جنتی:«گمان نمی‌کنم دوباره شاهد یک جنگ فرسایشی باشیم/یادداشت تفاهمی که امضا شد، نتیجه اضطرار آمریکا بود»

Wait 5 sec.

شفقنا- علی جنتی گفت: من گمان نمی‌کنم دوباره شاهد یک جنگ فرسایشی باشیم. آمریکا و اسرائیل در طول این دو جنگ، همه امکانات نظامی خود را به کار گرفتند، اما در نهایت به زانو درآمدند و یادداشت تفاهمی که امضا شد، نتیجه اضطرار آمریکا بود. لذا تصور نمی‌کنم مجدداً وارد جنگی با ایران شوند.مشروح این گفت وگو را در ادامه در خبرگزاری خبرآنلاین می‌خوانید؛ * آقای جنتی! شما پیش بینی می‌کردید که سال ۱۴۰۴ از لحاظ سیاسی، اقتصادی و حتی اجتماعی، تا این اندازه سال سختی باشد؟خیر، در فروردین ماه سال گذشته، هیچگاه فکر نمی‌کردم که سالی پر از ماجرا در پیش داشته باشیم و حتی دو جنگ تحمیلی تمام عیار رخ بدهد. سال گذشته سالی بسیار سخت و پر ماجرا برای مردم ایران بود، اما در نهایت ملت آن را با سرافرازی پشت سر گذاشت.اگر در این مذاکرات، آنگونه که تفاهم شده تحریم‌ها برداشته شود، ملت می‌تواند نفس بکشد* پیش بینی شما از سال ۱۴۰۵ و آینده ایران چیست؟به عوامل مختلفی بستگی دارد. نتایجی که از این جنگ به دست آمد، برتری نظامی ایران را به همه دنیا ثابت کرد. یادداشت تفاهمی که امضا شد، نتیجه مقاومت ملت ایران و اراده و تدبیر جمهوری اسلامی ایران بود، اما اینکه سال ۱۴۰۵ چه اتفاقی خواهد افتاد، بستگی به این دارد که در مذاکرات آینده، ۱۴ ماده ای که روی آن تفاهم شده، چه اندازه به مرحله اجرا برسد و طرفین به توافق نهایی دست یابند. مهم این است که دو طرف در این مذاکرات چگونه برخورد کنند و آمریکا آنچه را امضا کرده است، پای آن بایستد و ایران نیز بتواند با تدبیر مذاکرات را اداره کند، به نحوی که در پایان، همه آنچه را توافق شده به دست بیاورد. در آن صورت قطعا گشایش خوبی هم در حوزه های سیاسی، اقتصادی و هم در روابط جمهوری اسلامی با همسایگان و با اروپا برای کشور حاصل خواهد شد.اکنون تحریم‌هایی که بر اساس اسنپ بک در شورای امنیت ذیل فصل هفتم علیه ایران برگشته مانند شمشیری بالای سر کشور است. تحریم‌های آمریکا، اتحادیه اروپا و سایر کشورها فشار زیادی را بر ملت وارد کرده است. اگر در این مذاکرات، آنگونه که تفاهم شده تحریم‌ها برداشته شود، ملت می‌تواند نفس بکشد، هم خسارت‌های گذشته را جبران کند و هم در جهت رشد و توسعه کشور گام بردارد. اما اگر تحریم ها باقی بماند و آمریکا نقض عهد کند، شرایط سختی در پیش خواهد بود. در عین حال، گمان می‌کنم در دوران پساجنگ و برداشتن تحریم‌ها نیز با توجه به انبوه مشکلاتی که در کشور وجود دارد تا دستیابی به شرایط عادی راهی طولانی در پیش داریم.