آیت الله یثربی در گفت وگو با شفقنا: جبهه مخالف امام حسین(ع) دین را همراه با «جهالت و نادانی» باور داشتند/ در جامعهٔ آن روز، دین ابزار «قدرت و حکومت» شده بود/ امام حسین(ع) به دنبال بیرون‌آوردن مردم از «جهل» بود، نه قدسی‌سازی و تقدس برای جهالت/ قدرت‌طلبان ب

Wait 5 sec.

شفقنا- آیت الله سیدمحمد یثربی، استاد برجسته درس خارج فقه و اصول حوزه های علمیه، در تحلیلی تفصیلی از ریشه‌های واقعه عاشورا تأکید کرد که این حادثه تاریخی، یک رخداد دفعی و مقطعی نبود، بلکه نتیجه یک روند طولانی از انحراف فکری، تضعیف باورهای دینی و تغییر تدریجی ارزش‌های اجتماعی در جامعه اسلامی پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) بود.وی با اشاره به فاصله گرفتن جامعه از آموزه‌های اصیل دین و بی‌توجهی به جایگاه عترت، تصریح کرد که تحریف در فهم دین و مهجور شدن قرآن، زمینه‌ساز شکل‌گیری انحرافاتی شد که در نهایت به فاجعه کربلا انجامید؛ جایی که بخش قابل توجهی از جامعه، دین را نه بر پایه معرفت، بلکه بر اساس تبعیت کورکورانه از قدرت سیاسی تعریف می‌کرد.آیت الله یثربی با تبیین نقش دنیاطلبی، رفاه‌زدگی، مقام‌خواهی و تبدیل دین به ابزار حکومت، خاطرنشان کرد که این عوامل موجب شد تا جامعه به سمت جهالت، سرگردانی و باورهای نادرست سوق پیدا کند و در چنین فضایی، حتی جنایتی چون شهادت امام حسین(ع) نیز برای برخی توجیه‌پذیر جلوه داده شود.استاد برجسته درس خارج فقه و اصول حوزه های علمیه در ادامه با ردّ دیدگاه‌هایی که حرکت امام حسین(ع) را یک اقدام سیاسی برای دستیابی به حکومت می‌دانند، تأکید کرد که هدف اصلی آن حضرت، احیای دین، اصلاح امت و نجات انسان‌ها از «جهالت» بود.وی همچنین با اشاره به پیام‌های ماندگار عاشورا برای جوامع امروز، هشدار داد که هرگاه باورهای دینی سست شود و دین در خدمت قدرت قرار گیرد، زمینه انحراف و سقوط اجتماعی فراهم می‌شود و تکرار چنین روندی می‌تواند جوامع را با بحران‌های مشابه مواجه کند.آیت الله یثربی در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از برخی آسیب‌های موجود در عرصه تبلیغ دینی و مجالس مذهبی، بر ضرورت بازگشت به معارف اصیل، تقویت آگاهی دینی و پرهیز از تحریف و سطحی‌نگری در تبیین واقعه عاشورا تأکید کرد و نقش نخبگان، علما و رسانه‌ها را در هدایت صحیح افکار عمومی بسیار تعیین‌کننده دانست.متن کامل گفت وگوی شفقنا با آیت الله یثربی را می خوانید:   چگونه جامعه‌ای که پیامبر اکرم(ص) را دیده و قرآن را شنیده بود، به واقعه عاشورا رسید؟ به نظر شما ریشه اصلی عاشورا را باید در کجا جست‌وجو کرد؛ در انحراف ساختار قدرت، دگرگونی ارزش‌های اجتماعی، ضعف اخلاق عمومی یا فاصله گرفتن جامعه از روح دین؟به همه دوستان خسته نباشید می گویم و از اینکه برای ارائهٔ معارف الهی، به‌خصوص در سایهٔ نشر معارف عاشورا، تلاش و صرف وقت می‌کنید، ان‌شاءالله خداوند شما را از مشمولان روایاتی قرار دهد که وعده شده کسانی که معارف ما رو نشر می‌کنند، مغفور، آمرزیده‌ و مأجور هستند.دربارهٔ سوالی که مطرح کردید، اگر نخواهیم خیلی دور برویم، باید به‌سراغ مرض‌الموت رسول خدا(ص) برویم که حضرت فرمودند: «إئتونی بِدَواة و کِتف أکتب لکُم کِتاباً لَا تَضلّوا بَعْدَه أبَداً؛ دوات و استخوان کتفی بیاورید تا نوشته‌ای برایتان بنویسم که پس از آن هرگز گمراه نشوید.[1] این سخن پیامبر(ص) با مواجههٔ بعضی از حضار که در تاریخ آمده خلیفهٔ دوّم بوده است، قرار گرفت. وی گفت: «إنّ الرّجل لِیهجر؛ این مرد هذیان می‌گوید.[2] العیاذ باللّه، اینان حضرت را به هذیان‌گویی متهم کردند!