شفقنا- حجت الاسلام خدابخش عبدلی در مقاله ای به فرهنگ گفتار در جامعه اسلامی پرداخته است.متن مقاله این مدرس علوم سیاسی حوزه و دانشگاه به شرح زیر است:«مقدمه: نسبت راستی با صلاح و مصلحتدر جامعه امروز ایران، در شرایطی که دشمن با تمام قوا درگیر جنگ شناختی، رسانهای و امنیتی علیه نظام جمهوری اسلامی است، اهمیت دقت در سخن گفتن و صیانت از اسرار ملی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. وقتی از هر دری سخنی به میان میآید، وقتی تحلیلهای غیرکارشناسی به سرعت در فضای مجازی منتشر میشود، و وقتی دشمن با استفاده از فناوریهای پیشرفته هوش مصنوعی، تمام گفتارها و نوشتارها را رصد و تحلیل میکند، ضرورت بازنگری در فرهنگ گفتاری ما بیش از پیش خودنمایی میکند.اسلام، راستگویی را به عنوان یکی از ارکان ایمان معرفی کرده و در آیات و روایات متعددی بر آن تأکید شده است. اما آیا راستگویی در هر شرایطی و به هر قیمتی مطلوب است؟ آیا متقی تنها کسی است که هر حقی را – حتی اگر مضر باشد – بر زبان جاری میکند؟نگاهی دقیقتر به تعالیم اسلامی، به ویژه در کلام امیرالمؤمنین علی(ع)، ما را به تأمل عمیقتری در این موضوع فرا میخواند. جمله زیبای «مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ» در خطبه متقین، شاهدی است بر اینکه تقوا و پرهیزگاری، بیش از آنکه با «صدق» صِرف سنجیده شود، با «صواب» و درستی و صلاح کلام سنجیده میشود.در این یادداشت، تلاش میشود تا با تکیه بر آیات قرآن، روایات معصومین(ع)، و سیره عملی پیامبر(ص) و امامان(ع)، همچنین با بهرهگیری از بیانات امام خمینی(ره) و رهبر شهید آیتالله خامنهای(ره)، مفهوم «صواب گویی» را به عنوان یک اصل مهم در فرهنگ ارتباطی جامعه اسلامی تبیین کنیم. سپس نشان خواهیم داد که چرا در شرایط حساس کنونی – که کشور با جنگ ترکیبی و شناختی مواجه است – نهادینه شدن این فرهنگ میتواند نقش بسزایی در حفظ امنیت ملی و سلامت روانی جامعه داشته باشد. بخش اول: چیستی صواب گویی؛ از متقین تا خردمندانمتن و ترجمه خطبه متقینخطبه معروف به «متقین» یا «خطبه همام» یکی از مشهورترین خطبههای نهج البلاغه است که امیرالمؤمنین علی(ع) در پاسخ به درخواست یکی از یاران خود به نام همام – که از ایشان خواست پرهیزکاران را چنان وصف کند که گویا آنها را با چشم میبیند – ایراد فرمودند.در فرازی از این خطبه، امام(ع) در توصیف پرهیزکاران میفرماید:«مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ، وَ مَلْبَسُهُمُ الاْقْتِصَادُ، وَ مَشْیُهُمُ التَّوَاضُعُ»«سخنشان همواره صواب و درست است، لباسشان میانهروانه است، راه رفتنشان توأم با فروتنی است».نکته قابل توجه و محل بحث این است که حضرت درباره متقین نمیفرماید «منطقهم الصِّدْقُ»(سخنشان حقیقت و راستی است)، بلکه میفرماید «منطقهم الصَّوَابُ» (سخنشان صواب و درست است). این تعبیر حضرت، معنایی عمیقتر و فراتر از «صدق» دارد. معنای صوابگوییصواب در لغت به معنای «درست»، «مصیب»، «موافق با صلاح و خیر» و «حکیمانه» است. در اصطلاح، «صواب گویی» یعنی سخنی را بر زبان آوردن که با مصلحت، حکمت، و واقعیتهای موجود هماهنگ باشد و آثار و پیامدهای زیانبار برای خود و دیگران به دنبال نداشته باشد.