این‌گونه نیست که اگر جنگ را نیز خاتمه یافته اعلام کنیم، همه مشکلات حل شوددر طول سال گذشته، ایران عملاً نتوانسته است به اندازه کافی نفت بفروشد و کالاهای مورد نیاز خود را وارد کند. همچنین، بر اساس گزارش‌هایی که مقامات اقتصادی و بانک مرکزی ارائه می‌کنند، حجم نقدینگی در طول سال گذشته به شکل بی سابقه‌ای افزایش یافته و رشد نقدینگی به بیش از ۵۰ درصد رسیده است. کسری بودجه نیز منجر به استقراض مستمر از بانک مرکزی و سایر بانک‌ها شده است. استقراض از بانک مرکزی یعنی چاپ اسکناس بدون پشتوانه، یعنی کاهش مداوم ارزش پول ملی و افزایش تورم. متأسفانه امسال در خردادماه تورم نقطه به نقطه ۸۸ درصدی را تجربه کردیم و در طول جنگ چهل روزه نیز این تورم تشدید یافته است که مشکلات اقتصادی و معیشتی زیادی برای مردم ایجاد خواهد کرد و باید مدیریت شود. بنابراین، این‌گونه نیست که اگر جنگ را نیز خاتمه یافته اعلام کنیم، همه مشکلات حل شود و کشور در رفاه و ناز و نعمت قرار بگیرد.در آینده ممکن است شاهد برخی اعتراضات جمعی به دلیل مشکلات اقتصادی و معیشتی باشیم اما…* شما به مشکلات داخلی کشور اشاره کردید. مشکلات اقتصادی زیادی وجود دارد و حتی دو جنگ هم پشت سر گذاشته شده است. با توجه به اعتراضاتی هم که از سوی مردم پیش آمد، دولت نسبت به تکرار آن ابراز نگرانی کرده است. حتی اقتصاددان ها تورم سه رقمی را پیش بینی می‌کنند و تحلیل ها اتفاقات خوبی را نوید نمی‌دهد . از سوی دیگر، یکسری مشکلات سیاسی هم وجود دارد و برخی نیز تلاش می‌کنند میان مردم و مسئولان دوقطبی ایجاد کنند. برای حل این مشکلات و جلوگیری از حوادثی که در دی ماه گذشته رخ داد، چه بایدکرد؟اینکه گروهی اقلیت تلاش دارند با ابراز نظرات شاذ خود جامعه را دوقطبی کنند، پدیده جدیدی نیست. برخی اصولاً نه فضای جامعه و مشکلات آن را درک می‌کنند و نه قادر به درک فضای بین المللی هستند و تجربه‌ای در مسایل بین المللی ندارند لذا همواره دیدگاه‌هایی را مطرح می‌کنند که با واقعیت‌های خارجی بسیار فاصله دارد. اینگونه برخوردها در طول سالیان گذشته همواره وجود داشته و اکنون هم ادامه دارد. البته در دوران جنگ کاهش یافت ولی اکنون که سایه جنگ کمرنگ شده، بار دیگر عده‌ای در مطبوعات، رسانه‌ها و به ویژه رسانه ملی، بر طبل اختلافات می‌کوبند.در مورد تکرار حوادث دی ماه گمان نمی‌کنم آنچه رخ داد، دوباره به همان شکل تکرار شود.آنچه در دی‌ماه رخ داد، ابتدا یک اعتراض کاملاً مسالمت آمیز بود و عده‌ای به دلیل بالا رفتن تورم و گرانی‌ها اعتراضاتی داشتند و جمعی از بازاریان به خیابان آمدند و اعتراض داشتند. ولی  عوامل خارجی بر موج اعتراضات سوار شدند و به خشونت دامن زدند. اسرائیلی‌ها نیز رسماً اعلام کردند که عناصر موساد در کنار تظاهرکنندگان حضور دارند و این موضوع کاملا مشخص بود. همچنین، دستگیری عوامل آشوب نیز به خوبی نشان داد که عوامل خارجی کاملا درآن حوادث دخالت داشته‌اند. در آینده نیز ممکن است شاهد برخی اعتراضات جمعی به دلیل مشکلات اقتصادی و معیشتی باشیم، اما با توجه به تجربه گذشته، نظام اجازه نخواهد داد که عناصر وابسته به دشمن وارد کشور شوند و فجایع گذشته را بار دیگر رقم بزنند.ده‌ها مورد در قانون اساسی وجود دارد که تاکنون اجرا نشده است* یعنی نظام اصلاحاتی را می‌خواهد انجام بدهد که جلوی پدیده نفوذ را بگیرد؟