«مذاکرات ایران و آمریکا؛ میان مدیریت تنش و رقابت‌های ژئوپلیتیکی»؛ میرقاسم مومنی در گفت وگو با شفقنا آینده: توافق احتمالی میان ایران و آمریکا با «شکاف‌های جدی» روبه‌رو است/ آینده مذاکرات به «تصمیمات راهبردی و ملاحظات امنیتی» دو طرف بستگی دارد

Wait 5 sec.

شفقنا آینده– یک کارشناس مسائل منطقه درباره احتمال رسیدن به توافق نهایی میان ایران و آمریکا می گوید: هدف راهبردی ایالات متحده از فشارهای کنونی، تغییر رفتار منطقه‌ای ایران در راستای دکترین امنیت ملی آمریکا است. چالش اصلی در این میان، تضاد عمیق میان این دکترین با منافع و اولویت‌های راهبردی جمهوری اسلامی ایران است. این شکاف میان تعاریف طرفین از امنیت و منافع ملی، اصلی‌ترین گره کور در مسیر دستیابی به یک توافق پایدار و شفاف میان دو کشور محسوب می‌شود.دکتر میرقاسم مومنی در گفت وگو با خبرنگار شفقنا آینده در خصوص اینکه در پی امضای یادداشت تفاهم میان  ایران و آمریکا توسط رؤسای جمهور دو کشور و آغاز دور نخست مذاکرات پس از آن، این پرسش مطرح می‌شود که آیا این روند می‌تواند در نهایت به یک توافق جامع و نهایی منتهی شود یا خیر؟ همچنین اینکه چرا ترامپ، با وجود تهدیدهایی که پیش‌تر مطرح کرده بود، در نهایت با امضای چنین تفاهم‌نامه‌ای موافقت کرد؟ آیا این اقدام نشانه‌ای از تغییر در رویکرد و سیاست‌های ایالات متحده است؟ آیا می‌توان از بروز شکاف یا اختلاف نظر میان آمریکا و اسرائیل در خصوص مسئله ایران سخن گفت؟ یا آن‌گونه که برخی تحلیلگران معتقدند، این توافق صرفاً اقدامی برای خرید زمان است و در نهایت ایالات متحده قصد دستیابی به توافقی پایدار با ایران را ندارد. در این چارچوب، پرسش اساسی این است که چه روندی را می‌توان برای آینده این مذاکرات پیش‌بینی کرد و چشم‌انداز روابط و توافق احتمالی میان ایران و آمریکا چگونه خواهد بود؟ اظهار داشت: آنچه در حال حاضر حاصل شده، بیش از آنکه یک توافق نهایی تلقی شود، نوعی آتش‌بس یا مقدمه‌ای برای مذاکرات بعدی به شمار می‌آید. در واقع، این تفاهم بیشتر بستری برای ادامه گفت‌وگوها و تلاش برای دستیابی به توافقی جامع در آینده است؛ توافقی که احتمالاً موضوعات اصلی از جمله مسائل هسته‌ای، موشکی و فعالیت‌های منطقه‌ای را در بر خواهد گرفت. بنابراین، این تفاهم‌نامه در حال حاضر قدرت اجرایی گسترده‌ای ندارد و بیشتر به عنوان مبنایی برای مذاکرات بعدی عمل می‌کند.تفاهم‌نامه تا حدی پاسخ به یک نیاز متقابل از سوی دو طرف بوده استوی افزود: به نظر می‌رسد هر دو طرف، یعنی ایران و ایالات متحده، در مقطع کنونی به نوعی به این فرصت نیاز داشتند. از یک سو، آمریکا در جریان تحولات و تنش‌های اخیر دریافت که برای مدیریت شرایط، نیازمند زمان بیشتری برای آمادگی و همچنین جلب حمایت و مشارکت سایر شرکای بین‌المللی است. در مقطعی ایالات متحده تا حد زیادی به تنهایی وارد میدان شد و حمایت کامل برخی متحدان اروپایی و کشورهای دیگر را در اختیار نداشت. از این رو، ایجاد یک وقفه یا آتش‌بس می‌تواند فرصتی برای سازمان‌دهی بهتر و همراه‌سازی دیگر بازیگران بین‌المللی فراهم کند. از سوی دیگر، ایران نیز با توجه به فشارها و حملات گسترده‌ای که در منطقه با آن مواجه بوده است، نیازمند فرصتی برای بازیابی توان و ارزیابی شرایط بوده است. به همین دلیل، می‌توان گفت این تفاهم‌نامه تا حدی پاسخ به یک نیاز متقابل از سوی دو طرف بوده است. این احتمال وجود دارد که بازیگران دیگر در منطقه همچنان اقداماتی انجام دهند که بر روند مذاکرات تأثیر بگذاردوی تصریح کرد: با این حال، باید توجه داشت که این توافق مستقیماً میان ایران و ایالات متحده شکل گرفته و الزاماً به معنای همسویی کامل همه بازیگران منطقه‌ای نیست. مقامات اسرائیلی نیز بارها تأکید کرده‌اند