اجرا میشود. علاوه بر کتابها، فیلمهای سینمایی، انیمیشنها و بازیهای رایانهای نیز دارای نظامهای مشخص ردهبندی سنی هستند. حتی در سالهای اخیر، شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای دیجیتال نیز محدودیتها و الزامات سنی مشخصی برای عضویت و فعالیت کاربران در نظر گرفتهاند.منطق حاکم بر این نظامهای ردهبندی بسیار روشن است؛ کودکان و نوجوانان جهان پیرامون خود را متفاوت از بزرگسالان درک و تفسیر میکنند. به همین دلیل، مواجهه آنان با انواع محتواهای رسانهای همواره با حساسیت و ملاحظات ویژه همراه بوده است. در اغلب کشورها، دسترسی کودکان و نوجوانان به محتوای بزرگسالانه با محدودیتهایی مواجه است. در ماههای اخیر نیز شاهد بودهایم که برخی کشورها، از جمله استرالیا و تعدادی از کشورهای اروپایی که دغدغه تربیت و سلامت روانی کودکان و نوجوانان را دارند، برای عضویت در شبکههای اجتماعی عمومی محدودیتهای سنی تعیین کردهاند؛ بهگونهای که افراد زیر ۱۵ یا ۱۶ سال در برخی موارد امکان عضویت مستقل در این فضاها را ندارند.این رویکرد یک پیام روشن دارد؛ باید به دقت بررسی شود که محتوای در دسترس کودکان و نوجوانان تا چه اندازه میتواند زمینهساز آسیب باشد. این عوامل آسیبزا نیز تا حد زیادی شناختهشدهاند؛ از جمله نمایش خشونت، القای ترس، محتوای غیراخلاقی، ترویج مصرف دخانیات، مشروبات الکلی و سایر رفتارهای پرخطر. تقریباً در همه نظامهای ردهبندی سنی جهان، چنین مواردی مشمول محدودیتهای مشخصی هستند. اخبارجنگ و بحران نیز باید در چارچوب ردهبندی سنی قرار گیرندبا این حال، در بسیاری از موارد تصور میشود که اخبار و اطلاعات عمومی از این قاعده مستثنا هستند و نیازی به ردهبندی سنی ندارند. این در حالی است که اگر با همان منطق به موضوع نگاه کنیم، اخبار نیز نوعی محتوای رسانهای محسوب میشوند و میتوانند آثار شناختی، عاطفی و رفتاری قابلتوجهی بر مخاطبان، بهویژه کودکان و نوجوانان، بر جای بگذارند. بنابراین اخبار منتشرشده در روزنامهها، مجلات، رسانههای دیداری و شنیداری و حتی شبکههای اجتماعی نیز باید در چارچوب سیاستهای حمایتی مرتبط با سن مخاطب مورد توجه قرار گیرند. در حوزه تنظیمگری مواجهه کودکان و نوجوانان با اخبار، با نوعی عقبماندگی مواجه هستیماز این منظر، میتوان گفت که در حوزه تنظیمگری مواجهه کودکان و نوجوانان با اخبار، با نوعی عقبماندگی مواجه هستیم. اخبار، همانند کتابها، بازیهای رایانهای، فیلمها و انیمیشنها، میتوانند بر نگرشها، هیجانات و برداشتهای مخاطبان تأثیر بگذارند. با این حال، معمولاً تأثیر اخبار بر کودکان و نوجوانان کمتر مورد توجه قرار میگیرد و این موضوع با نوعی سادهانگاری همراه است.بر این اساس، مسئله اصلی صرفاً تدوین مقررات ویژه برای اخبار نیست؛ بلکه باید برای مواجهه کودکان و نوجوانان با تمامی انواع محتوای رسانهای چارچوبهای حمایتی و تنظیمگری متناسبی در نظر گرفت. اخبار نیز بخشی از همین منظومه محتوایی هستند و باید در سیاستگذاریهای مرتبط با حمایت از کودکان و نوجوانان لحاظ شوند.