شفقنا – مقتل خوارزمی روایتی تکاندهنده از هتک حرمت یزید نسبت به سر مبارک امام حسین(ع) نقل میکند؛ روایتی که بر عمق قساوت و گستاخی حاکم بر جریان یزیدیان گواهی میدهد و هر خوانندهای را به تأمل وامیدارد.به گزارش شفقنا، از امام سجادعلیه السلام روایت شده که وقتی سر امام حسین علیه السلام را به شام آوردند یزید، مجالس شراب را ترتیب داد و سر را می آورد و برابر آن به شراب خواری می پرداخت. در یکی از این مجالس، فرستاده پادشاه روم که از بزرگان روم بود، حضور داشت و از یزید پرسید ای پادشاه عرب! این سر کیست؟ یزید گفت: تو چکار داری؟ گفت: وقتی برگردم پادشاهم از هر چه دیده ام می پرسد و می خواهم داستان این سر را برایش بگویم تا او هم در شادی تو سهیم باشد.یزید گفت: این سر حسین بن علی است. گفت: مادرش که است؟ گفت: فاطمه زهرا. گفت: دخترِ کیست؟ گفت: دختر پیامبر. گفت: اُف بر تو و آیین تو که بدتر از آن نیست. من از نسل داوود هستم و با واسطه زیادی به او می رسم ولی مسیحیان احترام مرا می گیرند و خاک زیر پایم را تبرک بر می دارند. آن گاه شما فرزند دختر پیامبرتان را می کشید با آن که فقط یک مادر فاصله اوست؟ این چه دینی است که دارید!و را پرستش می کردیم ولی شما دیروز پیامبرتان را از دست داده اید و به فرزندش حمله برده، او را کشته اید؟! چه امت بدی هستید. یزید دستور داد سه بار بر دهانش کوبیدند. آن عالم یهودی بلند شد و می گفت اگر می خواهید مرا بکشید و اگر می خواهید تبعید و اخراجم کنید. من در تورات خوانده ام که هر که ذریه پیامبری را بکشد، تا زنده است از رحمت خدا دور خواهد بود و وقتی مُرد، خدا او را به جهنم می برد.سپس فرستاده روم به یزید گفت: آیا داستان کنیسه سُم را شنیده ای؟ یزید گفت: بگو می شنوم. گفت: بین عمان و چین دریایی است که بین آن ها یک سال راه فاصله است، در این دریا خشکی نیست جز شهری در وسط آب که 80 فرسخ طول و عرض آن است. در روی زمین، شهری بزرگ تر از آن نیست و از آن جا یاقوت و کافور و عنبر می آورند و درختان عود دارد. این شهر در دست مسیحیان است و فرمانروایی ندارد. در این شهر کنیسه هایی وجود دارد که بزرگ ترین آن کنیسه سُم است. در محراب آن، جعبه ای از طلا آویزان است که داخل آن سُمّی هست و می گویند آن سُمّ الاغی است که حضرت عیسی بر آن سوار می شده است. اطراف جعبه را با طلا و جواهر و دیبا و ابریشم تزیین کرده اند و هر ساله گروهی از مسیحیان به آن جا می روند و آن را زیارت می کنند و اطراف آن جعبه طواف می کنند و آن را می بوسند و حاجات خود را به برکت آن از خداوند می خواهند. این وضع مردمی است که گمان می کنند آن سُمّ الاغی است که پیامبرشان عیسی بر آن می نشسته است. آن گاه شما فرزند دختر پیامبرتان را می کشید؟! نه خودتان و نه دینتان قابل اعتنا نیستید. یزید به نیروهایش گفت: این نصرانی را بکشید که اگر به کشورش برگردد آبروی ما را می ریزد و رسوایمان می کند. چون مرد مسیحی احساس کرد می خواهند او را بکشند گفت ای یزید! می خواهی مرا بکشی؟گفت: آری، گفت: پس بدان که دیشب خواب پیامبرتان را دیدم که به من می گفت: تو اهل بهشت هستی، از این حرف تعجب کردم تا الآن که می فهمم. اکنون گواهی می دهم که خدایی جز اللَّه نیست و محمدصلی الله علیه وآله بنده و فرستاده اوست. او سپس سر امام را برداشت و به خود چسبانید و گریه کرد تا او را کشتند. روایت کرده اند که این مسیحی، شمشیر کشید و به یزید حمله ور شد تا او را بزند ولی اطرافیان مانع شدند و او را کشتند و او می گفت: این شهادت است، این شهادت استفیلم زیر مربوط به سخنرانی دکتر سید حمید خویی درباره همین روایت با مهارتی خاص است:https://fa.shafaqna.com/media/2026/06/حمید.mp4انتخاب شفقنا از کتاب شرح غم حسین ترجمه مقتل خوارزمینوشته احترام بزرگ روم و واکنش به هتک حرمت سر مطهر امام حسین (ع) در مجلس یزید + ویدیو اولین بار در خبرگزاری بینالمللی شفقنا | خبرگزاری شیعیان، فتاوای آیتالله سیستانی و مرجعیت، آخرین اخبار ایران و جهان. پدیدار شد.