که سیاست‌های امنیتی خود را به طور مستقل دنبال می‌کنند و لزوماً تابع تصمیمات آمریکا در این زمینه نیستند. بنابراین، این احتمال وجود دارد که بازیگران دیگر در منطقه همچنان اقداماتی انجام دهند که بر روند مذاکرات تأثیر بگذارد. در کنار این مسائل، برخی تحلیل‌ها بر این نکته تأکید دارند که طرف آمریکایی ممکن است بر وجود اختلافات و تنوع دیدگاه‌ها در داخل ایران نیز حساب باز کرده باشد و تصور کند که در صورت ایجاد فضای زمانی و سیاسی مناسب، این اختلافات می‌تواند بر روند تصمیم‌گیری در داخل ایران اثرگذار باشد. در مجموع، به نظر می‌رسد فضای کنونی بیش از آنکه بیانگر رسیدن به یک توافق قطعی باشد، مرحله‌ای از مدیریت تنش و ایجاد فرصت برای ارزیابی شرایط و ادامه مذاکرات است. آینده این روند تا حد زیادی به تحولات سیاسی، منطقه‌ای و همچنین نحوه پیشرفت گفت‌وگوهای بعدی میان طرفین بستگی خواهد داشت.به نظر می‌رسد ایالات متحده به‌دنبال ایجاد سازوکارهای نظارتی بر درآمدها و هزینه‌های ارزی ایران استمومنی با بیان اینکه مسئله مهم دیگری که در این میان مطرح می‌شود، نحوه هزینه‌کرد درآمدهای دلاری ایران است گفت: پرسش اساسی این است که ایران در صورت دسترسی به دلارهای حاصل از فروش نفت، این منابع را در چه حوزه‌هایی هزینه خواهد کرد. این موضوع هنوز به‌صورت شفاف مشخص نشده و یکی از محورهای اصلی اختلاف میان طرفین به شمار می‌رود. به نظر می‌رسد ایالات متحده به‌دنبال ایجاد سازوکارهای نظارتی بر درآمدها و هزینه‌های ارزی ایران است تا مشخص شود این منابع دقیقاً در چه بخش‌هایی مصرف می‌شوند. یکی از دغدغه‌های اصلی آمریکا نیز به نحوه هزینه‌کرد منابع مالی ایران مربوط می‌شود. از دیدگاه واشینگتن، ایران نباید از این منابع برای تقویت توان نظامی، توسعه برنامه‌های موشکی یا حمایت مالی از گروه‌های نیابتی در منطقه استفاده کند. به همین دلیل، ایالات متحده به‌طور جدی در پی نظارت بر درآمدهای ارزی ایران و چگونگی مصرف آن‌هاست. در سطح کلان، به نظر می‌رسد الگوی مطلوب آمریکا برای توافق با ایران تا حدی شبیه مدلی است که در قبال کشورهایی مانند ونزوئلا دنبال شده است؛ مدلی که در آن برنامه هسته‌ای به‌شدت محدود می‌شود، توان موشکی تحت کنترل قرار می‌گیرد و فعالیت‌های منطقه‌ای یا نیابتی نیز کاهش می‌یابد. در مقابل، ایران تأکید دارد که مذاکره باید بر پایه گفت‌وگو و توافق متوازن صورت گیرد، نه بر اساس فشار یا تحمیل شرایط یک‌جانبه.وی ادامه داد: از نگاه آمریکا، ایران باید در چارچوب قواعد و استانداردهای مورد نظر نظام بین‌الملل عمل کند؛ به‌ویژه در زمینه فروش نفت و نحوه مصرف درآمدهای حاصل از آن. با این حال، منتقدان در ایران معتقدند چنین رویکردی نوعی محدودیت و نظارت فراتر از حد متعارف است؛ چرا که بسیاری از کشورهای صادرکننده نفت، از جمله برخی کشورهای منطقه، بدون چنین نظارت‌هایی به فروش نفت و استفاده از درآمدهای خود می‌پردازند. به همین دلیل، برخی تحلیلگران این سیاست‌ها را نوعی فشار یا تحمیل از سوی ایالات متحده تلقی می‌کنند. در این چارچوب، این نگرانی نیز مطرح است که اگر مذاکرات به نتیجه مطلوب آمریکا نرسد، احتمال بازگشت به تنش یا حتی درگیری نظامی وجود داشته باشد. هرچند در حال حاضر تفاهم‌نامه‌ای میان دو طرف امضا شده، اما تضمینی وجود ندارد که این تفاهم در نهایت به یک توافق جامع و پایدار تبدیل شود.