چالش‌های راهبردی در مسیر توافق ایران و آمریکا در گفت وگوی شفقنا آینده با محسن جلیلوند: تقابل میان منافع ایران و دکترین امنیتی ایالات متحده، موضوعی فراتر از مسائل اقتصادی است/ «فقدان اعتماد و نبود ضمانت‌های اجرایی» دستیابی به توافق را ممکن است دچار چالش کن

Wait 5 sec.

شفقنا آینده- یک استاد دانشگاه و آینده پژوه در خصوص سرانجام تقابل یا تفاهم میان ایران و آمریکا می گوید: سناریوهایی که هم‌اکنون در جریان است، فراتر از یک تغییر سیاست ساده بوده و در پی ایجاد یک نظم جدید در ساختار قدرت است. در این تقابل، پایداری نظام و میزان تأثیرگذاری ابزارهای بازدارندگی در برابر فشارهای ساختاری غرب، تعیین‌کننده سرنوشت این دوران گذار خواهد بود. در نهایت هرگونه توافق یا تقابل آتی، تنها در بستر واقعیت‌های میدانی و قدرت چانه‌زنی طرفین در این دوران گذار معنا می‌یابد.دکتر محسن جلیلوند در گفت وگو با خبرنگار شفقنا آینده در خصوص اینکه با بررسی تحولات اخیر در روابط میان ایران و ایالات متحده آمریکا و در پی امضای یادداشت تفاهم اخیر، پرسش این است که میزان نزدیکی دو طرف به یک توافق پایدار چقدر است؟ اظهار داشت: با توجه به روند موجود، می‌توان گفت خوش‌بینی به دستیابی به یک توافق جامع و پایدار بسیار اندک است. یکی از اصلی‌ترین موانع، فقدان سازوکار تضمین (Guarantee) متقابل است؛ به گونه‌ای که نه ایالات متحده می‌تواند بر پایبندی خود به تعهدات تضمین دهد و نه جمهوری اسلامی ایران می‌تواند از عدم بازگشت آمریکا به سیاست‌های پیشین اطمینان حاصل کند. فقدان اعتماد و نبود ضمانت‌های اجرایی، دستیابی به توافقی که منجر به بازگشت سرمایه‌های کلان اقتصادی شود را با دشواری جدی روبه‌رو کرده است.وی افزود: باید توجه داشت که مسئله هسته‌ای ایران یک بحران گذرا نیست؛ بلکه ریشه در سه دهه مذاکره و تنش‌های دیپلماتیک دارد. گذشت زمان و وقوع درگیری‌های منطقه‌ای در سال‌های اخیر، مسیر مذاکرات را با وقفه مواجه کرده است. این موضوع را نمی‌توان تنها با نگاهی کوتاه‌مدت تحلیل کرد؛ چرا که ریشه‌های این اختلافات بسیار عمیق‌تر از یک بازه زمانی محدود است و حل آن نیازمند بازنگری در ساختارهای بنیادین است.موانع امنیتی و دیدگاه ایالات متحدهوی تصریح کرد: از منظر ایالات متحده و متحدان منطقه‌ای‌اش، تا زمانی که برنامه‌های هسته‌ای، توان موشکی و نفوذ منطقه‌ای ایران (محور مقاومت) همچنان تهدیدی برای امنیت اسرائیل و منافع استراتژیک واشینگتن محسوب شود، رسیدن به یک «نقطه پایان» یا توافق جامع امکان‌پذیر نخواهد بود. از دیدگاه غرب، حل مسائل فنی هسته‌ای بدون مهار توانمندی‌های نظامی و منطقه‌ای ایران، راهگشا نیست. در بررسی سناریوهای احتمالی پیش روی ایران، می‌توان گفت رویکردهای غرب از فشار دیپلماتیک و اقتصادی آغاز شده و به سمت مداخلات ساختاری حرکت کرده است. تلاش‌هایی نظیر اعمال فشارهای شدید برای تغییر رفتار یا حتی اقدامات مستقیم علیه مقامات ارشد با هدف تغییر ساختار قدرت در ایران، بخشی از این سناریوها بوده است. با این حال، پایداری ساختار سیاسی ایران نشان داده است که این رویکردها تا این مرحله به هدف خود نرسیده‌اند.