البته تفاوت مهمی میان اخبار و برخی دیگر از محتواهای رسانهای وجود دارد. در مورد فیلمها یا برنامههای نمایشی، میتوان از طریق حذف یا اصلاح برخی صحنهها و یا تولید نسخههای مناسبسازیشده، محتوا را برای گروههای سنی پایینتر قابل استفاده کرد. اما ماهیت اخبار، به دلیل سرعت انتشار، گستردگی دسترسی و حجم بالای تولید محتوا، امکان اعمال چنین فرآیندهایی را بسیار محدود میکند. از این رو، به نظر میرسد در مواجهه با اخبار باید از الگوهای مشابه سیاستهای محدودسازی دسترسی به شبکههای اجتماعی استفاده کرد؛ به این معنا که برای گروههای سنی پایینتر محدودیتهای جدیتری در نظر گرفته شود و میزان دسترسی آنان به بخش قابلتوجهی از اخبار کنترل یا محدود شود.در بسیاری از کشورهای جهان، نوعی حساسیت و آگاهی نسبت به این موضوع وجود دارد و مصرف اخبار، بهویژه اخبار حاوی خشونت، بحران، جنگ یا آسیبهای اجتماعی، عمدتاً در چارچوب مخاطبان بزرگسال مورد توجه قرار میگیرد. با این حال، به نظر میرسد در ایران، به دلایل فرهنگی و برخی شرایط خاص اجتماعی، این مسئله هنوز آنگونه که باید مورد توجه قرار نگرفته است. قرار گرفتن مداوم کودکان در معرض اخبار منفی چه اثراتی بر طرز فکر، نگرش و رفتار آنها نسبت به رسانه و محیط اطرافشان دارد؟طبیعتاً قرار گرفتن در معرض اخبار منفی میتواند پیامدهای نامطلوبی به همراه داشته باشد؛ از افزایش استرس و اضطراب گرفته تا تقویت احساس ناامنی و بیاعتمادی نسبت به محیط پیرامون. با این حال، مسئلهای که به نظر میرسد اهمیت بیشتری دارد، صرفاً مواجهه کودکان و نوجوانان با اخبار منفی نیست، بلکه اصل مواجهه آنان با فضای خبری است.اخبار در شکلگیری ادراک کودکان و نوجوانان از جهان نقش مهمی ایفا میکنندفرض کنیم کودکان تنها در معرض اخبار منفی قرار نمیگیرند، بلکه یک بخش خبری تلویزیونی را تماشا میکنند، یک کانال خبری را دنبال میکنند یا روزنامهای را ورق میزنند که در آن مجموعهای متنوع از اخبار، گزارشها، اطلاعیهها و آگهیها منتشر شده است. به نظر میرسد که درباره کلیت این مواجهه نیز باید تأمل جدی صورت گیرد؛ زیرا اخبار، فارغ از مثبت یا منفی بودن، در شکلگیری ادراک کودکان و نوجوانان از جهان نقش مهمی ایفا میکنند.اگر ادراک یک فرد از جهان عمدتاً از طریق اخبار شکل بگیرد، احتمال بروز آسیبهای شناختی و ادراکی افزایش مییابد. البته در مورد بزرگسالان، اخبار معمولاً تنها یکی از منابع شناخت جهان است. یک فرد بزرگسال از طریق تجربه زیسته، تحصیلات، روابط خانوادگی، فعالیت شغلی و تعاملات اجتماعی گسترده، تصویر نسبتاً جامعی از جهان پیرامون خود شکل داده است و اخبار در کنار این مجموعه تجربیات قرار میگیرد. اما کودکان و نوجوانان هنوز چنین پشتوانهای ندارند. آنان در مراحل اولیه شکلگیری هویت، شناخت اجتماعی و جهانبینی قرار دارند و دامنه تجربیاتشان محدودتر است. از این رو، سهم اخبار در ساختن تصویر ذهنی آنان از جهان میتواند بسیار پررنگتر باشد.