شفقنا-تفاهمنامه پایان جنگ را باید در چارچوب هدف اصلی آن یعنی خاتمه درگیریهای نظامی ارزیابی کرد. مهمترین دستاورد احتمالی آن، کاهش تهدیدات امنیتی، ایجاد ثبات نسبی و فراهم شدن فضای لازم برای پیگیری مسیرهای دیپلماتیک در مراحل بعدی است.به گزارش شفقنا از ایرنا، نزدیک شدن به تفاهمنامه پایان جنگ، اثر خود را به سرعت در بازارهای مختلف مالی داخلی و بازارهای جهانی نفت نشان داد. همین واکنش بازارها، پیش از اعلام رسمی پذیرش تفاهمنامه، نشان میدهد که انتظارات گستردهای از نتایج امضای تفاهمنامه در افکار عمومی وجود دارد.در عین حال از سوی برخی منتقدان در مورد سطح و میزان امتیازاتی که مذاکرهکنندگان ایرانی در تفاهمنامه دریافت کردهاند و میزان امتیازاتی که طرف مقابل دریافت میکند، اشکلاتی مطرح شدهاست.این انتظارات با انتشار برخی اخبار جعلی تقویت شدهاند. خبرهایی مانند انتقال پول نقد با هواپیما یا آزادسازی داراییهای ایران در یک کشور خاص، که عمدتا از سوی رسانههای خارجی منتشر میشوند، در کنار برخی اظهارنظرهای عجیب در مورد درآمدهای کلان کشور از آنچه توسط رسانههای خارجی «عوارض» در تنگه هرمز عنوان شدهاست، انتظاراتی را در ذهن شهروندان ایجاد کردهاست.اما به لحاظ سیاسی، امنیتی و اقتصادی چه انتظاراتی میتوان از تفاهمنامه پایان جنگ داشت؟توافق برد-برددر منطق دیپلماسی، توافقی با حاصل جمع صفر (برد-باخت) بدون شکست کامل یا از بین بردن طرف مقابل شکل نمیگیرد. زمانی که دو طرف از موضع برابر تصمیم به حل و فصل مسائل و پایان مخاصمه میگیرند، صرفا توافقی امکانپذیر است که برد-برد و بر پایه بده-بستان باشد.همانگونه که سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، روز جمعه در گفتوگوی ویژه خبری توضیح داد: «بهترین توافق ممکن، توافقی است که در آن هر دو طرف، سطحی از رضایت را کسب کنند. این بدان معنا نیست که سهم طرفین دقیقاً پنجاه-پنجاه باشد اما رضایت نسبی طرفین شرط اصلی دستیابی به تفاهم است. هیچ توافق یا موافقتنامهای وجود ندارد که یک طرف صد درصد موفق باشد و طرف مقابل صفر. این اصل بدیهی در دیپلماسی است؛ زمانی که مسیر مذاکره و گفتگو را انتخاب میکنید، رضایت طرفین اهمیت حیاتی دارد.»در چنین شرایطی باید انتظارات را بر مبنای یک رویکرد متوازن مدیریت کرد. این توقع که تمامی خواستههای یک طرف بدون کوچکترین انعطاف به طرف مقابل تحمیل شود و طرف مقابل هیچ امتیازی دریافت نکند، از نظر منطق دیپلماتیک نامعقول و در شرایط جنگ جاری غیرممکن است.هدف مشخص تفاهمنامهنکته بسیار مهمی که در مورد تفاهمنامه پایان جنگ وجود دارد، این است که این سند در اوج اختلافهای دو کشور که در حال تجربه درگیری نظامی مستقیم بیسابقه هستند با هدف اولیه خاتمه جنگ و نه قرار داشتن در شرایط تمدید آتش بس تهیه شدهاست. تهران ترجیح داد که قبل از هرگونه مذاکرات پیچیده و فنی در مورد مسائلی مانند پرونده هستهای، در گام نخست، به توافقی برای پایان جنگ به عنوان فوریترین و اصلیترین اولویت کشور برسد.