«ایران، میان پایداری در جنگ و دستاوردهای مذاکره»؛ مقاله نویسنده مصری در القدس العربی

Wait 5 sec.

شفقنا- «ایران در میدان نبرد پایداری قابل‌توجهی را رقم زده و به اذعان گزارش‌های اطلاعاتی خود آمریکا نیز قابلیت‌های نظامی و موشکی خود را حفظ و گسترش داده است؛ سپس در دورهای مذاکرات و نتایج آنها به برتری آشکاری دست یافته است.»به گزارش شفقنا، روزنامه فرامنطقه‌ای «القدس العربی» بامداد امروز (شنبه) مقاله‌ای تحت عنوان «ایران، میان پایداری در جنگ و دستاوردهای مذاکره»، به قلم «عبدالحلیم قندیل»، نویسنده و روزنامه‌نگار مصری را در پایگاه اینترنتی خود منتشر کرده که در آن آمده است:«با وجود تضمین‌های مندرج در ابتدای تفاهم‌نامه یا توافق‌نامه چارچوب میان آمریکا و ایران، ادامه مذاکرات در سوئیس و جاهای دیگر برای دستیابی به توافق نهایی، بهبودهای رویه‌ای در چارچوب مذاکره جاری، توافق بر سر تشکیل کمیته‌های کارشناسی برای بررسی پرونده‌های لبنان، هسته‌ای، تحریم‌ها، دارایی‌های مسدود شده ایران و سایر موارد و همچنین ایجاد یک خط ارتباطی مستقیم برای رسیدگی فوری به مشکلات اضطراری در رابطه با تنگه هرمز و مناطق اطراف آن، هیچ کس نمی‌تواند با قاطعیت بگوید که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران برای همیشه تمام شده است.به ندرت یک روز و شاید حتی یک ساعت می‌گذرد بدون اینکه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری دلقک آمریکا تهدید به بازگشت به جنگ و انداختن بمب بر سر ایران نکند. تهدیدهایی که مقامات ایرانی با لحنی متین و سنجیده بدان پاسخ می‌دهند با این مضمون که اگر شما برگردید، ما نیز برمی‌گردیم، جایی که انگشتان همواره روی ماشه است و زیانی که ترامپ در نبردهای 40 روز نخست متحمل شد، احتمال دارد حتی به صورت ویرانگرتری تکرار شود.علاوه بر این، شاهد نقض فزاینده و مداوم شرایط برقراری آتش‌بس و توقف جنگ توسط اسرائیل و به طور مشخص در جبهه لبنان هستیم، در حالی که شروط تهران قطعی است. بند نخست تفاهم‌نامه که به صورت الکترونیکی و در سطح ریاست‌جمهوری به امضا رسید، و مفاد آن برای توقف جنگ در همه جبهه‌ها از جمله لبنان، قطعی است و واشنگتن موظف است هم‌پیمانان خود، و در رأس آنها رژیم اشغالگر اسرائیل، را بازدارد و از امنیت، وحدت و حاکمیت لبنان بر تمام سرزمین خود محافظت کند.این به سادگی بدان معنی است که آنچه لازم است تنها این نیست که اسرائیل شلیک در لبنان را متوقف کند، بلکه از جنوب این کشور در راستای حفظ امنیت و حاکمیت آن، به طور کامل خارج شود. این مسئله برای دولت ترامپ که درگیر مشاجره‌های لفظی شدید با اسرائیل است و قادر به جلوگیری از وحشی‌گری و جنگ‌های نسل‌کشی آن در لبنان و غزه نیست، سردرد مزمنی ایجاد می‌کند. در واقع، اعمال فشار بر دولت بنیامین نتانیاهو به مشکلات اضافی برای دولت ترامپ در واشنگتن تبدیل می‌شود.