اینکه نظام بخواهد اصلاحاتی را انجام دهد، بحث جداگانه‌ای است، اما اینکه حوادث سال گذشته دوباره تکرار شود، به گمان من چنین احتمالی وجود ندارد. البته ممکن است به دلیل مشکلات اقتصادی، معیشتی و مسائل مالی شاهد اعتراضات جمعی باشیم.* چقدر باید به سمت اصلاحات ساختاری و سیاسی در کشور، مانند اصلاح قانون اساسی یا ایجاد تغییرات در شورای نگهبان، برویم؟اگر به گذشته رجوع کنیم و عملکرد جمهوری اسلامی ایران را بعد از پایان دفاع مقدس ارزیابی کنیم، می‌بینیم که اشکالات زیادی در نحوه حکمرانی داشته‌ایم. قانون اساسی که یک‌بار هم در آن تجدیدنظر و اصلاح شده است، وقتی به اصول مختلف آن مراجعه شود، می‌بینید که ده‌ها مورد در قانون اساسی وجود دارد که تاکنون اجرا نشده است. اینکه چرا اجرا نشده، مشکلی است که در مدیریت کشور با آن مواجه هستیم.شما ملاحظه کنید در انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان، همواره بخش قابل توجهی از نیروهای نظام، که نیروهای توانمند و کارآمدی هم هستند، به دلایل سیاسی از گردونه خدمت حذف شده‌اند. بسیاری از آزادی‌های سیاسی که در قانون اساسی مورد تأکید قرار گرفته هرگز محقق نشده است. چشم انداز ۲۰ ساله که بسیار آرمان گرایانه و مترقی بود و رهبری شهید نیز آن را تأیید کردند، گمان نمی‌کنم بیش از ۱۵ یا ۲۰ درصد آن تحقق یافته باشد در حالی که دوره ۲۰ ساله آن نیز به پایان رسیده است.کشور به جایی رسیده که بیش از ۸۰ درصد اقتصاد آن دولتی است* چرا اجرا نشدند؟علل مختلفی دارد که در این فرصت کوتاه نمی‌توانیم آسیب شناسی کنیم.* قانون اساسی چرا اجرا نشده است؟چون بسیاری از مسائل در اداره کشور به دلیل برخی سیاست‌های غلط مغفول مانده و نادیده گرفته شده است. وضعیت اقتصادی کنونی و آسیب‌هایی که در کشور با آن مواجه هستیم، معلول نوع سیاست‌گذاری اقتصادی درکشور است. در طول چهار دهه گذشته، کشور به جایی رسیده که بیش از ۸۰ درصد اقتصاد آن دولتی است. این موضوع در دنیا کم سابقه است. عموم کشورهای سوسیالیستی نیز پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و از هم پاشیدن بلوک شرق، متوجه شدند که این سبک، شیوه مناسبی برای اداره کشور نیست. بنابراین، به سمت خصوصی‌سازی و واگذاری واحدهای دولتی به بخش خصوصی و عامه مردم حرکت کردند و اکنون نیز در مسیر رشد و توسعه پیش می‌روند. چرا در ایران چنین اتفاقی نیفتاده است؟ این مسائل عمدتاً به سیاستگذاری‌های کلان نظام بازمی‌گردد که باید اصلاح شود.شورای عالی فضای مجازی خودش به مانعی اساسی در برابر تحولات جدید دنیا تبدیل شده است* می‌توان یکی از علت‌های این مشکلات را داشتن تعداد زیاد شوراهای عالی در کشور دانست که هر کدام می‌توانند قانون‌گذاری کنند؟