مرثیه ام البنین در سوگ حضرت عباس (ع)؛ لا تَدْعُوِنِّي وَيْكِ أُمَّ الْبَنِينَ

Wait 5 sec.

شفقنا- روایت شده که قمر بنی‌هاشم به هنگام شهادت سی‌وچهار ساله بود و امّ البنین مادر آن حضرت در ماتم او و سه برادر دیگر عباس به بقیع می‌رفت و چنان ندبه و گریه می‌کرد که هر شخصی از آنجا می‌گذشت گریان می‌شد، گریستن دوستان عجبی نیست، مروان بن حکم که از بزرگ‌ترین دشمنان خاندان نبوّت بود، چون بر ماتم امّ البنین عبور می‌کرد، از اثر گریه او گریه می‌کرد و این اشعار از امّ البنین در مرثیه قمر بنی‌هاشم و دیگر پسرانش روایت شده است:يَا مَنْ رَأَى الْعَبَّاسَ كَرَّ عَلَى جَمَاهِيرِ النَّقَدِوَ وَرَاهُ مِنْ أَبْنَاءِ حَيْدَرَ كُلُّ لَيْثٍ ذِي لَبَدٍای که عباس را دیدی حمله می‌کرد بر توده‌های فرومایهو از فرزندان حیدر هر شیر یال داری دنبال او بودأُنْبِئْتُ أَنَّ ابْنِي أُصِيبَ بِرَأْسِهِ مَقْطُوعَ يَدٍوَيْلِي عَلَى شِبْلِي أَمَالَ بِرَأْسِهِ ضَرْبُ الْعَمَدِخبردار شده‌ام که به سر فرزندم ضربت وارد شده درحالی‌که بریده دست بودوای بر من بر شیر بچه‌ام که ضربت عمود سرش را خمیده کردلَوْ كَانَ سَيْفُكَ فِي يَدِيْكَلَمَا دَنَا مِنْهُ أَحَدٌاگر شمشیرت در دستت بودکسی نمی‌توانست به تو نزدیک شودو نیز از اوست:لا تَدْعُوِنِّي وَيْكِ أُمَّ الْبَنِينَتُذَكِّرِينِي بِلِيُوثِ الْعَرِينِوای بر تو مرا دیگر مادر پسران مخوانکه مرا به یاد شیران بیشه‌ام می‌اندازیكَانَتْ بَنُونَ لِي أُدْعَى بِهِمْوَ الْيَوْمَ أَصْبَحْتُ وَ لا مِنْ بَنِينَمرا پسرانی بود که به آنان خوانده می‌شدماما امروز برای من پسرانی نیستأَرْبَعَةٌ مِثْلُ نُسُورِ الرُّبَىقَدْ وَاصَلُوا الْمَوْتَ بِقَطْعِ الْوَتِينِچهار پسر مانند کرکسان بلندی‌هاکه با بریده شدن رگ حیات یکی پس از دیگری به مرگ پیوستندتَنَازَعَ الْخِرْصَانُ أَشْلاءَهُمْفَكُلُّهُمْ أَمْسَى صَرِيعاً طَعِينَنیزه‌ها بر پیکرهایشان ستیزه داشتندهمه آنان با تن مجروح به خاک افتادنديَا لَيْتَ شِعْرِي أَكَمَا أَخْبَرُوابِأَنَّ عَبَّاسا قَطِيعُ الْيَمِينِای کاش می‌دانستم آن‌چنان است که خبر دادنداین که دست عباسم بریده شده بودنوشته مرثیه ام البنین در سوگ حضرت عباس (ع)؛ لا تَدْعُوِنِّي وَيْكِ أُمَّ الْبَنِينَ اولین بار در خبرگزاری بین‌المللی شفقنا | خبرگزاری شیعیان، فتاوای آیت‌الله سیستانی و مرجعیت، آخرین اخبار ایران و جهان. پدیدار شد.