قدرت لابی صهیونیستی در واشنگتن کاملاً شناخته شده است، به ویژه آنکه انتقادهای شدید از جنگ ترامپ علیه ایران و اینکه تا به امروز به تسلیم تقریباً کامل آمریکا در برابر خواسته‌های ایران منجر شده، افزایش یافته، مجلس سنا به مجلس نمایندگان پیوسته و ترامپ را به عدم آغاز جنگ دیگری علیه ایران بدون مجوز هر دو مجلس کنگره ملزم کرده، بخش‌هایی از حزب جمهوری‌خواه علیه ترامپ شورش کرده و به مخالفت حزب دموکرات با جنگ پیوسته‌اند و در نظرسنجی‌های اخیر افکار عمومی، آمار مخالفان جنگ علیه ایران به بیش از 70 درصد رسیده است، وضعیتی که ترامپ در تلاش است با ترکیب تهدیدهای توخالی خود علیه ایران و ادعاهای ساختگی مبنی بر امتیازدهی قابل توجه ایران در زمینه بازرسی‌های هسته‌ای و سایر موارد – که ایران قاطعانه آنها را رد می‌کند – با آن مقابله کند.با وجود اینکه ترامپ در توهمات و خیالات شخصی خود غوطه‌ور شده و به زندگی در حباب خودساخته‌اش ادامه می‌دهد، واقعیت‌های ملموس قوی‌تر از خیال‌پردازی‌های این رئیس‌جمهوری وسواسی هستند، جایی که هیچ انسان عاقلی واقعیت آنچه تا به امروز اتفاق افتاده را انکار نمی‌کند، واقعیتی که نشان‌دهنده پیروزی آشکار ایران است، چه در پایداری نظامی شگفت‌انگیز خود، و چه در جسارت و ریسک‌پذیری رهبری جدید آن پس از ترور رهبر سابق، آیت‌الله علی خامنه‌ای، در صبح نخستین روز جنگی که نتانیاهو رئیس‌جمهوری آمریکا را برای انجام مشترک آن به امید دستیابی به یک پیروزی سریع در عرض چند روز اغوا کرد. با این حال دقیقاً عکس این اتفاق افتاد، ثبات و انسجام نظام در ایران مستحکم شد و توانایی آن در وارد کردن ضربات ویرانگر به ده‌ها پایگاه آمریکایی در منطقه و بزرگ‌ترین پایگاه واشنگتن یعنی رژیم اشغالگر اسرائیل، افزایش یافت.کسی که برای برقراری آتش‌بس در هشتم آوریل گذشته شتاب کرد، رئیس‌جمهوری آمریکا بود. پس از آن نیز روند مذاکرات و به طور عمده در اسلام‌آباد پاکستان با حمایت چین آغاز شد. این ایران بود که از سند 10 ماده‌ای تا تفاهم‌نامه 14 بندی، در مذاکرات ابتکار عمل ارائه داد و نه تنها نکاتی کلیدی مانند بررسی برنامه موشک‌های بالستیک یا رسیدگی به روابطش با گروه‌های مقاومت عرب هم‌پیمان خود را به طور کامل از روی میز مذاکره حذف کرد، بلکه این را نیز تحمیل نمود که مشروعیت روابط آن با حزب‌الله لبنان، به طور مشخص در بند نخست تفاهم‌نامه که به صورت گسترده در رسانه‌های ایرانی و آمریکایی منتشر شده، در عمل به رسمیت شناخته شود.دامنه تعهدات و امتیازات واشنگتن بسیار فراتر از دامنه محدود تعهدات ایران است؛ عبارت‌بندی موارد تعهد آمریکا صریح و مفصل بوده، در حالی که اشاره به تعهدات ایران کلی و مبهم است. برتری ایران در مذاکره تصادفی نبوده و در کیفیت مذاکره‌کنندگان تفاوت‌های بسیار زیادی به سود ایران وجود دارد. به عنوان مثال عباس عراقچی را با مذاکره‌کنندگان آمریکایی مانند استیو ویتکوف و جارد کوشنر، داماد ترامپ مقایسه کنید؛ ویتکوف و کوشنر پیمانکار و فروشنده املاک هستند، در حالی که عراقچی استاد دانشگاه و نویسنده کتاب «قدرت مذاکره» است و در تیم جواد ظریف، وزیر اسبق امور خارجه ایران که امروزه به مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری ایران نزدیک است نیز، یک عضو کلیدی بود.