قطعاً یکی از علل همین است. نه تنها در بحث قانون‌گذاری تمرکزی وجود ندارد در بسیاری از بخش‌های دیگر نیز تعدد مراکز تصمیم‌گیری دیده می‌شود. همین شوراهای متعدد گاه مانع پیشرفت بوده‌اند. شورای عالی انقلاب فرهنگی به جای تعیین سیاست‌های کلان فرهنگی و نظارت بر آن عمدتا سند تولید کرده است و وقت جلسات شورا به برخی مسایل اجرائی از جمله تعیین روسای دانشگاه‌ها گذشته است. رئیس دانشگاه را باید وزیر علوم بر اساس معیارهای مصوب منصوب کند، ولی اکنون در شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح می‌شود و نهادهای مختلف درباره توانایی آن فرد برای ریاست دانشگاه اظهار نظر می‌کنند و در برخی از موارد نیز آن انتصاب فرد می‌شود و دانشگاه به ناچار با سرپرست اداره می‌شود. این به معنای لوث کردن مسئولیت وزیر مربوطه است. شورای عالی فضای مجازی نیز به جای آنکه فضای مناسبی برای رشد علوم و توسعه فضای کسب و کار و تجارت ایجاد کند و فضا را برای اطلاع رسانی باز بگذارد خودش به مانعی اساسی در برابر تحولات جدید دنیا تبدیل شده است. شما مشاهده کردید که چهار نفر از اعضای شورای عای فضای مجازی برای مقابله با تصمیم قانونی دولت به دیوان عدالت اداری شکایت کرده‌اند! و مدعی هستند که دولت حق باز کردن فضای مجازی را ندارد. البته قطع اینترنت در شرایط جنگی توجیه داشت، ولی پس از پایان جنگ، چه دلیلی برای فیلتر کردن وجود دارد؟ نمونه‌های دیگری نیز از این دست وجود دارد.در دولت نیز مشکلات مشابهی وجود دارد و برخی از مسئولیت‌ها لوث شده است و معمولا وزرا نمی‌توانند تصمیم بگیرند و به وظایف خود عمل کنند. اخیراً در یک بررسی مشخص شد که بیش از صد شورای عالی در کشور داریم؛ ریاست شوراهای عالی نیز عموما بر عهده رئیس‌جمهور است. آیا با این شیوه می‌توان کشور را در شرایط کنونی اداره کرد؟ اینها مشکلاتی است که باید به آن‌ها پرداخته و اصلاح شود.چندان امیدوار نیستم که تحولی جدی در سیاست‌های کلان صورت گیرد* سال ۱۴۰۵ را می‌توانیم سال نوین و یک فصل جدید برای اصلاح سیاست‌گذاری بدانیم؟می‌تواند یک فصل جدید باشد، اما اینکه اصلاحات اساسی در کشور صورت گیرد محل تردید است. من چندان امیدوار نیستم که تحولی جدی در سیاست‌های کلان صورت گیرد چون ما به یک مجموعه از سنت‌ها و روش‌ها در کشور عادت کرده‌ایم و همواره در برابر تغییرات به طور جدی مقاومت وجود دارد. هر اصلاح اساسی که بخواهد در کشور انجام شود، با مقاومت مواجه می‌شود و اجازه اجرای آن را نمی‌دهند.شرایط جامعه، گاهی مواردی را برخلاف نظر سیاستگذاران تحمیل می‌کند* شما به مقاومت در برابر تغییر اشاره کردید. می‌دانیم که یادداشت تفاهمی میان ایران و آمریکا با اجازه رهبرانقلاب امضا شد و در نتیجه مذاکرات سوئیس برگزار گردید ولی ما شاهد مخالفت‌های برخی از عناصر در کشور هستیم. این را هم می‌توان جزئی از مخالفت در برابر تغییر دانست؟قطعا همینطور است. البته این نکته را نیز باید توجه داشت که شرایط جامعه، گاهی مواردی را برخلاف نظر سیاستگذاران تحمیل می‌کند. نظام قوانین و سیاست‌های زیادی را وضع کرده اما شرایط اجتماعی و مخالفت‌های مردمی به گونه‌ای پیش رفته که دولت مجبور به عقب نشینی شده است. در دهه ۷۰ قانونی وضع کردند که استفاده از دیش ماهواره ممنوع است. البته هنوز هم این قانون نسخ نشده است. مدتی تلاش کردند قانون را اجرا کنند و دیش‌های روی پشت بام‌ها را جمع آوری می‌کردند، اما بعد از گذشت چند سال به دلیل مقاومت اکثریت جامعه آن را رها کردند.