جهانی که اخبار بازنمایی میکنند، الزاماً معادل جهان واقعی نیستدر چنین شرایطی، اگر اخبار عمدتاً حاوی مضامین منفی باشند، طبیعی است که تصویری منفی از جهان در ذهن کودک یا نوجوان شکل گیرد. اما حتی اگر اخبار منفی هم نباشند، باز مسئله پابرجاست؛ زیرا جهانی که اخبار بازنمایی میکنند، الزاماً معادل جهان واقعی نیست. اخبار بر اساس معیارهایی انتخاب و برجسته میشوند که در ادبیات روزنامهنگاری از آنها با عنوان «ارزشهای خبری» یاد میشود؛ ارزشهایی مانند شگفتی، درگیری، استثنا بودن، فراگیری، شهرت و اهمیت. این معیارها لزوماً بازتابدهنده جریان عادی زندگی روزمره انسانها نیستند، بلکه بیش از هر چیز بر رویدادهای غیرعادی، هیجانبرانگیز و توجهجلبکننده تمرکز دارند.در نتیجه، جهان اخبار جهانی است که در آن بحرانها، تعارضها، حوادث غیرمنتظره و رخدادهای استثنایی سهمی بسیار بیشتر از واقعیت روزمره زندگی انسانها پیدا میکنند. بنابراین، حتی زمانی که اخبار واجد محتوای آشکارا منفی نباشند، باز هم تصویری از جهان ارائه میدهند که سرشار از هیجان، نوسان، تنش و تحرک دائمی است. این نوع بازنمایی میتواند برای کودکان و نوجوانان، که هنوز توانایی کافی برای تفکیک میان واقعیت اجتماعی و بازنمایی رسانهای آن را به دست نیاوردهاند، منبعی برای نگرانی، اضطراب و برداشتهای نادرست از جهان باشد.از این منظر، پیش از آنکه توجه خود را صرفاً بر پیامدهای اخبار منفی متمرکز کنیم. هرچند این موضوع نیز بسیار مهم است و میتواند آثار روانشناختی جدی بر کودکان و نوجوانان بر جای بگذارد، باید به تأثیر کلی فضای خبری بر فرایند جامعهپذیری و شکلگیری جهانبینی آنان توجه داشته باشیم. مسئله اصلی این است که جهان اخبار، بهطور ساختاری، تصویری متفاوت از واقعیت روزمره زندگی ارائه میکند و این تصویر میتواند درک کودکان و نوجوانان از جهان را تحت تأثیر قرار دهد.کودک یا نوجوانی که در محیط خانواده زندگی میکند، روابط اجتماعی محدودی دارد، در حال یادگیری مهارتهای اساسی زندگی است، با همسالان خود تعامل میکند و به تدریج با دانشها و تجربههای بنیادین آشنا میشود، ناگهان از دریچه اخبار با جهانی روبهرو میشود که مملو از بحران، تعارض، رخدادهای غیرمنتظره و تحولات پرشتاب است. افزون بر این، اخبار اغلب رویدادها را در مقیاسی جهانی بازنمایی میکنند؛ به گونهای که تفاوتهای فرهنگی، ملی و زیستجهانی مخاطب در پسِ روایتهای کلان جهانی کمرنگ میشود. این امر میتواند فاصله معناداری میان تجربه زیسته کودک و تصویری که از جهان دریافت میکند ایجاد کند.ساختار بازنمایی خبری با نیازهای رشدی، شناختی و عاطفی کودکان و نوجوانان همخوانی کامل نداردبر همین اساس، به نظر میرسد تمرکز صرف بر مسئله اخبار منفی، اگرچه ضروری است، اما برای فهم کامل ابعاد این مسئله کافی نیست. چالش اصلیتر آن است که خودِ منطق خبر و ساختار بازنمایی خبری، تصویری از جهان ارائه میکند که با نیازهای رشدی، شناختی و عاطفی کودکان و نوجوانان همخوانی کامل ندارد و از این رو، نیازمند توجه و سیاستگذاری جدی در حوزه تربیت رسانهای و تنظیمگری مواجهه کودکان با اخبار است. والدین و مربیان چگونه میتوانند کودکان را در مصرف اخبار و محتواهای منفی رسانهای همراهی کنند تا تجربه رسانهای سالمتری داشته باشند؟