پیش‌بینی چشم‌انداز آینده: از فشار تا تقابلجلیلوند با بیان اینکه تحلیل‌ها نشان می‌دهد که ایالات متحده و متحدانش، واکنش‌های احتمالی ایران (از جمله استفاده از توانمندی‌های راهبردی در تنگه هرمز یا تغییر رویکردهای منطقه‌ای) را در محاسبات خود لحاظ کرده‌اند، در این میان، دو مسیر اصلی پیش‌رو است گفت: اول؛ تغییر ساختار از طریق فشار یا جنگ: برخی تحلیل‌ها حاکی از آن است که در صورت عدم تحقق تغییرات ساختاری از طریق فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی، سناریوی تقابل نظامی (جنگ) به عنوان ابزاری برای تغییر نظام یا ساختار قدرت مدنظر قرار می‌گیرد. دوم؛ مدیریت تنش: مسیری که در آن تلاش می‌شود با مدیریت بحران، از وقوع یک درگیری گسترده که هزینه‌های آن برای تمام بازیگران سنگین خواهد بود، جلوگیری شود. در نهایت، برخلاف تصوراتی که توافق را راهکاری ساده برای رفع مشکلات اقتصادی می‌دانند، واقعیت این است که تقابل میان منافع راهبردی ایران و دکترین امنیتی ایالات متحده، موضوعی فراتر از مسائل اقتصادی است. تحولات اخیر نشان داده است که هم در داخل و هم در خارج، فشارها برای بازتعریف معادلات قدرت به اوج خود رسیده و آینده روابط دو طرف بیش از هر چیز به میزان تغییر در ساختارهای امنیتی و سیاسی وابسته خواهد بود.تقابل استراتژیک و سناریوهای تغییر ساختار در روابط ایران و آمریکاوی تصریح کرد: برخلاف تحلیل‌های سنتی که میان گروه‌های «تندرو» و «میانه‌رو» در ساختار قدرت تمایز قائل می‌شوند، می‌توان استدلال کرد که اولویت اصلی تمامی طیف‌های حاکم، حفظ بقای نظام است. در این راستا، اقدامات فعلی نه لزوماً ناشی از یک گرایش سیاسی خاص، بلکه برخاسته از ضرورت مدیریت بحران و حفظ ثبات است. از این منظر، برخی تحلیل‌ها حاکی از آن است که فشارها یا تفاهم‌های جاری ممکن است به عنوان یک دوره «تایم‌اوت» یا فرصتی برای بازسازی توانمندی‌های ساختاری و بازسازی تأسیسات آسیب‌دیده در نظر گرفته شود. از دیدگاه ایالات متحده، تفاهم‌های فعلی لزوماً به معنای پذیرش وضعیت موجود نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی از یک استراتژی تدریجی برای ایجاد تغییرات ساختاری در ایران باشد. سناریوی مورد نظر واشینگتن می‌تواند شامل ایجاد یک «دوره گذار» از طریق اصلاحات سیاسی، برگزاری انتخابات‌های محلی یا پارلمانی با ترکیب جدید، و در نهایت عبور به سمت تغییر در ساختارهای نظارتی و اجرایی باشد (مشابه مدل‌های اصلاحاتی در سایر کشورها). هدف نهایی این رویکرد، رسیدن به نقطه‌ای است که در آن ضمن حفظ کلیت نظام، ساختارها به گونه‌ای تغییر یابند که با دکترین امنیتی غرب همسو شوند. در صورت عدم تحقق این تغییرات در بازه‌های زمانی مشخص، سناریوی تقابل نظامی یا افزایش فشارهای بی‌سابقه برای تغییر ساختار، از فضای تصمیم‌گیری غرب حذف نخواهد شد.جلیلوند با بیان اینکه در معادلات جهانی، نقش چین و روسیه در مدیریت جریان انرژی از خلیج فارس نمی‌تواند نادیده گرفته شود اظهار داشت: چین به عنوان یکی از بزرگترین مصرف‌کنندگان انرژی، نیازمند تضمین‌های امنیتی در این منطقه است. از سوی دیگر، تحولات جنگ اوکراین نشان داد که چگونه وابستگی انرژی می‌تواند یک قدرت جهانی (مانند روسیه) را در چرخه بازارهای بین‌المللی محدود کند. بنابراین، هرگونه توافق یا تنش در منطقه، باید با در نظر گرفتن منافع چین و جایگاه روسیه در زنجیره انرژی، تحلیل شود. امنیت منطقه و چالش‌های مربوط به عدم ثبات سیاسیوی ادامه داد: یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های غرب، تمایز میان «بی‌ثباتی سیاسی» و «بی‌ثباتی امنیتی» است. در حالی که کشورهای منطقه و قدرت‌های جهانی ممکن است نسبت به تغییرات در ساختار سیاسی یک کشور (بی‌ثباتی سیاسی) با احتیاط برخورد کنند، اما «بی‌ثباتی امنیتی» برای آن‌ها غیرقابل تحمل است. بخش بزرگی از این نگرانی به موضوع «کنترل توانمندی‌های