عده ای با بی‌اعتنایی به عترت، قرآن را مهجور کردندمن داشتم روی این کلمه از آیهٔ سی‌ام سورهٔ مبارکهٔ فرقان فکر می‌کردم که قبل آن از قیامت و حشر مردم و گنهکاران صحبت می‌کند و قبل آن نیز از ثواب‌کاران و مؤمنان. در این آیه، رسول خدا(ص) به بارگاه الهی چنین خطاب می‌کند: يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا.[3] این مهجور را اگر با همان «هَجْر معنا کنیم، یعنی عده‌ای از قوم من، آن‌هایی که به‌حسب ظاهر اسلام آوردند، قرآن را همان هذیان‌گویی تلقی کردند. در نتیجه به قرآن بی‌اعتنا شدند و باوری جدّی به آن پیدا نکردند. در سلسله‌زیارت‌های سیدالشهدا(ع) این عبارت به‌صورت متعدد آمده است: فَقُتِلْتَ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْكَ مَقْهُوراً، وَأَصْبَحَ رَسُولُ اللّٰهِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ بِكَ مَوْتُوراً، وَأَصْبَحَ كِتابُ اللّٰهِ بِفَقْدِكَ مَهْجُوراً.[4] این «أَصْبَحَ كِتابُ اللّٰهِ بِفَقْدِكَ مَهْجُوراً» یعنی با شهادتت قرآن مهجور شد و آن‌ها قرآن را ترک کردند.همهٔ این‌ها حکایت از یک واقعیت می‌کند و اگر بخواهیم ریشه‌یابی کنیم، آنان نه‌تنها عترت را در آن فرمان رسول خدا(ص) که اطاعت از قرآن و عترت بود، زیر پا گذاشتند، بلکه با بی‌اعتنایی به عترت، قرآن را مهجور کردند. قرآن منهای مفسّر و مبیّن نمی‌تواند هدایت‌کننده باشد!سیدالشهدا(ع) برای حکومت قیام نکردنکتهٔ درخور توجه دیگر اینکه، بعضی این‌طور تفسیر می‌کنند که رسالت رسول خاتم(ص) برای حکومت بود و سیدالشهدا(ع) هم برای همان حکومت قیام کرد. اساساً چنین تصوری نادرست و یک اشتباه بسیار فاحش است، چون اگر سرتاسر قرآن را نگاه کنیم و بعد هم روایات را بنگریم، بعثت رسول خاتم(ص) و حتی همهٔ انبیای الهی(ع) برای هدایت بشر و دعوت به خدا بوده است، نه برای حکومت: «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا × وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُنِيرًا».[5]خطای بسیار بزرگی که اینجا تأویل می‌شود و می‌گویند سیدالشهدا(ع) برای معارضه با حکومت وقت و تصاحب حکومت حرکت کردند، در هیچ‌یک از کلمه‌های سیدالشهدا(ع) چنین چیزی یافت نمی‌شود. البته این یک تفاوت جدی هم به ما یاد می‌دهد که باید فرق امام معصوم(ع)، همچنین حرکت معصوم با غیرمعصوم کاملاً فهمیده شود. ایشان یک دستور و وظیفه‌ داشت و سخن دراین‌خصوص بسیار است، اما آنچه به نظرم می‌آید، علت حرکت اباعبدالله(ع) در زیارت شریف اربعین[6] آمده است که می‌توان آن را از نظر سند و اعتبار، اصحّ زیارت‌ها دانست.مرحوم شیخ در التهذیب و نیز المصباح نقل کرده و راوی این روایت و زیارت شریفه‌ هم صفوان جمّال است. وی می‌گوید که امام صادق(ع) فرمودند: حرکت جدّ ما «لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَهِ. این اتفاقی که بعد از شهادت رسول خدا(ص) افتاد و تدریجاً جامعه و مسلمانان از آن آموزه‌های اصیل فاصله گرفتند، باورها تغییر کرد و اعتقادها دگرگون شد، تا جایی که وقتی بعد از خلفای ثلاثه به درِ خانهٔ امیرالمؤمنین(ع) آمدند و حضرت را دعوت کردند و خواستند با حضرت بیعت کنند، حضرت فرمودند: «دَعُونِي وَ الْتَمِسُوا غَيْرِي … وَ إِنَّ الآفَاقَ قَدْ أَغَامَتْ وَ الْمَحَجَّةَ قَدْ تَنَكَّرَتْ[7] من نباشم، بهتر است. اصلاً شرایط دگرگون شده است و جامعه استعداد و ظرفیت پذیرش حکومت مثل منی را ندارد. ولذا مردم به‌سمت جهل و انحراف از باورهای صحیح و اعتقاد‌ها سوق داده شدند. دنیاخواهی، مطامع مادی، مقام‌طلبی، رفاه‌زدگی و بی‌خیالی نسبت به باورهای صحیح باعث شد که این انحراف در جامعه ایجاد شود و هر قشری و هر صنفی به‌حسب شرایط زندگی خودش به این انحراف مبتلا بود.