به همین دلیل اساسا در تفاهمنامه پایان جنگ، مسائل پیچیدهای مانند جزئیات کمی و کیفی تعهدات هستهای ایران یا تحریمهای گسترده آمریکا علیه ایران اساسا موضوع توافق نیستند. ایران در این مرحله به درستی برای ورود به مذاکرات هسته ای موافقت خود را اعلام نکرده چرا که به گواه وزیر خارجه ایران، خواسته های طرف مقابل در این زمینه حداکثری و برای تهران غیرقابل پذیرش بوده است. این تفاهم نامه در قالب یک توافقنامه جامع نیست بلکه یک سند کوتاه با هدف مشخص پایان جنگ در تمام جبهههای منطقه است. در این راستا باید توجه داشت که انتظارات از این تفاهم هم صرفا باید در چارچوب پایان جنگی باشد که به گواه تحلیل گران و کارشناسان غربی هم آمریکا و اسرائیل در آن به اهداف اعلامی خود نرسیدند.گامهای کوچک اعتمادساز برای پایان جنگ مانند رفع محاصره دریایی (که عملا بخشی از عملیات تجاوز نظامی تلقی میشود) یا آزادسازی بخشی از داراییهای مسدود شده ایران در خارج از کشور، صرفا اقدامهای کوچکی هستند که با هدف سنجش میزان پایبندی و جدیت طرف مقابل به تعهداتش در تفاهم اولیه پیشبینی شدهاست. به همین دلیل نمیتوان انتظار داشت که امضای تفاهمنامه پایان جنگ به تنهایی بتواند تحول بنیادین و معجزه آسا در وضعیت اقتصادی کشور و معیشت شهروندان بخصوص در شرایط پساجنگ ایجاد کند اما میتواند شرایط اقتصادی خرد و کلان کشور را از زیر سایه ابهامی فرسایشی خارج سازد.مشکلات بنیادین ایران و آمریکاتفاهمنامه پایان جنگ قرار نیست تمامی مشکلات چندین دههای ایران و آمریکا را یکروزه حل و فصل کند. بسیاری از موارد اختلافی و مشکلات دو کشور حتی در دستور کار مذاکرات پس از تفاهم پایان جنگ هم قرار ندارند.اگر جدیت طرف مقابل در اجرای تعهداتش برای پایان جنگ ثابت شود و مذاکرات ۶۰ روزه پس از تفاهم پایان جنگ موفق باشد و بتواند در جدول زمانی پیشبینی شده، به نتیجه برسد، آنگاه شاید مسیری در میان مدت برای حل و فصل برخی از مشکلات دیگر رابطه ایران و آمریکا هم ایجاد شود اما در شرایط فعلی، چنین انتظاری چندان واقعبینانه نیست. با توجه به تجربههای گذشته و ابهام در میزان پایبندی آمریکا به هر تعهدی که در تفاهمنامه احتمالی به ایران بدهد، نمیتوان انتظار زیادی از تاثیرگذاری این تفاهم بر آینده روابط تهران و واشنگتن داشت.پایبندی طرف مقابلحتی اگر تفاهمنامه پایان جنگ مورد پذیرش دو طرف قرار بگیرد و امضا شود، باید با نگاهی واقعبینانه و به گفته مقامهای ارشد جمهوری اسلامی ایران با بیاعتمادی و سوءظن به نتایج آن نگاه کرد.ایالات متحده آمریکا سابقه طولانی در نقض عهد و خیانت به دیپلماسی دارد. اگر در تفاهمنامه فعلی آمریکا تعهد میدهد که از دخالت در امور داخلی ایران و استفاده از زور علیه ایران خودداری کند، دقیقا همان تعهدی است که ۴۶ سال پیش در بیانیه الجزایر دادهبود.روشن است که از آن زمان تاکنون آمریکا بارها و بارها تعهد خود را زیر پا گذاشته و به اشکال مختلف در امور داخلی ایران دخالت کردهاست و علیه امنیت ایران اقدام کرد. نهایتا کار به تیر ۱۴۰۴ و نخستین دخالت مستقیم نظامی آمریکا علیه ایران و اسفند ۱۴۰۴ و ورود به جنگ تمام عیار علیه ایران رسید.