بنابراین، متقی کسی است که هر حرف درستی را نمیزند، بلکه حرفی را میزند که در جای خود درست است و به صلاح و خیر فرد و جامعه است. فرق میان صواب و صدق در این است که صدق به مطابقت کلام با واقع خارجی توجه دارد، اما صواب علاوه بر آن، آثار و پیامدهای کلام را نیز در نظر میگیرد. حدود صدق و صواب در اسلاماین پرسش ممکن است پیش آید که آیا اسلام صداقت و راستگویی را به طور مطلق و بدون قید و شرط توصیه نکرده است؟پاسخ مثبت است؛ اسلام راستگویی را به عنوان یکی از ارکان ایمان معرفی کرده و در آیات و روایات بسیاری بر آن تأکید شده است.امام صادق(ع) میفرماید: «اِنَّ اللّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَمْ یبْعَثْ نَبِیاً اِلاّ بِصِدْقِ الْحَدِیثِ وَ اَداءِ الاْمانَةِ اِلَی الْبَّرِ وَ الْفاجِرِ»؛ خداوند متعال هیچ پیامبری را مبعوث نکرد مگر به دلیل راستی در سخن گفتن و ادای امانت به نیکوکار و بدکار.اما این تأکید بر صدق، به معنای «آشکار کردن هر حقیقتی در هر شرایطی» نیست. اسلام به پیروان خود آموخته است که گاهی «کتمان حقیقت» – نه به معنای دروغ گفتن، بلکه به معنای نگفتن آن – نه تنها جایز، بلکه واجب است، به ویژه زمانی که افشای آن به ضرر فرد یا جامعه تمام شود.نمونه دیگر، روایتی از پیامبر(ص) است که میفرماید: «لاتَنْظُرُوا اِلی کثْرَةِ صَلاتِهِمْ وَ صِیامِهِمْ… اُنْظُرُوا اِلی صِدْقِ الْحَدِیثِ وَ اَداءِ الاْمانَةِ»؛ (نگاه نکنید به زیادی نماز و روزه… بلکه آنها را به راستگویی و ادای امانت آزمایش کنید).این دو روایت به خوبی نشان میدهد که راستگویی و امانتداری، دو رکن اصلی شخصیت مؤمن است. اما «امانت» دقیقاً به معنای حفظ اسرار و نگفتن آنچه نباید گفته شود، است و حدیث نبوی(ص) “المجالس بالامانه” هم مؤید چنین معنایی از امانت در فرهنگ رفتارِ گفتاری میباشد. بخش دوم: جایگاه کتمان اسرار در قرآن و سیره معصومین(ع)ادله قرآنیقرآن کریم به مواردی اشاره دارد که خداوند متعال خود برخی از اسرار را پنهان داشته است؛ مانند مخفی بودن «شب قدر» تا مردم در تمام شبها به عبادت بپردازند، و مخفی بودن «اجل و زمان مرگ» تا انسان همیشه در آمادگی باشد. این نوع کتمان، به نفع خود انسانهاست و نشان میدهد که «راستگویی مطلق» و گفتن هر چیز راست، همیشه مطلوب نیست. روایاتدر روایات اسلامی، «کتمان سرّ» به عنوان یک اصل اخلاقی و راهبردی معرفی شده است. دلایل و آثاری برای آن برشمرده شده است:-عدم توانایی طرف مقابل بر تحمل آن سرّ؛ مانند داستان خضر(ع) و موسی(ع) که در قرآن آمده: «خضر به موسی(ع) گفت: تو توانایی تحمل بعضی از کارهای مرا نداری».-پنهان بودن سرّ به نفع مردم؛ مانند زمان مرگ انسانها که اگر معلوم بود، اضطراب و نگرانی همیشگی ایجاد میشد.-افشای سرّ سبب سوء استفاده دشمن میشود؛ مانند مستور ماندن زمان حرکت لشکر اسلام برای فتح مکه که اگر فاش میشد، دشمن فرصت مقابله مییافت.