در دنیایی که ما در آن زندگی می‌کنیم، با روابط گسترده بین‌المللی و انفجار اطلاعات نمی‌توان جلوی استفاده از شبکه‌های ماهواره‌ای را گرفت. شبکه‌های تلویزیونی صدا و سیما هم از ماهواره استفاده می‌کنند.نمونه دیگر بحث حجاب است.  قوانین سختی را در زمینه مقابله با بدحجابی تصویب کردند، در خیابان‌ها هم گشت‌ارشاد به راه افتاد، اما واکنش‌های مردم در برابر آن به گونه‌ای بود که نهایتاً بعد از چند سال رها شد. در حالی که خیلی بهتر از آن می‌شد عمل کرد. بقیه کشورهای اسلامی با این پدیده چگونه برخورد کرده‌اند؟ در کشورهای اسلامی اطراف خودمان، چه عربی و چه غیرعربی، می‌بینیم که هم کار فرهنگی کرده‌اند و هم آزادی عمل داده‌اند در نتیجه عده‌ای از بانوان با اعتقاد و باور خودشان حجاب را اختیار کرده‌اند و عده‌ای هم با باور خودشان بی حجاب هستند. زنان باحجاب نیز نه تنها در کشور خودشان، بلکه در اروپا و سایر کشورها هم حجاب کامل دارند، چون باور دارند. اما وقتی باور وجود نداشته باشد، همانطور که در طول سالیان گذشته دیدیم، برخی خانم‌ها به محض اینکه برای رفتن به خارج از کشور سوار هواپیما می‌شدند حجاب خود را برمی‌داشتند چون اعتقادی به آن نداشتند. باید ببینیم بقیه کشورها چگونه این موضوع را اداره کرده‌اند؟ ما هم می‌توانستیم از همان روش‌ها استفاده کنیم. من گمان می‌کنم اگر ما همان روش‌ها را اجرا می‌کردیم، الآن تعداد افراد باحجاب در کشور بیشتر بود.سودی که برخی از این افراد از فروش فیلترشکن‌ها به دست می‌آورند، ارقام نجومی است* آقای جنتی! با توجه به سخنان شما، فیلترینگ هم از موضوعاتی است که با مقاومت مردم روبه‌رو شده و حتی در دوران جنگ هم که اینترنت قطع بود، برخی مردم با پرداخت پول کلان تلاش می‌کردند که فیلترشکن بخرند تا به اینترنت وصل باشند. دولت هم با شعار رفع فیلترینگ روی کار آمد ولی فقط توانست فیلترینگ دو سکوی واتس‌آپ و گوگل پلی را رفع کند. این فیلترینگ چرا با وجود مقاومت مردم در طی این سالها، برداشته نشده است؟این امر دو دلیل دارد. اول اینکه در حوزه سیاست‌گذاری، شورای عالی فضای مجازی و مجموعه عناصری که در آن حضور دارند، اجازه این کار را نمی‌دهند. دلیل دیگر این است که عناصر زیادی از این مسیر سود می‌برند و برخی از آنان درون سیستم هستند. سودی که برخی از این افراد از فروش فیلترشکن‌ها به دست می‌آورند، ارقام نجومی است و اینان با نفوذی که در دولت و نهادهای دیگر دارند، کارشکنی می‌کنند و اجازه نمی‌دهند که رفع فیلتر شود. درست مانند تحریم‌های نفتی که برای عده‌ای سودهای کلانی داشته است. این افراد سالانه ده‌ها میلیون دلار سود می‌برند. بنابراین اجازه نمی‌دهند که تحریم‌ها رفع شود.یادداشت تفاهمی که با ۱۴ ماده امضا شد، یک پیروزی برای جمهوری اسلامی بود* آیا تفاهم ایران و آمریکا را می‌توان یک پیروزی دانست ؟