این اتفاق افتاد، ولذا سیدالشهدا(ع) احساس کردند و تشخیصشان این بود (تشخیص هم تشخیص من و افراد معمولی جامعه نبود، تشخیص مقام امامت و عصمت بود) که باید حرکتی صورت گیرد تا مردم از این نادانی و انحراف نجات یابند. برای همین امام صادق(ع) در این عبارت از زیارت می‌فرمایند: جدّ ما «بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَهِ خون دلش را در راه تو نثار و بذل کرد تا مردم را از جهالت و نادانی، بی‌خبری و دورشدن از واقعیت‌ها نجات دهد. از شهادت رسول خدا(ص) تا حرکت سیدالشهدا(ع) چندین نسل گذشته بود و در این پنجاه سال، نسل‌های جدید و نو به نو آمده بودند. عده‌ای رسول خدا(ص) را در کودکی درک کرده بودند و عدهٔ زیادی هم اصلاً رسول خدا(ص) را درک نکرده بودند. عمّال حکومت که دین را فقط برای حکومت می‌خواستند و آن را از منظر قدرت و برای اِعمال قدرت به‌کار می‌گرفتند، برای همین هم آمده بودند و کم‌کم فاصلهٔ مردم با باورهای صحیح زیاد شد تا رسید به افرادی که در کربلا بودند.باورها و اعتقاد‌های اصول دین ما تقلیدی نیست، ولو مرجع تقلید یا قدرت حاکم چیز دیگری بگویدنویسندگان و تحلیلگران واقعی عاشورا، راجع‌به افرادی که به‌کربلا آمدند، البته جز سپاه به‌اصطلاح عبید‌الله بن زیاد، تقسیم‌بندی‌هایی کرده‌اند؛ اما من معتقدم اکثریت قاطع این‌ها (نه سران آن‌ها) کسانی بودند که دین را همراه با جهالت و نادانی باور داشتند و فقط می‌گفتند: «آنچه آن خسرو کند، شیرین بُود. هرچه حاکم بگوید، دین همان است و این‌گونه دین را باور کرده بودند. حال‌آنکه ما در جامعهٔ امروز و بعد از هزار و چهارصد سال زندگی می‌کنیم، قاعدتاً این را می‌دانیم و ابتدای رساله‌های عملیّه هم نوشته‌اند که باورها و اعتقاد‌های اصول دین ما تقلیدی نیست، ولو مرجع تقلید یا قدرت حاکم چیز دیگری بگوید. مرجع تقلید می‌تواند در فروع فقهیه و از باب تخصصش (مثل پزشک) به ما چیزی بیاموزد و ما از او بپذیریم؛ اما اصل دین و دیانت، یعنی اصل توحید و نبوت و امامت، باید با برهان و فکر و اندیشه و اعتقاد راسخ در اذهان و اندیشه‌ها استقرار پیدا کند و جزء باورهای صحیح شود، نه باورهای انحرافی و غلط که از روی جهالت پذیرفته باشند.در جامعهٔ آن روز، دین ابزار قدرت و حکومت شده بود و نیز وسیلهٔ بارکشی از مردم و به یغما بردن بیت‌المال و ثروت‌های جامعه، بعد هم به بردگی‌کشیدن مردم. در یکی از سؤال‌ها دیدم که رابطهٔ واقعهٔ عاشورا با حریت و آزادگی مطرح شده بود، اگر شما تاریخ را ملاحظه کنید، اینان به‌گونه‌ای رفتار کرده بودند که حتی در زمان یزید بن معاویه، مُهر بر گردن‌ها و پیشانی مردم می‌زدند، یعنی این‌ها عبد معاویه و یزید هستند. اصلاً این‌ها جامعه را به رقیّت کشیده بودند؛ گاهی رقیّت مُهر بردگی است و گاهی طوری اندیشه را در جامعه باورمند می‌کنند که هرچه حاکم گفت، مردم همان را حق مطلق می‌دانند.در چنین شرایطی، آزادمردی صرف‌نظر از مقام عصمت و امامت، انسانی که دوستدار انسانیت و طرف‌دار ارزش‌های انسانی ا‌ست، چه‌کاری باید کند؟ طبعاً این حرکت رخ می‌دهد، البته آن‌هم با مقدّماتی که همگان می‌دانیم. بنابراین حرکت اباعبدالله(ع) برای نجات جامعه و همان رسالتی بود که رسول خدا(ص) و همهٔ انبیای الهی داشتند؛ یعنی بیرون‌آوردن مردم از جهل، نه قدسی‌سازی و تقدس برای جهالت. آن‌ها می‌خواستند انسان‌ها را از جهل مطلق بیرون آورند و وقتی انسان‌ها اهل فکر و اندیشه و باورهای صحیح شدند، طبیعتاً انسان‌های ناشایسته و نالایق هرگز نمی‌توانند آن‌ها را آن‌گونه که خودشان می‌خواهند، به هر سمتی ببرند.