-پرهیز از برانگیختن حسادت؛ پیامبر(ص) میفرماید: «اِسْتَعِینُوا عَلَی أُمُورِکمْ بِالْکتْمَانِ فَإِنَّ کلَّ ذِی نِعْمَةٍ مَحْسُودٌ»؛ (کمک بگیرید بر کارهای تان با پنهان کردن؛ بدرستی که هر صاحب نعمتی مورد حسد واقع میشود). -سیره عملی معصومین(ع)امیرالمؤمنین علی(ع) در کلامی حکیمانه میفرماید: «هر کس راز خود را بپوشاند، همواره اختیار آن به دست اوست». این بیان نشان میدهد که افشای راز، قدرت انتخاب را از انسان سلب میکند و او را در موقعیت ضعف قرار میدهد.افزون بر این، ائمه(ع) به یاران خود دستور میدادند که اسرار اهل بیت را کتمان کنند و میفرمودند که «المُذیعُ عَلَینا سِرَّ نا کَالشَّاهِرِ بِسَیفِهِ عَلَینا»؛ (کسی که سر ما را فاش کند، مانند کسی است که با شمشیر بر ما شمشیر کشیده است). این شدت لحن نشان میدهد که کتمان اسرار در اسلام تا چه اندازه اهمیت دارد.-تقیه؛ مدارا با دشمن و حفظ اسرار«تقیه» در اصطلاح اسلامی به معنای کتمان عقیده یا انجام کاری برخلاف عقیده قلبی، به منظور اجتناب از ضرر دینی یا دنیوی است. در روایات متعدد، تقیه به عنوان «نُه دهم دین» معرفی شده و تأکید شده که «کسی که تقیه ندارد، دین ندارد».تقیه نه به معنای دورویی و نفاق، بلکه به معنای «مدارا با دشمن برای حفظ جان و مال و آبروی خود و دیگران» است که نشان میدهد «صواب گویی» و «صواب رفتاری» – یعنی انجام کار درست در موقعیت مناسب – بر «صدق محض» مقدم است.-پیامبر اکرم(ص) و اسرار جنگیتاریخ اسلام نشان میدهد که پیامبر(ص) در موارد متعدد، اسرار جنگی را حتی از برخی یاران نزدیک خود پنهان میداشت. یکی از مشهورترین نمونهها، فتح مکه است که زمان حرکت لشکر اسلام کاملاً محرمانه نگه داشته شد، تا دشمن نتواند برای دفاع یا فرار برنامهریزی کند. این «صواب گویی» – یعنی نگفتن حقیقت به کسانی که نباید بدانند – به پیروزی مسلمانان انجامید.اگر پیامبر(ص) به اصل «صدق الحدیث» پایبند میماند و حرکت لشکر را اعلام میکرد، چه بسا پیروزی به دست نمیآمد. پس گاهی «نگفتن» راست، خود یک «درستی» و «صلاح» بزرگتر است.این امر منحصر به زمان پیامبر نیست. در هر جنگی، اصل «پنهان کاری در برابر دشمن» از اصول بدیهی و قطعی است. نه تنها اسلام، بلکه هر عقل سلیمی چنین حکمی میکند. بخش سوم: اولویت مصلحت بر صدق در شرایط خاص-سخن درست به وقت درستآنچه در نگاه اول شاید تناقض به نظر برسد – اینکه از سویی بر «صدق» تأکید میشود و از سویی «صواب» مقدم داشته میشود – در واقع نشاندهنده عمق و ظرافت آموزههای اسلامی در اخلاق گفتار است. اسلام یک «دین حداقلی» نیست که تنها به چند حکم ساده بسنده کند. اسلام، مجموعهای از احکام و قواعد ظریف و دقیق را برای تمامی شئون زندگی بشر، از جمله سخن گفتن، ارائه داده است.میتوان قاعده کلی را این گونه بیان کرد: «صدق الحدیث» اصل است، مگر در مواردی که «صواب» بودن سخن اقتضای دیگری داشته باشد. به عبارت دیگر، اگر سخن راست گفتن به ضرر خود، به ضرر دیگران، به ضرر جامعه یا به نفع دشمن باشد، «سکوت» یا «عدم افشای حقیقت» – تا حدی که دروغ نباشد – ترجیح دارد.