بنابراین نمیتوان به تعهدات آمریکا در هیچ تفاهمنامه و توافقنامهای به صورت کامل اطمینان کرد و باید آمادگی کامل در کشور برای شرایطی که آمریکا بار دیگر تعهدات خود را نقض کند، وجود داشتهباشد.منطق نظام جمهوری اسلامی ایران برای پذیرش تفاهم پایان جنگ، به دلیل اعتماد به آمریکا نیست، بلکه این دیدگاه وجود دارد که بعد از شکست آمریکا در وادار کردن ایران به تسلیم از طریق اقدام نظامی، واشنگتن به ناکارآمدی اهرم نظامی برای فشار بر جمهوری اسلامی ایران پیبرده است و به همین دلیل در شرایط فعلی احتمالا آمادگی بیشتری برای ورود به فرآیند دیپلماتیک بدون توسل به زور و ساز و کارهای قهری دارد.با این حال در هیچ شرایطی نمیتوان اطمینان داشت که واشنگتن بلافاصله یا پس از مدتی، بار دیگر نقض عهد نکند و به امضای خود خیانت نکند. در چنین شرایطی است که قطعا حفظ آمادکی حداکثری نظامی برای مقابله با هرگونه بدعهدی طرف مقابل یک ضرورت غیرقابل چشم پوشی است.مخالفان توافقیکی از مسائلی که باعث میشود انتظارها از تفاهمنامه پایان جنگ چندان زیاد نباشد، این است که تفاهم پایان جنگ مخالفان قدرتمند و بانفوذی دارد. مهمترین مخالف پایان جنگ، رژیم اسرائیل است که بدون تردید از همان لحظات نخست امضای احتمالی تفاهمنامه عملیات خرابکاری برای به شکست کشاندن آن و از سرگیری جنگ را شروع خواهد کرد. در چند ساعت گذشته، رسانه های اسرائیلی به نقل از مقام های ارشد این رژیم، تفاهم اولیه ایران و آمریکا را فاجعه ای برای امنیت این رژیم خواندند.در عین حال در آمریکا هم گروههای جنگطلب و افراطی به شدت با هرگونه توافق دولت دونالد ترامپ با جمهوری اسلامی ایران مخالفت میکنند. این عده از منتقدان داخلی از همین حالا فرآیند ایراد گرفتن به توافق و تحریک رئیس جمهور آمریکا را آغاز کردهاند تا او را وادار کنند یا شرایط سختتری برای توافق در نظر بگیرد یا اساسا تفاهمنامه را کنار بگذارد.در داخل ایران نیز گروههایی هستند که کاملا با هرگونه تفاهم با ایالات متحده آمریکا مخالف هستند. برای این عده از منتقدان، هر توافقی با آمریکا بد محسوب میشود. با این حال مخالفان داخلی توافق راهکار جایگزینی به جای آن ارائه نمیدهند.در مجموع، تفاهمنامه پایان جنگ را باید در چارچوب هدف اصلی آن یعنی توقف درگیریهای نظامی و بازگشت به شرایط غیرجنگی ارزیابی کرد. مهمترین دستاورد احتمالی آن، کاهش تهدیدات امنیتی، ایجاد ثبات نسبی و فراهم شدن فضای لازم برای پیگیری مسیرهای دیپلماتیک در مراحل بعدی است.در عین حال، تجربههای گذشته، سابقه بدعهدی آمریکا و حضور بازیگران مخالف توافق ایجاب میکند که نسبت به اجرای تعهدات طرف مقابل نگاه واقعبینانهای وجود داشته باشد. از این رو، موفقیت تفاهمنامه بیش از متن آن، به میزان پایبندی طرفها به تعهدات، توان مدیریت بحرانهای احتمالی و استمرار اراده سیاسی برای حفظ مسیر دیپلماسی وابسته خواهد بود.نوشته از رسانه ها/ تفاهمنامه پایان جنگ؛ ضرورت مدیریت انتظارات و آزمون پایبندی طرف مقابل اولین بار در خبرگزاری بینالمللی شفقنا | خبرگزاری شیعیان، فتاوای آیتالله سیستانی و مرجعیت، آخرین اخبار ایران و جهان. پدیدار شد.