بدون شک یادداشت تفاهمی که با ۱۴ ماده امضا شد، یک پیروزی برای جمهوری اسلامی بود. اگر این تفاهم‌نامه اجرا شود، بیشتر خواسته‌های نظام محقق خواهد شد. این تفاهم محصول سیاستی است که مقام معظم رهبری تدبیر و هدایت کردند و در همه سطوح عالی نظام نیز، چه سیاستمداران و چه فرماندهان نظامی، از آن حمایت کردند. همه به این نتیجه رسیدند که برای خروج از جنگ و پایان دادن به مشکلات کشور، باید از موضع قدرت و عزت مذاکره کنیم. * پس چرا برخی دولت را متهم می‌کنند؛ مانند اتفاقی که حتی در دوره برجام هم شاهد آن بودیم؟اینها تسویه‌حساب برخی افراد با دولت است. همه می‌دانند که روی کار آمدن آقای پزشکیان مطلوب بعضی نبوده است. بنابراین تلاش دارند دولت را تضعیف کنند. در طول این یک سال گذشته، با همه مشکلاتی که وجود داشته و با وجود دو جنگ، انصافاً دولت هم از جنگ جانانه پشتیبانی کرده و هم کشور را به‌خوبی اداره کرده است. علی‌رغم کسری بودجه، تورم، عدم فروش نفت، محدودیت در واردات کالا و همه مشکلاتی که وجود داشت، شما در بازار احساس کمبود یا قحطی نکردید. حتی در زمان جنگ که کشور بمباران می‌شد، مردم از نظر تأمین نیازهای زندگی خود با مشکل جدی مواجه نبودند. لذا می‌توان گفت که این مخالفت‌ها صرفاً برای تسویه‌حساب‌های سیاسی است.برجام را همه ارکان نظام و رهبری تأیید کردند و در سال ۹۴ امضا شد* ما برای اولین بار شاهد شکل‌گیری مذاکرات مستقیم و امضای تفاهم‌نامه توسط دو رئیس‌جمهور بودیم. چرا این مذاکرات در سال ۹۷ یا قبل از آن شکل نگرفت و چه موانعی پیش روی دولت آقای روحانی وجود داشت؟سیاست‌های نظام آن زمان متفاوت بود. برجام را همه ارکان نظام و رهبری تأیید کردند و در سال ۹۴ امضا شد. نتیجه‌اش این بود که فضا برای فعالیت‌های اقتصادی باز شد و کشور به سمت حل مشکلات و توسعه حرکت می‌کرد. اما زمانی که ترامپ روی کار آمد، می‌خواست با قلدری دیدگاه‌هایش را تحمیل کند. وقتی با مقاومت ایران روبه‌رو شد، از برجام خارج شد. او تصور می‌کرد اگر آمریکا از برجام خارج شود، ایران هم از برجام خارج خواهد شد و مجدداً می‌تواند تحریم‌های سازمان ملل را اعمال کند و اگر بخواهد جنگی را آغاز کند، شرایط برایش فراهم خواهد شد. اما ایران در برجام ماند و ترامپ هم یک‌جانبه ایران را تحریم نمود و سایر کشورها را نیز مشمول تحریم‌های ثانویه قرار داد؛ لذا از سال ۹۷ مشکلات کشور آغاز شد و ما شاهد افزایش تورم و دوران سختی بودیم.پس از ترامپ، در دوره جو بایدن، تلاش زیادی برای احیای برجام صورت گرفت و آقای عراقچی شش دور با اروپا و چین و روسیه مذاکره کرد و به توافق‌هایی هم دست یافتند، اما عواملی در داخل کشور مانع شدند و اجازه ندادند توافق امضا شود. قانون اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها و صیانت از حقوق ملت ایران که در مجلس تصویب شد، مانع اساسی برای امضای توافق بود و عمداً آن را تصویب کردند تا برجام احیا نشود. اکنون با توجه به تجربه گذشته و پشت سر گذاشتن دو جنگ، همه به این اجماع رسیده‌اند که باید جنگ را پایان دهیم و به سمت رفع تحریم‌ها، آزادی فروش نفت و برقراری روابط بانکی با دنیا حرکت کنیم و نیازهای کشور را در بخش‌های مختلف، به‌ویژه در حوزه‌های صنعتی، تأمین کنیم. خوشبختانه اکنون این اجماع وجود دارد.