رهبر شهید حضرت آیتالله خامنهای(ره) نیز در این زمینه نکته بسیار مهمی را تذکر دادهاند. ایشان در سخنانی خطاب به نمایندگان مجلس، با اشاره به آیه شریفه «إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ» (کسانی که دوست دارند زشتیها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکی برای آنان در دنیا و آخرت است)، میفرمایند: «اگر چیزی است که میتوان به دستگاههای مسئول، دستگاههای اطّلاعاتی، دستگاههای دولتی تذکّر داد و گفت و جلویش را گرفت، لزومی ندارد که انسان این را علنی بکند. یک جایی البتّه چرا، لازم است، امّا آنجا هم بایست تقوا رعایت بشود، صداقت رعایت بشود».این بیانات نشان میدهد که «علنی کردن» و «عمومی کردن» برخی از مسائل، اگرچه ممکن است حقیقت داشته باشد، نه تنها ضرورتی ندارد، بلکه میتواند مضر باشد و به جای اصلاح، به دامن زدن به فحشا و ترویج بدیها منجر شود.-جایگاه «مصلحت» در اندیشه سیاسی اسلامدر فقه سیاسی امام خمینی(ره) و شاگردان ایشان، مفهوم «مصلحت نظام» به عنوان یکی از مبانی کلیدی مطرح شده است. حضرت امام(ره)، بحث «مصلحت نظام» را به عنوان یکی از نوآوریهای خود در فقه سیاسی شیعه مطرح کردند. ایشان تأکید داشتند اگر مصلحت نظام و اسلام ایجاب کند، حفظ آن بر اجرای بسیاری از احکام اولیه (فروعات) مقدم است. این اندیشه، مبانی فکری برای ترجیح «صواب» و «مصلحت» بر «صدق و راستی صِرف» در عرصههای کلان مدیریت جامعه فراهم میکند.در حوزه فرهنگ گفتار نیز همین اصل جاری است. مصلحت جامعه، مصلحت نظام، و مصلحت مردم، میتواند ایجاب کند که برخی از حقایق، به طور موقت یا دائم، با عموم مردم در میان گذاشته نشود؛ زیرا افشای آنها به ضرر جامعه و به نفع دشمن است. بخش چهارم: نهادینه سازی صواب گویی در فرهنگ عمومیاولویت نخست؛ جلب اعتماد مردم به مسئولانپیش از هر اقدامی برای نهادینه سازی «صواب گویی» در سطح عمومی، باید یک گام اساسی برداشته شود: «بازسازی اعتماد عمومی»:همانطور که میدانیم تجربه تلخ برجام و عدم تبیین شفاف خطوط قرمز و عملکرد تیم مذاکرهکننده و سپس برداشته نشدن تحریمها و خروج یکجانبه آمریکا از برجام، زخمی عمیق بر پیکره اعتماد مردم به مسئولان دیپلماسی و مذاکره زده است.مردم ایران به درستی از این میترسند که دوباره فریب بخورند. این ترس، ریشه در یک «تاریخچه عینی» دارد. از این رو، تا زمانی که این زخم کهنه التیام نیابد، نمیتوان انتظار داشت که مردم به راحتی «صواب گویی» مسئولان را – که چه بسا ناگزیر از کتمان برخی حقایق برای حفظ منافع ملی باشند – بپذیرند.در این میان، نقش رسانه ملی بسیار حساس است. رسانه ملی باید:-به صورت شفاف و صادقانه، آن بخش از اطلاعات که قابل افشاست و افشای آن ضرر ندارد، در اختیار مردم قرار دهد تا اعتماد عمومی بازسازی شود.-به تدریج و با تولید محتواهای فرهنگی مناسب، مفهوم «صواب گویی» و «مصلحت در بیان» را برای مردم تبیین کند. مردم باید بدانند که «نگفتن همه چیز» به معنای «دروغ گفتن» نیست، بلکه گاهی خود یک «صداقت» است.