والدین بهعنوان افرادی بزرگسال، معمولاً اخبار را با هدف شناخت تحولات و رویدادهای روز دنبال میکنند. آنان برای تصمیمگیری در حوزههای مختلف زندگی خود به اطلاعات نیاز دارند و اخبار، در صورت برخورداری از دقت و اعتبار کافی، میتواند به آنان در درک شرایط و پیشبینی روندهای آینده کمک کند. از این رو، بزرگسالان اخبار را گاه با هیجان، گاه با نگرانی و گاه با احساس مسئولیت دنبال میکنند. اما وضعیت کودکان و نوجوانان متفاوت است.کودکان چشمانداز آینده خود را نه از اخبار، بلکه عمدتاً از محیط خانواده دریافت میکنند. این رفتار، گفتار و نگرش والدین است که به آنان احساس امنیت، امید و جهتگیری نسبت به آینده میبخشد. کودکان و نوجوانان از خلال تعاملات روزمره با والدین، تصویری از جهان و آینده خود میسازند و بر اساس همان تصویر، انتظارات، آرزوها و برنامههای ذهنی خود را شکل میدهند.از این منظر، باید توجه داشت که اگر کودکان بهطور مستقیم و بدون واسطه در معرض جریان اخبار قرار گیرند و بخواهند تصویر آینده خود را صرفاً بر اساس محتوای خبری ترسیم کنند، احتمال بروز اختلال در فرایند شکلگیری جهانبینی آنان افزایش مییابد. دلیل این مسئله آن است که ساختار جهان اخبار، با ویژگیهای شناختی و عاطفی کودکان و نوجوانان تناسب کامل ندارد. اخبار عموماً بر رویدادهای استثنایی، بحرانها، تعارضها و تحولات غیرعادی متمرکز است؛ در حالی که کودکان هنوز توانایی لازم برای تحلیل و تفسیر این حجم از اطلاعات و رویدادهای پیچیده را به دست نیاوردهاند.اطلاعات خبری باید پس از عبور از فیلتر شناختی و عاطفی والدین در اختیار کودکان قرار گیرد/والدین باید تا حد امکان از مواجهه مستقیم و بیواسطه کودکان با جریان اخبار بکاهندبر همین اساس، هرچند والدین حق دارند و حتی لازم است که از طریق اخبار با جهان پیرامون خود ارتباط برقرار کنند، اما در قبال فرزندان خود نیز مسئولیتی مهم بر عهده دارند. نخست آنکه تا حد امکان باید از مواجهه مستقیم و بیواسطه کودکان با جریان اخبار کاسته شود و اطلاعات خبری پس از عبور از فیلتر شناختی و عاطفی والدین در اختیار آنان قرار گیرد. دوم آنکه انتقال اخبار به کودکان باید همراه با توضیح، تحلیل و تفسیر متناسب با سن و سطح درک آنان باشد؛ زیرا همین توضیحات تکمیلی است که میتواند به شکلگیری جهانبینی متعادلتر و سالمتر در کودکان کمک کند.همچنین باید توجه داشت که ممکن است یک خبر در لحظه انتشار، برای والدین نیز ناراحتکننده، اضطرابآور یا تلخ باشد. اخبار مربوط به ناکامیها، بحرانها، جنگها، بلایای طبیعی، حوادث و آسیبهای اجتماعی میتوانند احساسات منفی شدیدی را در بزرگسالان برانگیزند. با این حال، زمانی که والدین چنین اخباری را برای فرزندان خود بازگو میکنند یا درباره آنها توضیح میدهند، ضروری است که مراقب نحوه انتقال پیام باشند. کودک نباید حامل اضطراب، ناامیدی و تلخکامی بزرگسالان شود. این به معنای پنهان کردن واقعیتها نیست، بلکه به معنای بازنمایی مسئولانه واقعیت است.