شما سیری را ترسیم کردید که نشان داد انحراف‌ها و کج‌فکری‌ها جامعه را به قهقرا برد و از اصل دین بازداشت و سرانجام واقعه عاشورا رخ داد. عاشورا چه تصویری از مسئولیت حاکمان، نخبگان، عالمان و مردم در برابر انحرافات اجتماعی و سیاسی ارائه می‌دهد؟ اگر عاشورا را نه یک حادثه، بلکه نتیجه یک روند بدانیم، مهم‌ترین هشدار آن درباره مسیر سقوط و انحطاط جوامع چیست؟زیارت اربعین یک صفحه بیشتر نیست، اما زیارت بسیار پُرمغزی است. در زیارت اربعین، امام(ع) می‌فرمایند: نجات‌دادن مردم از جهالت. حادثه که نبود، بلکه انجام وظیفه و فریضه بود. نه اینکه بگوییم مثلاً بادی وزید و عاشورا رخ داد، درواقع این مسیری بود که خود رسول خدا(ص)، خود امیرالمؤمنین(ع) حتی در ۲۵ سال خانه‌نشینی، امام حسن مجتبی(ع) در آن مقطع، بعد هم اباعبدالله(ع) و همچنین سایر ائمه(علیهم‌السلام)، همهٔ تلاششان انتقال آموزه‌های صحیح اعتقادی و باورها به جامعه بود. حضرت می‌فرمایند «مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَهِ، یکی جهل مطلق است و دیگری سرگردانی. نجات مردم از سرگردانی که آیا این راه درست است یا آن راه، یا راه سومی وجود دارد، وظیفهٔ امام است.اگر ما اهل مطالعه باشیم و به اخبار احاطه داشته باشیم و در تاریخ نگاه کنیم، حتی در عصر خودمان یا کشور خودمان و دیگر کشورها هم می‌بینیم که خیلی از اتفاق‌ها این‌طور رخ می‌دهد؛ یعنی عده‌ای جاهل هستند که از آن خطا و اشتباه حمایت می‌کنند و عده‌ای هم نان و آب، معیشت و زندگی و رفاهشان را در همراهی می‌بینند. لذا سران این‌ها ‌چنین بودند و از دنیاطلبان و مقام‌طلبان بودند. برای مثال، ابن‌سعد در گفته‌هایش می‌گوید:يقولون إنّ اللّه خالق جنة ××××××××× و نار و تعذيب و غُل يَدَينفإنْ صدقوا فيما يقولون إنّني ××××××××× أتوب إلي الرّحمن مِنْ سنَتينخود ابن‌سعد حکومت را می‌خواست و می‌گفت: به من می‌گویید دست‌بردارم، درحالی‌که حکومت ری آرزوی من است. چطور از این آرزویم دست‌بردارم؟! اگه راست بگویند آدم‌کُشی بد است و خدا بهشت و جهنمی دارد، من می‌روم و حسین را می‌کُشم، بعد که به حکومت ری رسیدم، توبه می‌کنم.بسیاری از اتفاق‌های جامعه همین‌گونه رخ می‌دهد و این‌ها واقعاً برای جامعه مخاطره است. وقتی باور‌ها و پایه‌های اعتقادی انسان‌ها سست شد، با دو گروه مواجه هستیم: یک عده، آن‌هایی که واقعاً باورهای جدّی ندارند و یک عده، آن‌هایی که باورهای جدّی غلط دارند. این دو گروه که به‌هم آمیخته‌اند، در بسیاری از مقاطع زمانی و تاریخی و در جوامع مختلف، برای کیان و سلامت یک جامعه خطر ایجاد کرده‌اند.دنیادوستی ریشهٔ هر خطایی استشما در بخش پایانی سؤالتان گفتید که اگر عاشورا را نه یک رویداد، بلکه نتیجه‌ای در یک روند بدانیم، مهم‌ترین هشدار دربارهٔ سقوط یا احاطهٔ جوامع چیست؟ هشدار عبارت از این است: ما در جامعه به‌گونه‌ای رفتار کنیم که به عده‌ای مذبذب قدرت بدهیم و زمینهٔ اقتدار آن‌ها را فراهم آوریم. چنین افرادی واقعاً هم قدرت و اقتدار را دوست دارند، در روایت صحیح‌السند هم داریم: «حُبُّ الدُّنيا رَأسُ كُلِّ خَطيئَةٍ؛ دنیادوستی ریشهٔ هر خطایی است.[8] خیلی‌ از افراد دنیا را دوست دارند و این دنیاخواهی یا مظاهر مادی و رفاه دنیاست یا قدرت؛ چون قدرت هم از مخاطرات است: «آخِرُ ما یخْرُجُ مِنْ قُلُوبِ الصِّدِّیقینَ حُبُّ الْجَاه. صدیقین برای شما معلوم است، اما دوستانی که می‌خواهند این مطالب را بشنوند یا مطالعه کنند، نمی‌دانند.