-از بزرگنمایی دستاوردهای خرد و وعدههای بیاساس پرهیز کند. تحمیق مردم، بدترین راه برای کسب اعتماد است و نهایتاً به شکست منجر میشود.-به جای سانسور و پنهانکاری، به «مدیریت هوشمندانه اطلاعات» روی آورد. یعنی بداند چه چیزی را، چه زمانی، و به چه میزان باید به مردم گفت. فرهنگ صواب گویی در شرایط جنگ شناختیجنگ امروز، دیگر فقط جنگ نظامی و توپ و تانک نیست. دشمن با ابزارهای پیشرفته «هوش مصنوعی»، تمامی دادهها – حتی به ظاهر کماهمیتترین آنها – را جمعآوری، تحلیل و مدلسازی میکند. در چنین شرایطی، «صواب گویی» – یعنی سخن گفتن حساب شده و مبتنی بر مصلحت – به یک اصل راهبردی در امنیت ملی تبدیل میشود. برای مثال، مسئولان نظامی گاهی نمیتوانند آمار دقیق تلفات، نوع سلاحهای به کار گرفته شده، یا استراتژیهای جنگی را با عموم مردم در میان بگذارند. اما این کتمان اطلاعات به معنای دروغگویی نیست؛ بلکه برای حفظ امنیت ملی و جلوگیری از بهرهبرداری دشمن است.به تعبیر دیگر، در عرصه امنیت ملی، «صواب گویی» یعنی تعادل بین «حق مردم برای دانستن» و «لزوم حفظ اسرار ملی». هر قدر جامعه به این درجه از بلوغ فرهنگی برسد که این تعادل را بپذیرد، آسیبپذیری آن در برابر جنگ شناختی دشمن کاهش مییابد. -راهکارهای عملی برای نهادینه سازیبرای تبدیل «صواب گویی» به یک فرهنگ عمومی در جامعه، اقدامات زیر ضروری به نظر میرسد:-آموزش در مدارس و دانشگاهها: این مفهوم باید به عنوان یک «سواد ارتباطی» در کتابهای درسی و برنامههای آموزشی گنجانده شود. دانشآموزان و دانشجویان باید بیاموزند که چگونه بین «حق گفتن» و «به صلاح گفتن» تمایز قائل شوند.-الگوسازی رسانهای: صداوسیما و خبرگزاریها و نشریات باید در رفتار رسانهای خود، الگوی مناسبی از «صواب گویی» ارائه دهند. پرهیز از بزرگنمایی، پرهیز از شایعهپراکنی، و پرهیز از افشای اطلاعاتی که به نفع دشمن است، باید به یک «فرهنگ سازمانی» در رسانههای کشور تبدیل شود.-تربیت کارشناسان و تحلیلگران مسئولیتپذیر: رسانهها باید از کارشناسانی دعوت کنند که به «صواب گویی» متعهد هستند، نه افرادی که برای جذب مخاطب و افزایش بازدید، هر تحلیل غیرمسئولانهای را – حتی به قیمت افشای اسرار یا تخریب مسئولان – بر زبان میآورند.-افزایش سواد رسانهای مردم: مردم باید بیاموزند که هر خبری را باور نکنند، منبع خبر را بررسی کنند، و قبل از بازنشر یک محتوا در فضای مجازی، درباره صحت و آثار آن تأمل کنند.-تقویت گفتمان «مصلحت» در سطح جامعه: نخبگان و روشنفکران کشور باید به تدریج این گفتمان را تقویت کنند که «مصلحت» در اسلام یک اصل است، نه یک توجیه. مصلحت سنجی در گفتار و رفتار، نشانه خردورزی و تدبیر است، نه دورویی و نفاق. بخش پنجم: نقش رهبری در تثبیت فرهنگ صواب گوییبیتردید، تثبیت هر فرهنگی در جامعه، به الگوی عملی رهبران و نخبگان آن جامعه بستگی دارد. در این میان، نقش رهبری نظام جمهوری اسلامی – اعم از