حتی زمانی که خبر درباره یک حادثه ناگوار یا یک بحران بزرگ است، والدین میتوانند در کنار بیان اصل ماجرا، بر جنبههای انسانی، همبستگی اجتماعی، تلاش برای حل مسئله، کمکرسانی، تابآوری و امید به آینده نیز تأکید کنند. در واقع، آنچه کودک دریافت میکند نباید صرفاً روایت یک فاجعه باشد، بلکه باید تفسیری قابل فهم و متناسب با نیازهای رشدی او نیز در کنار آن قرار گیرد.به بیان دیگر، والدین باید پیش از انتقال اخبار به فرزندان، هیجانات و واکنشهای خود را مدیریت کنند و پس از هضم روانی خبر، آن را به شکلی برای کودک بازگو کنند که در کنار آگاهیبخشی، احساس امنیت و امید را نیز حفظ کند. در غیر این صورت، مواجهه مکرر با اخبار تلخ و تفسیرنشده میتواند زمینهساز افزایش اضطراب، نگرانی و حتی نشانههای افسردگی در کودکان و نوجوانان شود؛ پیامدهایی که به تدریج در رفتار، گفتار، نگرشها و الگوهای فکری آنان آشکار خواهد شد.از وظایف والدین، ایفای نقش «واسطهگری رسانهای» میان جهان اخبار و جهان کودکان استبر این اساس، میتوان گفت یکی از مهمترین وظایف والدین، ایفای نقش «واسطهگری رسانهای» میان جهان اخبار و جهان کودکان است. والدین باید از یک سو تا حد امکان مواجهه مستقیم فرزندان با اخبار را مدیریت کنند و از سوی دیگر، با ارائه توضیحات و تفسیرهای متناسب، به آنان کمک کنند تا اخبار را به شکلی سالمتر درک و پردازش کنند.نکته مهم آن است که این واسطهگری تنها برای کودکان ضروری نیست. بزرگسالان نیز در مواجهه با اخبار ناگوار میتوانند همین رویکرد را در قبال خود به کار گیرند. به بیان دیگر، هر فرد میتواند میان خود و خبر فاصلهای تحلیلی ایجاد کند؛ به این معنا که پس از دریافت خبر، آن را بازخوانی و بازتفسیر کند و بکوشد از دل آن، معنایی سازنده، راهکاری عملی یا اقدامی رو به جلو استخراج کند. چنین رویکردی نه تنها به حفظ سلامت روان کمک میکند، بلکه امکان مواجهه فعالانهتر و مسئولانهتر با واقعیتهای جهان را نیز فراهم میسازد.بسیاری از والدین آموزش رسمی درباره نحوه مدیریت مواجهه کودکان با رسانهها و اخبار ندیدهاندنظام آموزشی و رسانههای کودکمحور چه مسئولیتی در تولید، بازنمایی و ارائه اخبار و رویدادهای نگرانکننده برای کودکان دارند؟انتظار میرود خانوادهها مجموعهای از مسئولیتهای تربیتی را بشناسند و در عمل به آنها پایبند باشند؛ اما در بسیاری از موارد مشاهده میشود که بخشی از این وظایف بهدرستی شناخته نشده یا اجرا نمیشود. یکی از مهمترین دلایل این مسئله آن است که خود والدین آموزش کافی در این زمینه دریافت نکردهاند. بسیاری از پدران و مادران نهتنها آموزش رسمی درباره نحوه مدیریت مواجهه کودکان با رسانهها و اخبار ندیدهاند، بلکه در تجربه زیسته خود نیز الگوهای مناسبی از نسلهای پیشین دریافت نکردهاند. در نتیجه، در برابر بسیاری از چالشهای رسانهای جدید، بهویژه در حوزه مدیریت مصرف اخبار، رویکردی منفعلانه دارند.در چنین شرایطی، نقش نظام آموزشی اهمیت ویژهای پیدا میکند. مدرسه صرفاً نهادی برای انتقال دانش به دانشآموزان نیست، بلکه یکی از مهمترین نهادهای تربیتی جامعه محسوب میشود. از یک سو، مدارس وظیفه دارند بهطور مستقیم مهارتهای مرتبط با سواد رسانهای را به دانشآموزان آموزش دهند؛ مهارتهایی مانند شناخت سازوکارهای بازنمایی رسانهای، آشنایی با ارزشهای خبری، درک تفاوت میان واقعیت و بازنمایی رسانهای، مدیریت مصرف اخبار و تنظیم رژیم مصرف رسانهای. این آموزشها میتواند به کودکان و نوجوانان کمک کند تا درک دقیقتر و متعادلتری از محتوای رسانهای داشته باشند.