اروپایی‌ها هم حاضر نیستند منافع گسترده خود با آمریکا را فدای منافع اندک با ایران کنند* یعنی بعد از ۱۳ سال به این سخن آقای روحانی برگشتیم که باید با کدخدا مشکل را حل کنیم.البته آقای روحانی این جمله را خودشان نگفتند و آن را از دیگران نقل‌قول کردند، اما به هر حال این واقعیت را نمی‌توان انکار کرد که آمریکا یک قدرت جهانی است که ایران را در چنبره تحریم‌های گوناگون قرار داده و همه کشورها به خاطر منافع خود مجبورند با آن همکاری کنند. حتی چین و روسیه هم جرأت نمی‌کنند تحریم‌های آمریکا را زیر پا بگذارند. اروپایی‌ها هم حاضر نیستند منافع گسترده خود با آمریکا را فدای منافع اندک با ایران کنند.ما باید ببینیم چگونه با این قدرت کنار بیاییم که منافع ملی کشور تأمین شود. برای هر کشوری آنچه اهمیت دارد، منافع ملی است که ایجاب می‌کند حتی با دشمنی مانند آمریکا کنار بیایند. آقای مهاتیر محمد، نخست‌وزیر سابق مالزی، که مدیری بسیار برجسته و باتجربه بود و در سالیان دراز مسئولیت کشورش را متحول کرد، یک‌بار به یکی از مقامات ایران گفته بود که آمریکا گاوی است که ما شیرش را می‌دوشیم، اما شما رفته‌اید جلوی شاخش ایستاده‌اید و ضربه می‌خورید. این هم نوعی تدبیر است که چگونه با آمریکا برخورد شود که هم از شرش در امان بمانیم و هم منافع ملی کشور تأمین شود. * شما فکر می‌کنید بعد از دوره شصت‌روزه، تفاهم‌نامه به یک توافق نهایی منجر می‌شود یا مجدداً شاهد آغاز یک جنگ فرسایشی خواهیم بود؟من گمان نمی‌کنم دوباره شاهد یک جنگ فرسایشی باشیم. آمریکا و اسرائیل در طول این دو جنگ، همه امکانات نظامی خود را به کار گرفتند اما در نهایت به زانو درآمدند و یادداشت تفاهمی که امضا شد، نتیجه اضطرار آمریکا بود. لذا تصور نمی‌کنم مجدداً وارد جنگی با ایران شوند ولی ممکن است شرایط نه جنگ و نه صلح را تحمیل کنند که خسارات آن هم کمتر از جنگ نیست. اگر توافقی صورت نگیرد، تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی باقی خواهد ماند و به هیچ‌وجه به نفع کشور نیست.اکنون احساس می‌شود هم طرف ایرانی و هم آمریکایی مایل هستند به توافق برسند، توافقی که به تأیید شورای امنیت سازمان ملل نیز برسد تا برداشتن تحریم‌ها ضمانت اجرایی داشته باشد. طرف آمریکایی نیز قول داده است که در صورت پیشرفت گفت‌وگوها تحریم‌هایی را نیز که توسط کنگره اعمال شده بردارد. امیدوارم ملت بزرگ ایران بعد از تحمل همه سختی‌ها هرچه زودتر به سطحی از رفاه، آرامش، رشد و توسعه دست یابد.نوشته جنتی:«گمان نمی‌کنم دوباره شاهد یک جنگ فرسایشی باشیم/یادداشت تفاهمی که امضا شد، نتیجه اضطرار آمریکا بود» اولین بار در خبرگزاری بین‌المللی شفقنا | خبرگزاری شیعیان، فتاوای آیت‌الله سیستانی و مرجعیت، آخرین اخبار ایران و جهان. پدیدار شد.