امام خمینی(ره)، رهبر شهید آیتالله خامنهای، و اکنون رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای – از همه برجستهتر بوده و خواهد بود. سیره امام خمینی(ره) در «مصلحت گویی»امام خمینی(ره) اگرچه با صراحت لهجه و قاطعیت در مواضع اصولی خود شهره بودند، اما در عمل نیز به «صواب گویی» و «مصلحت سنجی» در بیان توجه ویژه داشتند. ایشان بودند که نهاد «مجمع تشخیص مصلحت نظام» را برای حل اختلافات میان مجلس و شورای نگهبان تأسیس کردند. این نهاد، تجلی عینی اولویت «مصلحت نظام» بر برخی احکام شرعی ثانویه بود.امام(ره) تأکید داشتند که «حفظ نظام جمهوری اسلامی از حفظ جان امام زمان(عج) واجبتر است». این عبارت، نشاندهنده نهایت اهمیت «مصلحت» و «حفظ نظام» در اندیشه ایشان است. طبیعی است که «صواب گویی» که خود یکی از مصادیق حفظ نظام است، از چنین جایگاه والایی برخوردار خواهد بود. بیانات رهبر شهید در باب صداقت و مصلحترهبر شهید آیتالله خامنهای(ره) نیز همواره بر دو بال «صداقت» و «بصیرت» در سخن گفتن تأکید داشتند. ایشان در خطاب به نمایندگان مجلس میفرمایند: «این حرّیّت و صراحت را با تقوا و صداقت کافی حتماً همراه کنید». اما در ادامه با اشاره به آیه شریفه «إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ…»، به این نکته ظریف اشاره میکنند که «لزومی ندارد که انسان این را علنی بکند».از منظر رهبر شهید، صداقت و علنی کردن، دو مقوله جدا از هم هستند. انسان میتواند صادق باشد اما همه چیز را علنی نکند. این نگاه متوازن، دقیقاً همان «صواب گویی» است. جایگاه رهبر انقلاب آیتالله سیدمجتبی خامنهایدر شرایط کنونی که جامعه با پیچیدهترین جنگ ترکیبی تاریخ خود مواجه است و دشمن با تمام توان در تلاش برای نفوذ و تضعیف نظام است، نقش رهبر معظم انقلاب در تثبیت فرهنگ «صواب گویی» نقشی محوری و تعیینکننده است. مردم میبینند که رهبر معظم انقلاب در چه شرایط خطیری مسئولیت را بر عهده گرفتهاند؛ در شرایطی که رهبر شهید به شهادت رسیده، جنگی تمام عیار در جریان است، تحریمها به شدیدترین شکل اعمال میشود، و دشمن با تمام قوا به میدان آمده است. طبیعی است که در چنین شرایطی، برخی از اطلاعات باید در سطوح بالا و در چارچوب امنیتی باقی بماند و با عموم مردم در میان گذاشته نشود. این «صواب گویی» است، نه پنهانکاری.مردم باید بدانند که رهبر انقلاب به عنوان «ولی فقیه» و «فرمانده کل قوا»، نه تنها حق، که تکلیف دارد که برخی اسرار ملی را – حتی از برخی مسئولان – کتمان کند. این «امانت» است که بر دوش رهبری گذاشته شده است. جلب اعتماد مردم به رهبری، مهمترین ضامن موفقیت این سیاست «صواب گویانه» است. نتیجهگیری-در تعالیم اسلامی، «صدق الحدیث» اصلی اساسی و بنیادین است، اما این اصل به معنای آشکار کردن هر حقیقتی در هر شرایطی نیست.-امیرالمؤمنین علی(ع) در خطبه متقین، پرهیزکاران را به «منطقهم الصواب» وصف میکند، نه «منطقهم الصدق». این تعبیر نشان میدهد که معیار سخن متقیان، «صواب» و «درستی» (شامل مصلحت و حکمت) است، نه صرف «صدق و مطابقت با واقع».