اما وظیفه مدرسه به آموزش مستقیم دانشآموزان محدود نمیشود. یکی از کارکردهای مهم نظام آموزشی، هدایتگری و توانمندسازی خانوادههاست. خانوادهها به دلیل اعتمادی که به مدرسه، معلمان، مربیان و کادر تربیتی دارند، ظرفیت بالایی برای پذیرش راهنماییها و توصیههای تربیتی از سوی این نهاد دارند. از همین رو، ضروری است که از این سرمایه اجتماعی و اعتماد متقابل بهدرستی استفاده شود.مدارس میتوانند از طریق جلسات آموزش خانواده، نشستهای مشاورهای، کارگاههای تربیتی، پیامهای آموزشی و همچنین رسانههای ارتباطی مدرسه با والدین، نکاتی را درباره نحوه مواجهه کودکان با اخبار و رسانهها در اختیار خانوادهها قرار دهند. آموزش چگونگی گفتوگو درباره اخبار، شیوههای کاهش اضطراب ناشی از رویدادهای تلخ، نحوه تبیین و تفسیر اخبار برای کودکان و راهکارهای مدیریت مصرف رسانهای، از جمله موضوعاتی است که میتواند در این چارچوب به والدین منتقل شود.البته تأکید بر این موضوع به معنای نادیده گرفتن واقعیتها یا دعوت به سادهانگاری نیست. هدف آن نیست که خانوادهها اخبار ناگوار را انکار کنند یا تصویری غیرواقعی از جهان ارائه دهند. مسئله اصلی، افزایش آمادگی و تابآوری روانی بزرگسالان در مواجهه با اخبار و رویدادهای دشوار است؛ آن هم با هدف محافظت از سلامت روانی کودکان و نوجوانان.واقعیت این است که تقریباً همه والدین در طول زندگی، بسیاری از سختیها، نگرانیها و رنجهای شخصی خود را به خاطر فرزندانشان مدیریت میکنند و نمیگذارند همه این فشارها به کودکان منتقل شود. به همین قیاس، لازم است والدین بیاموزند که نگرانیها و ناامیدیهای ناشی از اخبار و برداشتهای منفی از آینده را نیز تا حد امکان مدیریت کنند و از انتقال مستقیم آنها به فرزندان خود بپرهیزند. همانگونه که بسیاری از مشکلات و دغدغههای بزرگسالان بدون واسطه به کودکان منتقل نمیشود، پیامدهای روانی ناشی از مصرف اخبار نیز نباید بیواسطه به آنان منتقل شود.اهمیت نقش والدین در میانجیگری میان کودکان و رسانهها باید تبیین شوداز این منظر، مدرسه و مربیان آموزشی و تربیتی مسئولیتی مهم بر عهده دارند. آنان باید زمینه گفتوگوهای آگاهانه با خانوادهها را فراهم کنند، اهمیت نقش والدین در میانجیگری میان کودکان و رسانهها را تبیین کنند و الگوهای رفتاری مناسب برای مواجهه با انواع رسانهها، بهویژه اخبار، را آموزش دهند. چنین رویکردی میتواند به ارتقای سواد رسانهای خانوادهها، تقویت تابآوری روانی آنان و در نهایت حفظ سلامت روانی و تربیتی کودکان و نوجوانان کمک کند.نوشته یک پژوهشگر حوزه رسانه و کودک: اخبار جنگ و بحران باید در چارچوب ردهبندی سنی قرار گیرند/ والدین باید نقش «واسطهگری رسانهای» میان جهان اخبار و جهان کودکان را ایفا کنند اولین بار در خبرگزاری بینالمللی شفقنا | خبرگزاری شیعیان، فتاوای آیتالله سیستانی و مرجعیت، آخرین اخبار ایران و جهان. پدیدار شد.