صدیقین تِل و معصوم هستند. اوّل مقام عصمت است و بعد مرحلهٔ صدیقین است که چه کسانی از مؤمنان به این مرتبه برسند. آنگاه در روایت داریم که این‌ها حتماً از مطامع دنیوی، شهوات و لذت‌های حیوانی عبور می‌کنند و آخرین چیزی که از قلبشان خارج می‌شود، حب جاه و مقام است. خیلی از افراد به‌دنبال مقام و منافع هستند و به‌اصطلاح حکومتی‌اند، ولذا ممکن است به‌حسب ظاهر هم زهدفروشی کنند، اما این زهد‌فروشی آن‌ها هم برای اِغوای دیگران است. گاهی افراد ردا و قبای قدّیس را به تن دارند برای اینکه زهد و دین بفروشند و در سایهٔ این زهدفروشی، بتوانیم آن تمایل نفسانی خودمان را که قدرت است، ارضا کنیم. خطر این‌ها چون باور جدّی ندارند و دین هم ابزاری در دستشان است، می‌تواند بسیار بسیار به‌سهولت از جهلهٔ جامعه استفادهٔ کافی کنند.امام حسین(ع) با اهل‌بیتشان در مسیری گام گذاشتند که نتیجه را می‌دانستند. آن‌ها برای دفاع از چه ارزش‌هایی این مسیر را ادامه دادند و روز عاشورا خلق شد؟ در حقیقت اگر بخواهیم جوهره نهضت حسینی را در یک مفهوم خلاصه کنیم، آن مفهوم چیست و چه پیامی برای انسان امروز دارد؟ وظیفهٔ مقام عصمت از خود رسول خدا(ص) تا انتها، هدایت جامعه است و لذا حفظ آن ارزش‌های الهی (توحید، مسئلهٔ نبوت و باورهای صحیح اعتقادی) که در جامعه به فراموشی سپرده شده بود یا اصلاً دچار انحراف و اشتباه شده بود، وظیفهٔ سیدالشهدا(ع) بود. از همین رو نیز حرکت کردند تا دین احیا شود. یکی از اشتباه‌های بزرگی هم که مخصوصاً بعد از انقلاب رایج شده، این است که سیدالشهدا(ع) برای فروع دین، مثلاً برای امر به معروف و نماز به شهادت رسید. در هیچ کجای دنیا اصل را فدای فرع نمی‌کنند! امامت اصل دین است، اما امر به معروف، نماز و زکات از فروع دین است. اصل دین را که قربانی فرع دین نمی‌کنیم!درحقیقت، سیدالشهدا(ع) برای احیای آن آیین فراموش‌شده یا منحرف‌شده‌ای که جدّشان رسالت آن را به‌عهده داشتند، همچنین برای حفظ ارزش‌های اصیل انسانی و انسانیت انسان حرکت کردند. خطبه‌هایی که حضرت سیدالشهدا(ع) در طول راه یا روز عاشورا بیان فرمودند یا حتی خطبه‌ای که در مِنا بیان فرمودند، همهٔ این‌ها هشدار به جامعه است که چرا خودتان را این‌قدر حقیر و کوچک کردید؟ چرا خودتان را این‌قدر ذلیل قدرت و قدرت‌مداران کردید؟ انسانیت انسان و هویت انسانی برای بشر، آن‌هم تحت آموزه‌های وحی و لحاظ آموزه‌های وحی، باید احیا شود و این اصل زنده بماند.مجالس حسینی در روزگار ما چگونه می‌توانند در تراز پیام، اهداف و آرمان‌های نهضت عاشورا قرار گیرند؟ پرسش اول: به نظر شما مهم‌ترین رسالت منبر، مداحی و آیین‌های عزاداری در عصر حاضر چیست و این مجالس باید به کدام نیازهای فکری، اخلاقی، معنوی و اجتماعی جامعه بیشتر پاسخ دهند؟بسیاری از افرادی که منبر و کرسی خطابه و ذکر و مداحی را در اختیار گرفته‌اند، با آن کاسبی می‌کنندمتأسفانه مصیبتی است که امروز به آن مبتلا هستیم و واقعاً دردی شده است، چه‌بسا به‌نوعی درد بی‌درمان! امروز هم بسیاری از افرادی که منبر و کرسی خطابه و ذکر و مداحی را در اختیار گرفته‌اند، با آن کاسبی می‌کنند. کاسبی هم صِرفاً پول نیست، بلکه می‌خواهند مطرح باشند. همین اواخر بخشی از کلیپ آقایی را دیدم، چنان یک خانمی را (حالا آن خانم محترمه خیلی هم ناجوانمردانه و مظلومانه کشته شده و به شهادت رسیده) با مقام عصمت، صدیقهٔ کبری حضرت زهرا(س) مقایسه کنیم و چه‌بسا برتری دهیم و بگوییم او فقط پهلویش شکست، اما این خانم همه بدنش آسیب دید!این انحراف بزرگی است که یا از جهالت رخ می‌دهد یا برای کاسبی است. اگر از جهالت است، امیدواریم خداوند جامعه را از دست این جهله نجات دهد که جاهلی هدایت‌کننده باشد، اما اگر بیماری است که متأسفانه بسیاری از این‌ها حرف‌هایی می‌زنند که خودشان هم آن را باور ندارند.