-آیات قرآن، روایات، و سیره عملی معصومین(ع) موارد متعددی را نشان میدهد که «کتمان سرّ» نه تنها جایز، که واجب بوده است؛ از جمله برای حفظ اسرار جنگی، جلوگیری از سوءاستفاده دشمن، حفظ آبروی افراد، و پیشگیری از حسادت.-در شرایط پیچیده امروز که دشمن با ابزارهای پیشرفته هوش مصنوعی و تحلیل داده، کوچکترین اطلاعات را رصد و به ضرر نظام اسلامی به کار میگیرد، «صواب گویی» و «مصلحت سنجی» در بیان، به یک ضرورت راهبردی برای امنیت ملی تبدیل شده است.-نهادینه سازی این فرهنگ، نیازمند اقداماتی از جمله: شفافسازی و جلب اعتماد عمومی توسط مسئولان و رسانه ملی، آموزش سواد رسانهای و صواب گویی در مدارس و دانشگاهها، الگوسازی رسانهای، و تقویت گفتمان «مصلحت» در سطح جامعه است.به مردم عزیز کشورمان عرض میکنیم از مسئولان خود انتظار «صواب گویی» داشته باشید، نه «صدقگویی». بدانید که «نگفتن» لزوماً به معنای «ندانستن» یا «دروغ گفتن» نیست. در جنگ پیچیده شناختی امروز، بزرگترین خدمت به کشور، پرهیز از شایعه پراکنی، بازنشر نکردن اخبار غیرموثق، و اعتماد به کارشناسیهای مسئولانه است.به مسئولان و رسانه ملی توصیه میکنیم شفافیت و صداقت را در حد امکان رعایت کنید. آنچه را میتوانید بگویید، صریح و صادقانه بگویید. آنچه را نمیتوانید بگویید، دست کم به مردم وعده دروغ ندهید. اعتماد عمومی سرمایهای است که با یک توافق خوشبینانه و ناموفق، به راحتی از بین میرود و بازسازی آن سالها طول میکشد.امید و اعتماد مردم به نظام، در گرو هدایتهای حکیمانه و «صوابگویانه» رهبر انقلاب است. استمرار بیانات روشنگرانه، تبیین خطوط قرمز، و نظارت مستمر بر عملکرد مسئولان در عرصه مذاکرات، میتواند اطمینان خاطر را در جامعه، بیش از پیش تقویت کند و امیدواریم با رفع موانع و دفع فتنههای دشمنان، به زودی زود، گوش جانهایمان با طنین کلام غرّا و هدایتهای داهیانه رهبر عزیزمان سوق و سیاق و صیقل پیدا کند.در پایان این نوشتار و به یاد رهبر شهیدمان، یکی از بیانات و تذکرات ایشان را که در اوایل اردیبهشت ۱۴۰۴ یعنی حدود یک ماه قبل از آغاز جنگ ۱۲ روزه ایراد شده است و حاوی نکته بسیار مهم و مرتبط با موضوع یادداشت حاضر و در زمره بیانات خاص ایشان هم میباشد میآوریم. ایشان در این بیانات که به مناسبت شهادت امام صادق(ع) ایراد کردند میفرمایند: در زمان امام صادق(ع) در تقدیر الهی ــ و نه در قضای محتوم الهی ــ بنا بوده یک تحولی اتفاق بیفتد به نفع ائمه هدی(ع). این را در روایات متعددی که وارد شده، انسان میفهمد. یک روایت از حضرت صادق(ع) است که میفرماید که «اِن اللهَ قَدرَ هذا الاَمرَ فی سَنَةِ سَبعین» (کافی، ج ۱، ص ۳۶۸ (با اندکی تفاوت)). خدای متعال این امر را، یعنی امر امامت را ــ امامتِ به معنای واقعی را ــ در تقدیر خودش برای سال ۷۰ هجری گذاشته بود. بی اعتنایی مردم امامت را ۷۰ سال به عقب انداخت.