آمریکا تلاش دارد با تقویت حضور خود در مناطق راهبردی مانند خلیج فارس و تنگه هرمز، نقش بیشتری در تأمین امنیت مسیرهای انرژی ایفا کندوی تصریح کرد: در داخل ایران نیز تصمیم‌گیری درباره پذیرش یا رد پیشنهادهای آمریکا به مجموعه‌ای از ملاحظات راهبردی بستگی دارد. این تصمیم‌ها در سطح عالی حاکمیتی و با مشارکت نهادهای تصمیم‌گیر و نخبگان سیاسی بررسی می‌شود تا مشخص شود پذیرش چنین شرایطی تا چه اندازه با منافع ملی کشور همخوانی دارد. از سوی دیگر، ایالات متحده نیز ملاحظات اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود را در این معادله دنبال می‌کند. برخی تحلیل‌ها نشان می‌دهد که آمریکا تلاش دارد با تقویت حضور خود در مناطق راهبردی مانند خلیج فارس و تنگه هرمز، نقش بیشتری در تأمین امنیت مسیرهای انرژی ایفا کند. در چنین سناریویی، ممکن است آمریکا تأمین امنیت این مسیرهای حیاتی را مشروط به دریافت هزینه از کشورهای بهره‌مند از آن بداند. در نهایت، پرسش مهم این است که در صورت افزایش تنش‌ها، آیا کشورهای دیگر نیز در کنار آمریکا قرار خواهند گرفت یا خیر. تجربه‌های گذشته نشان داده است که همراهی یا عدم همراهی قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری ائتلاف‌ها و روند تحولات داشته باشد. از این رو، آینده این مسئله تا حد زیادی به تحولات بین‌المللی، میزان همراهی سایر کشورها و نیز نحوه پیشرفت مذاکرات میان ایران و ایالات متحده بستگی خواهد داشت.هدف راهبردی ایالات متحده از فشارهای کنونی، تغییر رفتار منطقه‌ای ایران در راستای دکترین امنیت ملی آمریکا استشکاف میان تعاریف طرفین از امنیت و منافع ملی، اصلی‌ترین گره کور در مسیر دستیابی به یک توافق پایدار و شفاف میان ایران و آمریکاستاین کارشناس منطقه افزود: در خصوص عدم همراهی برخی کشورهای اروپایی با سیاست‌های ایالات متحده در مقطع پیشین، باید به این نکته توجه داشت که کشورهای مذکور نگران تبعات احتمالی درگیری در خلیج فارس بر امنیت و منافع خود بودند. این نگرانی به‌ویژه با در نظر گرفتن تنش‌های میان روسیه و اوکراین تشدید می‌شد؛ چرا که اروپا بر این باور بود که هرگونه درگیری گسترده در خلیج فارس، روسیه را ترغیب خواهد کرد تا فشارهای خود را بر جبهه اوکراین افزایش دهد. در واقع، از دیدگاه اروپایی‌ها، اوکراین به مثابه نقطه عطف امنیت قاره سبز محسوب می‌شود و شکست در آنجا، به منزله شکستی راهبردی برای کل اروپا تلقی می‌شد. با این حال، تحولات اخیر و تغییر وضعیت در جنگ اوکراین که با تهاجمی‌تر شدن مواضع این کشور و انجام عملیات‌هایی علیه مسکو همراه بوده است، نشان‌دهنده تقویت توانمندی‌های نظامی اوکراین است. این امر تا حدودی از نگرانی‌های امنیتی اروپا کاسته و به آن‌ها این امکان را داده است که تمرکز و توان بیشتری را در راستای همکاری با ایالات متحده در دیگر نقاط، از جمله منطقه خلیج فارس، معطوف کنند. اهمیت این موضوع برای اروپا دوچندان است، چرا که ضریب وابستگی قاره اروپا به منابع انرژی (نفت و گاز) منطقه خلیج فارس، به‌ویژه در تأمین نیازهای پایه، بسیار بالا و در حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد برآورد می‌شود؛ وابستگی‌ای که حتی از نیاز ایالات متحده به این منابع، پررنگ‌تر است. در نهایت، هدف راهبردی ایالات متحده از فشارهای کنونی، تغییر رفتار منطقه‌ای ایران در راستای دکترین امنیت ملی آمریکا است. چالش اصلی در این میان، تضاد عمیق میان این دکترین با منافع و اولویت‌های راهبردی جمهوری اسلامی ایران است. این شکاف میان تعاریف طرفین از امنیت و منافع ملی، اصلی‌ترین گره کور در مسیر دستیابی به یک توافق پایدار و شفاف میان دو کشور محسوب می‌شود.نوشته «مذاکرات ایران و آمریکا؛ میان مدیریت تنش و رقابت‌های ژئوپلیتیکی»؛ میرقاسم مومنی در گفت وگو با شفقنا آینده: توافق احتمالی میان ایران و آمریکا با «شکاف‌های جدی» روبه‌رو است/ آینده مذاکرات به «تصمیمات راهبردی و ملاحظات امنیتی» دو طرف بستگی دارد اولین بار در خبرگزاری بین‌المللی شفقنا | خبرگزاری شیعیان، فتاوای آیت‌الله سیستانی و مرجعیت، آخرین اخبار ایران و جهان. پدیدار شد.