صداوسیما افرادی را مطرح می‌کند که فاقد سرمایهٔ علم و دانش هستندما سال‌هاست این مسئله را می‌گوییم و این توصیهٔ اکید ماست، البته اگر بُردی داشته باشد! متأسفانه صداوسیما افرادی را مطرح می‌کند که فاقد سرمایهٔ علم و دانش هستند. شاید بعضی از آن‌ها واقعاً مؤمن هم باشند، در این بحثی نداریم، اما فاقد سرمایهٔ علم و دانش‌اند. وقتی چنین افرادی را در جامعه مطرح کنیم، هیئات و دسته‌جات هم که نگاهشان به صداوسیماست، همین افراد مطرح در تریبون‌های عمومی کشور را دعوت می‌کنند و این خودش موجب به‌اصطلاح، اشتباه‌افتادن مردم و انحراف جامعه می‌شود یا حداقل اینکه آموزه‌های صحیح عاشورا و دین را به مردم انتقال ندهیم و به گونه ای عاشورا و دین را به مردم انتقال دهیم که با حقیقت مطلب فرسنگ‌ها فاصله دارد.سیدالشهدا(ع) در پاسخ به نامهٔ برادرشان محمد حنفیه چنین مرقوم فرمودند: «وَ اِنّی لَمْ اَخْرُجْ اَشِراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفْسِداً وَ لا ظالِماً وَ اِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاِصْلاحِ فِي اُمَّةِ جَدّی.[9] در هیچ‌جا نداریم که امام حسین(ع) قیام کرد و اصلاً «قیام تعبیر غلطی است. در بعضی از سؤال‌های شما هم این تعبیر بود! حضرت می‌فرمایند: من از مکه بیرون آمدم، چون جامعهٔ منتسب به جدّ ما رسول خدا(ص) را فساد فراگرفته بود و برای اصلاح این مفاسد خارج شدم.آقای خطیب، آقای ذاکر! شما چگونه می‌خواهید با این بافته‌ها جامعه را اصلاح کنید؟ ما باید نگاه کنیم که سیدالشهدا(ع) چه فرموده‌اند. مکرر به دوستان و حضرات علمایی که در درس هستند، در مواقف مختلف توصیه می‌کنم و می‌گویم شما حداقل کتاب کامل الزیارات را به‌خوبی مطالعه کنید و ببینید از روایات صحه‌ای که ابن‌قولویه(رضوان‌الله‌علیه) جمع‌آوری کرده است، چه پیامی از حرکت سیدالشهدا(ع) دریافت می‌‌شود. «اَسیْرُ بِسیرَهِ جَدّی وَ اَبی علی بن ابی طالِبٍ علیه السلام؛ من آمدم تا همان راهی را بروم که پدرم رفت. «وَ اُریْدُ اَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَنْهی عَنِ الْمُنْکَرِ؛ اصل اصلاح است و طریق اصلاح را هم همین احیای فریضهٔ امر به معروف و نهی از منکر که یک فرع است، بیان می‌کند.نکتهٔ درخور توجه اینکه منبر در قدیم معمولاً مختص مجتهدین بود و فقط مجتهدین به منبر می‌رفتند. حداقل در تاریخ عاشورا و زندگی اباعبدالله(ع) غوغا می‌کردند. مرحوم ملای دربندی مجتهد جامع الشرایط بود که به منبر می‌رفت، همچنین مرحوم شیخ جعفر شوشتری(رضوان‌الله‌علیه) فقیه جامع‌الشرایط بوده (رسالهٔ عملیهٔ ایشان را دارم) که مرحوم آقای آخوند خراسانی بر رسالهٔ عملیهٔ ایشان تعلیقه و حاشیه دارد. معمولاً همهٔ علما وقتی به عروه حاشیه می‌زنند، یعنی صاحب عروه را ملّا و اعلم می‌دانند و به کتابش حاشیه می‌زنند. چنین کسانی در روزگار قدیم عهده‌دار خطابه بوده‌اند.قدسی‌سازی و شبیه‌سازی یکی از خطر‌های جدّی امروز برای واقعهٔ عاشوراستبنابراین حضرات خطبا و علما، این کتاب‌های مقتل مرحوم آقای شیخ جعفر(رضوان‌الله‌علیه) را درست مطالعه کنید و از آن تعدی و تجاوز نکنید. بی‌شک قدسی‌سازی و شبیه‌سازی یکی از خطر‌های جدّی امروز برای واقعهٔ عاشوراست. بسیاری از اتفاق‌ها در سال‌های مختلف کنونی رخ داده است و مظلومانی به دست ظالمان مقهور واقع شده و چه‌بسا کشته شده‌اند، اموالشان هم به غارت رفته است؛ اما این‌ها کجا و اهل‌بیت سیدالشهدا(ع) کجا؟ چه‌چیزی را می‌توان با دختر سه‌سالهٔ سیدالشهدا(ع) مقایسه کرد، دختری که خون اباعبدالله(ع) در رگ‌های او جاری است! به‌راستی چه‌چیزی را با او مقایسه کنیم و چه‌کسی را با او شبیه سازی کنیم؟ این‌ها یکی از مخاطرات است و متأسفانه برای استفاده از عواطف خلق‌الله و اشاعهٔ آنچه خودمان دوست داریم، دست به چنین کارهای ناشایستی می‌زنیم. این‌ها کیان عزای اباعبدالله(ع) را به مخاطره می‌اندازد، عزاداری‌هایی که در طول قرن‌ها سرمایهٔ بزرگ نگهداری و صیانت و نگهبانی از باورهای صحیح ما بوده است.اگر بخواهیم امام حسین(ع) را از خلال سخنان و رفتارهای ایشان در مسیر مکه تا کربلا و روز عاشورا بشناسیم، برجسته‌ترین ویژگی‌های شخصیتی و آموزه‌های ایشان چه هستند؟ در رفتار امام حسین(ع) با خانواده، یاران، مخالفان و حتی دشمنان، چه الگوهای اخلاقی، انسانی و رهبری را می‌توان مشاهده کرد و این الگوها چه درسی برای امروز دارند؟ما چیزی جز مهر و عاطفه و ابراز محبت و صید دشمن‌ها و مخالفانشان هم حتی به‌وسیلهٔ ابراز محبت‌ها، گونهٔ دیگری نداریم. گاهی میدان جنگ است و این حساب دیگری پیدا می‌کند، اما شما ببینید امام با حر بن یزید ریاحی به‌گونه‌ای رفتار کردند که او آمد و به سپاه امام ملحق شد. همچنین با زهیر بن قین که در راه مواجه شدند و شخصی را به‌دنبالش فرستادند، اما نرفت، همسرش گفت: فرزند دختر پیغمبر(ص) تو را دعوت کرده است و انعطافی نشان ندادی. در نهایت آمد و وقتی از خیمه برگشت، همسرش گفت: برای چه منقلب شدی؟ گفت: تو آزاد و رهایی. همسرش گفت: برای چه منقلب شدی؟ محتوای کامل گفت‌وگو نقل نشده، ولی یک کلمه دارد؛ همین‌طور که اشک می‌ریخت، گفت: «ذَکَرَنی بِجَدّه. همین او را متحول کرد. شب عاشورا هم وقتی حضرت فرمودند بروید، ظاهراً در میان اصحاب، اوّلین کسی که برخاست، گفت: یاابن رسول‌الله، به ما می‌گویی برویم و تو را تنها بگذاریم؟! خدا را گواه می‌گیرم که اگر کشته شوم، هفتاد مرتبه هم کشته شوم، از تو دست‌برنمی‌دارم.این نحوهٔ سلوک سیدالشهدا(ع) با مخالفان بود، با خانوادهٔ خودشان هم که جز عاطفه و عطوفت نبود! این رفتار طبیعی هر انسانی است، مخصوصاً انسان کاملی مثل مقام عصمت.امام حسین(ع) در واپسین لحظات عاشورا خطاب به دشمنان خود فرمود: «اگر دین ندارید و از معاد نمی‌هراسید، در دنیای خود آزاده باشید.» این سخن چه جایگاهی در منظومه فکری و اخلاقی عاشورا دارد؟ مکتب اگر مبتنی بر باورهای انسانی باشد، ریختن خون هیچ انسان بی‌گناه را امضا نمی‌کندیک‌سری معیارها وجود دارد که همهٔ مکاتب قبول دارند. مکتب اگر مبتنی بر باورهای انسانی باشد، یهود و نصرانی و حتی غیرمتدین به ادیان الهی هم باشد، ریختن خون انسان بی‌گناه را امضا نمی‌کند. هیچ آیینی و هیچ انسانی تعدّی به نوامیس دیگران را قبول ندارد، حتی اگر دشمن باشد.ظاهراً این‌ها قوانین پذیرفته‌شده‌ای است که بعدها به‌صورت قانون مدوّنی هم در سازمان‌های بین‌المللی درآمده است. و لذا یکی از حرف‌های ما در وقایع اخیر این بود که اگر واقعاً همهٔ ادعاهای آمریکا و اسرائیل راست هم بود، بر چه اساسی به یک مدرسهٔ دخترانه‌ تجاوز کردند که بیش از صد طفل معصوم در آن بود و این‌ها را کشتند؟ همین مسائل خودش کشف عظیم می‌کند که اینان به معیارهای انسانی پایبند نیستند.این کلام سیدالشهدا(ع) هم برای آن لحظاتی است که در گودال قتلگاه افتاده بودند. لشکریان از قدرت حضرت جرأت نمی‌کردند برای کشتن سیدالشهدا(ع) به‌سمت گودال بروند. شمر صیحه زد و گفت: بروید و کارش را تمام کنید. گفتند: جرأت نمی‌کنیم! گفت: امتحان می‌کنیم. گفت: به خیام حرم حمله کنید. وقتی حضرت این صدا را شنیدند، با نیزه و شمشیر شکسته روی زانو بلند شدند و فرمودند: «اِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِيْنٌ وَكُنْتُمْ لاتَخافُونَ الْمَعادَ فَكُونُوا اَحْـراراً فِى دُنْيـاكُمْ[10] اگر دین ندارید و آخرت را هم قبول ندارید، آزاده باشید. آزادمردی به این است که حداقل زن و بچه‌ای که گناهی مرتکب نشده‌اند، باید مصونیت داشته باشند. خود رسول خدا(ص) وقتی مکه را تسخیر کردند، دستور حضرت این بود که به خانه‌های مردم تجاوز نکنید، به زن‌ها تعدّی نکنید، به کسانی که پناه گرفته و تسلیم شده‌اند، تعدّی نکنید. این‌ها یک‌سری معیارهای انسانی بود که حضرت فرموده‌اند و قبل از آن هم در جوامع انسانی چنین بوده است.