ایشان در ادامه فرمودند: وقتی که امام حسن مجتبی(ع) صلح کردند با معاویه، یک عدهای میآمدند گله میکردند و اعتراض میکردند. حضرت میفرمودند که: «ما تَدری لَعَله فِتنَه لَکم وَ مَتاعٌ الی حین»؛ این تا یک وقتی است، این موقت است. یعنی در کلمات امام حسن مجتبی (ع) اشاره شده به اینکه این حادثه، این تسلط کفر و نفاق، بنا نیست دائمی باشد؛ در تقدیر الهی این موقت است. تا کی؟ تا سال ۷۰. یعنی طبق همین روایت، سال ۷۰ هجری بنا است هر کس از اهلبیت در قید حیات است، قیام کند و حکومت را به دست بگیرد، و امامت واقعی تحقق پیدا کند. بعد حضرت میفرمایند: فَلَما قُتِلَ الحُسینُ علیه السلام اِشتَد غَضَبُ اللهِ عَلی اَهلِ الاَرضِ فَاَخرَهُ اِلی مِئَةٍ وَ اَربَعین؛ یعنی حادثه کربلا، این بیاعتنایی مردم به مبانی دینی، این اِعراض آنها، اثرش این بود که این تقدیر الهی عقب افتاد تا سال ۱۴۰. ۱۴۰ زمان امام صادق (ع) است دیگر، که حضرت سال۱۴۸ از دنیا رفتند. این را شیعه میدانستند. یعنی خواص شیعه میدانستند؛ لذا مثلاً در یک روایتی دارد که زُراره به اصحابش ــ زراره که خب جزو نزدیکان است ــ میگوید لا تَری عَلی أعوادِها اِلا جعفراً (رجال کشی، ص ۱۵۶)؛ اعواد یعنی پایههای منبر، منبر خلافت؛ یعنی من جعفر را دارم میبینم که روی این منبر خواهد نشست. این جوراست. یا در یک روایت دیگر باز همین زراره ــ، چون زراره ساکن کوفه بود ــ پیغام میدهد به حضرت صادق (ع) و عرض میکند که یکی از دوستان ما از شیعیان مقروض شده و طلبکارها دنبالش هستند. او هم برای اینکه پول ندارد، گذاشته از شهر رفته، آواره شده. اگر این قضیه، یعنی قضیه خلافت، تا همین یکی دو سال بنا است انجام بگیرد ــ در روایت، هذا الأمر دارد؛ یعنی اگر این قضیه بنا است همین یکی دو سال انجام بگیرد ــ خب این شخص باشد تا شما بیایی سر کار، و قضایا حل میشود، اما اگر طولانی است، رفقا پول جمع کنند و قرض او را بدهند (رجال کشی، ص ۱۵۷). یعنی کسی مثل زراره منتظر بوده که در همین یکی دو ساله مسئله تمام بشود. اینکه شما میبینید میآیند خدمت حضرت صادق و مدام میگویند آقا، چرا قیام نمیکنید، چرا قیام نمیکنید، ناشی از این است که منتظرند؛ یعنی یک چیزی شنفتهاند، یک مطلبی به گوششان رسیده. گاهی یک دهن لقی و تحلیل غلط مسیر تاریخ را عوض میکندبعد دنباله همان روایت که سال۱۴۰ را معین فرمود، فرمود: شما افشا کردید، خدا عقب انداخت، یعنی اگر شیعیان دهنشان قرص بود و افشا نمیکردند، شاید همان وقت قضیه تمام میشد؛ و شما ببینید تاریخ چقدر تغییر پیدا میکرد! اصلاً مسیر بشر یک مسیر دیگری میشد و امروز دنیا، دنیای دیگری بود. یعنی کوتاهیهای ما، یک جا دهنلقیمان، یک جا کمک نکردنمان، یک جا اعتراض کردن بیخودیمان، یک جا صبر نکردنمان، یک جا تحلیل غلطی که از اوضاع میکنیم، گاهی تأثیر میگذارد – آن هم تأثیرات تاریخی- یعنی اینجور مسیر را عوض میکند.»نوشته از صدق الحدیث تا حکمت صواب گویی؛ تأملی در فرهنگ گفتار در جامعه اسلامی/ نوشتار خدابخش عبدلی اولین بار در خبرگزاری بینالمللی شفقنا | خبرگزاری شیعیان، فتاوای آیتالله سیستانی و مرجعیت، آخرین اخبار ایران و جهان. پدیدار شد.