نظامی» مربوط می‌شود. خطر انتقال تسلیحات پیشرفته یا فناوری‌های موشکی به گروه‌های غیردولتی و گروه‌های شبه‌نظامی (مشابه سناریوی لیبی یا عراق)، می‌تواند منجر به ایجاد تهدیداتی خارج از کنترل شود. از دیدگاه غرب، انتقال مدیریت این توانمندی‌ها از نهادهای رسمی به گروه‌های غیردولتی، ریسک امنیتی عظیمی برای کل منطقه ایجاد می‌کند که از آن جلوگیری، اولویت اصلی سیاست‌های امنیتی است. در نهایت، آنچه میان ایران و آمریکا در جریان است، فراتر از یک مذاکره اقتصادی ساده است؛ این یک تقابل میان دو دیدگاه برای بازتعریف امنیت و ساختار قدرت است. ایالات متحده با استفاده از ابزارهای مختلف، در پی ایجاد شرایطی برای تغییر ساختارهای موجود است، در حالی که ایران در تلاش است ضمن مدیریت فشارهای بین‌المللی، از حاکمیت و ثبات ساختاری خود صیانت کند.چشم‌انداز راهبردی: سناریوی گذار و بازدارندگی در روابط ایران و ایالات متحدهوی با اشاره به اینکه بررسی‌های راهبردی نشان می‌دهد که بازیگران بین‌المللی برای مواجهه با پرونده ایران، الگوی «گذار ساختاری» را در دستور کار قرار داده‌اند گفت: این فرآیند که ماهیتی زمان‌بر دارد، در بازه‌ای بین یک تا پنج سال پیش‌بینی می‌شود. در این سناریو، هدف‌گذاری غرب نه صرفاً تغییرات مقطعی، بلکه پیاده‌سازی یک مدل گذار نظام‌مند است که هدف آن بازتعریف ساختار قدرت در ایران است. موفقیت یا عدم موفقیت این سناریو، مستقیماً به نتیجه «موازنه قوا» و «زورآزمایی» میان طرفین در مراحل اجرایی بستگی دارد. در این موازنه، تلاش برای حفظ توانمندی‌های راهبردی (مانند برنامه هسته‌ای و موشکی) به عنوان ابزار بازدارندگی برای جمهوری اسلامی ایران تعریف می‌شود. از دیدگاه استراتژیک، هرچه فشار بر ساختارهای امنیتی افزایش یابد، ابزارهای بازدارندگی نیز اهمیت حیاتی‌تری پیدا می‌کنند. با این حال، باید در نظر داشت که طراحی‌های غرب بر اساس تحلیل واکنش‌های ایران پیش‌بینی شده است؛ به این معنا که سناریوهای تقابل پیش از وقوع، در اتاق‌های فکر طرف مقابل مدل‌سازی شده و تدابیر لازم برای آن‌ها اندیشیده شده است.وی تاکید کرد: در لایه‌های تحلیل کلان، وضعیت موجود در ایران با چالش‌های ساختاری متعددی همراه است که می‌تواند بر روند این گذار تأثیر بگذارد. شرایط داخلی و محدودیت‌های محیطی، ابعاد متفاوتی را گسترش داده و فضای مانور برای کنشگران را دشوارتر کرده است. در حالی که افق‌های منطقه‌ای با عدم قطعیت‌هایی در حوزه‌های همسایگی (مانند افغانستان و عراق) مواجه است، موضوع «ثبات امنیتی» به اولویت اصلی بازیگران فرامنطقه‌ای تبدیل شده است. سناریوهایی که هم‌اکنون در جریان است، فراتر از یک تغییر سیاست ساده بوده و در پی ایجاد یک نظم جدید در ساختار قدرت است. در این تقابل، پایداری نظام و میزان تأثیرگذاری ابزارهای بازدارندگی در برابر فشارهای ساختاری غرب، تعیین‌کننده سرنوشت این دوران گذار خواهد بود. در نهایت هرگونه توافق یا تقابل آتی، تنها در بستر واقعیت‌های میدانی و قدرت چانه‌زنی طرفین در این دوران گذار معنا می‌یابد.انتهای پیامنوشته چالش‌های راهبردی در مسیر توافق ایران و آمریکا در گفت وگوی شفقنا آینده با محسن جلیلوند: تقابل میان منافع ایران و دکترین امنیتی ایالات متحده، موضوعی فراتر از مسائل اقتصادی است/ «فقدان اعتماد و نبود ضمانت‌های اجرایی» دستیابی به توافق را ممکن است دچار چالش کند اولین بار در خبرگزاری بین‌المللی شفقنا | خبرگزاری شیعیان، فتاوای آیت‌الله سیستانی و مرجعیت، آخرین اخبار ایران و جهان. پدیدار شد.