خلاصه آنچه تا به امروز اتفاق افتاده این است که ایران در میدان نبرد پایداری قابل‌توجهی را رقم زده و به اذعان گزارش‌های اطلاعاتی خود آمریکا نیز قابلیت‌های نظامی و موشکی خود را حفظ و گسترش داده است؛ سپس در دورهای مذاکرات و نتایج آنها به برتری آشکاری دست یافته و دوره‌ای از آرامش نسبی را از آن خود کرده که بدان فرصت آماده‌سازی نظامی بیشتر را داده است، در حالی که به مذاکره در راستای حفظ منافع خود ادامه می‌دهد و به نظر نمی‌رسد برای دادن هیچ‌گونه امتیازی در پرونده هسته‌ای و همچنین در مسئله تنگه هرمز، که تهران آن را به یک بمب هسته‌ای سیاسی و اقتصادی جهانی تبدیل کرده، آماده باشد.تهران اعلام کرده که در طول دوره 60 روزه مذاکرات، از کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند، هزینه ترانزیت دریافت نخواهد کرد، با این حال با عمان در حال هماهنگی برای تدوین وضعیت جدیدی پس از این دوره است که در آن، دو کشور هزینه خدمات، تأمین امنیت و حفاظت از محیط زیست را دریافت کنند نه هزینه ترانزیت. این در حالی است که تنگه هرمز در تفاهم‌نامه به عنوان یک مسئله ویژه ایران مطرح شده و تهران بازگشایی تدریجی تنگه ظرف 30 روز را با پایان فوری محاصره دریایی آمریکا بر بنادر ایران و به دنبال آن، خروج نیروهای دریایی و هوایی آمریکا از اطراف ایران در پایان دوره مذاکره قابل تمدید، معامله کرد. مبنای ایران در سرسختی در مذاکرات این است که کنترل هوشمندانه کامل بر مسیر تنگه هرمز را حفظ کرده، در حالی که آمریکا در تمامی تلاش‌های نظامی خود برای کنترل تنگه یا کاهش کنترل ایران در آنجا شکست خورد.ایران سپس تسلط بر تنگه هرمز را به همراه حملات خود به پایگاه‌های آمریکایی در خلیج (فارس) به کار برد و موفق شد تعهد آمریکا برای آزادسازی تدریجی دارایی‌های مسدود شده، بررسی لغو کامل تحریم‌های آمریکایی و بین‌المللی و و جمع‌آوری سرمایه‌گذاری به ارزش 300 میلیارد دلار برای صندوق بازسازی ایران را به دست آورد، در حالی که رهبران آمریکایی مانند جی. دی. ونس، معاون رئیس‌جمهوری این کشور گفته‌اند که کشورهای عرب خلیج (فارس) این مبلغ نجومی را پرداخت خواهند کرد، بدون اینکه واشنگتن حتی یک سنت را بپردازد.ایران علاوه بر تمام مزایای مالی که به دست آورده، از جمله لغو زودهنگام تحریم‌های آمریکا بر صادرات نفت و فرآورده‌های نفتی و پتروشیمی، یک مزیت راهبردی بزرگ را نیز کسب کرده است؛ جایی که هدف اصلی جنگ اسرائیل به وسیله ارتش‌های آمریکایی، این بود که به یک خاورمیانه کاملاً وابسته به رهبری اسرائیل و فروپاشی خود ایران منجر شود. با این حال، پس از چهار ماه جنگ و مذاکره، عکس آن در حال روی دادن است؛ جایی که ایران به جایگاه بازیگر کلیدی و شاید بازیگر نخست در خاورمیانه جدید ارتقا یافته و نفوذ منطقه‌ای قبلی خود را افزایش داده است.»مطلب اصلی را در القدس‌العربی ببینیدنوشته «ایران، میان پایداری در جنگ و دستاوردهای مذاکره»؛ مقاله نویسنده مصری در القدس العربی اولین بار در خبرگزاری بین‌المللی شفقنا | خبرگزاری شیعیان، فتاوای آیت‌الله سیستانی و مرجعیت، آخرین اخبار ایران و جهان. پدیدار شد.