شفقنا رسانه_ صفحه یک روزنامهها به عنوان ویترین در مقابل چشم خواننده است به همین جهت انتخاب تیتر، عکس و مطالب فرعی در این صفحه اهمیت زیادی دارد تا خواننده را به داخل متن بکشاند و همراه خود کند. در این گزارش سعی کردیم با نگاهی به روزنامههای امروز، آنهایی که دارای مطالب خوب و مخاطب محور و یا محل نقد و بحث هستند، مورد بررسی قرار دهد.به گزارش شفقنا رسانه، «ديپلماسي در سايه واقعيتهاي ميدان» تیتر روزنامه اعتماد است که به ارزيابي چشمانداز مذاكرات ايران و امريكا در سايه رخدادهاي اخير پرداخت و نوشت: «واقعيت اين است كه رييسجمهور امريكا تنها اختيار رفع تحريمهايي را دارد كه براساس فرمان اجرايي رييسجمهور وضع شدهاند. در مقابل، لغو تحريمهاي كنگره مستلزم طي شدن روندهاي قانوني و تصويب در اين نهاد است. البته اگر اراده سياسي براي اين كار وجود داشته باشد، باتوجه به اينكه اكثريت كنگره دراختيار جمهوريخواهان است، امكان انجام آن وجود دارد، اما اين فرآيند نيازمند طي شدن سازوكارهاي حقوقي و سياسي است و طبيعتا زمانبر خواهد بود. اما در ارتباط با تحريمهاي سازمان ملل متحد و همچنين تحريمهاي اعمالشده ازسوي ساير كشورها نيز شرايط به همين سادگي نيست و رفع آنها با پيچيدگيهاي قابلتوجهي روبهرو است. در اين زمينه، به نظر من مهمترين موضع را رييسجمهور فرانسه مطرح كرد؛ آنجا كه اعلام كرد درباره تحريمهاي سازمان ملل و تحريمهاي اتحاديه اروپا، فرانسه اجازه نخواهد داد اين تحريمها لغو شوند. در مجموع، به نظر ميرسد لغو تحريمها، با وجود اينكه يكي از مهمترين محورهاي تفاهمنامه محسوب ميشود و اهميت آن در حدي است كه در كنار محدودسازي فعاليتهاي هستهاي ايران قرار ميگيرد، با اين حال اجراي آن با دشواريهاي فراواني همراه خواهد بود. بنابراين، اگرچه در تفاهمنامه بهصراحت درباره اين موضوع صحبت شده، اما عملياتي شدن آن بسيار پيچيده و زمانبر است.»«نفسهای مسموم؛ میراث 39ساله سردشت » تیتر روزنامه شرق است که به بیان روایتی از رنج های مصدومان حمله شیمیایی سردشت پرداخت و نوشت: «آمارها، اعدادی نیستند که بهسادگی از کنارشان عبور کنیم؛ هر واحد ازميدان» این آمار، روایتی مچالهشده از یک زندگی، یک خانواده و یک نسل است. طبق مستندات ثبتشده، از جمعیت کوچک شهر، هشت هزارو ۲۵ نفر، یعنی نزدیک به دوسوم ساکنان آن، در همان ساعات اولیه مصدوم شدند و حداقل چهار هزارو ۵۰۰ نفر نیاز فوری به مداخلات درمانی پیشرفته داشتند. فاجعه اما در سکوت سرد و مرگبار مجامع بینالمللی رخ داد؛ کشورهایی که خود فروشنده این تسلیحات مرگبار به دیکتاتور بغداد بودند، چشمانشان را بستند. در این میان، ۱۳۰ نفر از غیرنظامیان این شهر جان باختند؛ ۲۰ نفر در همان کانونهای اولیه آلودگی جان سپردند، ۱۰ نفر در مسیر انتقال به بیمارستانهای ارومیه و تبریز پرواز کردند و صد نفر دیگر در طول یک ماه پس از آن فاجعه، غریبانه در تختهای بخش مراقبتهای ویژه بیمارستانهای تهران و شهرهای دیگر در حسرت یک دموبازدم بیدرد، چشم از جهان فروبستند. در میان مصدومان، خانوادههایی بودند که یکباره ۱۱ نفر از اعضای خود را تقدیم خاک کردند. امروز، دههها از آن روز سیاه میگذرد، اما در سردشت، زمان روی ساعت چهارونیم بعدازظهر هفتم تیر ۱۳۶۶ متوقف مانده است. جنگ برای تمام دنیا تمام شده است، اما برای هشت هزار مصدوم شیمیایی این دیار، هر شب با کابوس خفگی و هر روز با صدای خسخس سینهها آغاز میشود. بمباران شیمیایی سردشت، نخستین تهاجم وسیع به یک شهر غیرنظامی در جهان پس از جنگ جهانی اول بود؛ جنایتی که زخم چرکین آن با گذشت نزدیک به 40 سال، نهتنها التیام نیافته، بلکه عوارض بلندمدت ترکیب خردل و آرسنیک، حالا در سنین کهنسالی قربانیان، با شدتی مضاعف سیستم ایمنی، ریه و پوست آنها را نشانه رفته است. سردشت امروز نهفقط یک نام جغرافیایی، بلکه موزه زندهای از درد و مظلومیت است؛ شهری که مردمانش با کپسولهای اکسیژن همبستر هستند و با هر دموبازدم، بهای سنگین ایستادگی بر مرزهای این وطن را میپردازند. اما امروز، فاجعه فراتر از عوارض بیولوژیک گاز خردل است؛ فاجعه اصلی در فراموشی و رنج مضاعفی است که این روزها چشمان خسته و ریههای سوخته مصدومان شیمیایی در راهروهای بیامکانات درمانی با آن دستوپنجه نرم میکنند.» نوشته ویترین روزنامه ها/ تحلیل «اعتماد» درباره ارزیابی چشم انداز مذاکرات ایران و آمریکا در سایه رخدادهای اخیر/ روایت «شرق » از رنج مصدومان حمله شیمیایی سردشت اولین بار در خبرگزاری بینالمللی شفقنا | خبرگزاری شیعیان، فتاوای آیتالله سیستانی و مرجعیت، آخرین اخبار ایران و جهان. پدیدار شد.