بخشی از مخاطبان، جوانان هستند، در جامعه امروز که مسایل و پیچیدگی های مختلفی در عرصه های متفاوت وجود دارد و جوان امروز با آن درگیر است، چه توصیه‌ یا نکته ای را به آنها یادآور می شوید؟جوان‌ها در طول تاریخ بهترین سرمایه‌های ما بوده‌اند و همیشه هستند. در روایتی آمده که امام صادق(ع) یکی از اصحاب را به مصر فرستادند و وقتی بعد از یک سال برگشت، حضرت فرمودند نتیجهٔ کارت چه شد؟ گفت: یا ابن رسول‌الله، موفق نشدم و نتوانستم کاری کنم. امام فرمودند: «إرجع و عَلَیک بِالأحداث فَإِنَّمَا قَلْبُ اَلْحَدَثِ كَالْأَرْضِ الْخَالِيَةِ مَهْمَا أُلْقِيَ فِيهَا مِنْ شَيْءٍ قَبِلَتْهُ.[11] حالا یک بار دیگر برو و این بار از راهی برو که من به تو می‌گویم؛ به‌سراغ جوان‌ها برو، همانا دل جوان مثل زمین خالی آمادهٔ برای کشت‌وکار است، بذر را بر این دل‌ها بریز.نکته‌ای که در واقعهٔ عاشورا داریم، در این مجلس‌های روضه، گاهی ما پیرمردها اگر روضه‌خوان خودش را تکه‌پاره هم کند، اشک ما در نمی‌آید، اما یک نوجوان و جوان همهٔ صورتش غرق اشک می‌شود. اینجا همان جایی است که توصیهٔ ماست، این جوان‌ها در مجالس شرکت کنند و آموزه‌های دینی را از خطبای شایسته بگیرند. واقعهٔ عاشورا به‌نظر من پیوند دل است و اندیشه و این دل‌های مستعد و آماده در عاشورا مثل زمینی است که برای ریختن بذر کاملاً روی آن کار و آماده‌سازی شده تا آن بذر به نتیجه بنشیند و بار دهد. امیدوارم خداوند همهٔ جوان‌ها را از شرّ وساوس شیاطین محافظت می‌کند. [1]. الإرشاد، ج1، ص184؛ صحیح البخاری، ج4، ص66.[2]. کشف الغمة، ج۱، ص۴۰۲.[3]. فرقان/ 30. «پروردگارا، قوم من اين قرآن را رها كردند».[4]. فرازی از زیارت امام حسین(ع) در روز عرفه.[5]. احزاب/ 45 و 46. «اى پيامبر، ما تو را [به سِمَت‌] گواه و بشارتگر و هشداردهنده فرستاديم، و دعوت‌كننده به‌سوى خدا به فرمان او و چراغى تابناک».[6]. «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَهِ؛ و [شهادت می‌دهم] امام حسین(ع) جانش را در راه تو بذل و بخشش کرد تا بندگانت را از جهالت و نادانی و سرگردانی گمراهی نجات بخشد».[7]. نهج البلاغه، خطبهٔ 92.[8]. ارشاد القلوب، ص21؛ بحار الأنوار، ج77، ص182، ح10.[9]. بحار الأنوار، ج44، ص329.[10]. بحار الأنوار، ج45، ص51.[11]. نهج البلاغة: نامه 31.نوشته آیت الله یثربی در گفت وگو با شفقنا: جبهه مخالف امام حسین(ع) دین را همراه با «جهالت و نادانی» باور داشتند/ در جامعهٔ آن روز، دین ابزار «قدرت و حکومت» شده بود/ امام حسین(ع) به دنبال بیرون‌آوردن مردم از «جهل» بود، نه قدسی‌سازی و تقدس برای جهالت/ قدرت‌طلبان با «زهدفروشی» مردم را فریب می‌دهند / امام حسین(ع) برای حفظ ارزش‌های اصیل انسانی و انسانیت انسان حرکت کردند/ در هیچ کجای دنیا «اصل» را فدای «فرع» نمی‌کنند! / صداوسیما افرادی را مطرح می‌کند که فاقد سرمایهٔ علم و دانش هستند/ بسیاری از افرادی که منبر و مداحی را در اختیار گرفته‌اند، با آن «کاسبی» می‌کنند اولین بار در خبرگزاری بین‌المللی شفقنا | خبرگزاری شیعیان، فتاوای آیت‌الله سیستانی و مرجعیت، آخرین اخبار ایران و جهان. پدیدار شد.