استاد سروش محلاتی: خونخواهی امام حسین(ع) به معنای برچیدن نظام ظلم و استقرار عدالت است

Wait 5 sec.

شفقنا- آیت‌الله محمد سروش محلاتی، استاد حوزه علمیه، شامگاه جمعه ۵ تیر ۱۴۰۵ در حسینیه محبان‌الائمه تهران، در شب دوازدهم محرم، با موضوع «انتقام خون حسین بن علی» به تبیین مفهوم خونخواهی در نهضت عاشورا از منظر قرآن، روایات و عقلانیت اسلامی پرداخت.استاد سروش محلاتی تأکید کرد که اسلام روحیه انتقام‌جویی شخصی را نمی‌ستاید، بلکه عدالت را در چارچوب عقل و مصلحت اجتماعی دنبال می‌کند. وی با استناد به قرآن، نهج‌البلاغه و تفسیر المیزان، خونخواهی امام حسین(ع) را به معنای برچیدن نظام ظلم و استقرار عدالت دانست، نه صرف مجازات چند قاتل. به گفته او، انتقام الهی در منطق عاشورا، تحقق عدالت تاریخی و نابودی ساختارهای ظلم به دست حضرت مهدی(عج) است، نه تشفّی و کینه‌ورزی فردی.به گزارش شفقنا، متن کامل سخنان استاد سروش محلاتی را در ادامه می خوانید:انتقام و خونخواهی در نهضت حسینیپس از واقعه عظیم عاشورا، مسائلی در میان جامعه اسلامی مطرح می‌شود که جداً قابل تأمل و بررسی علمی است؛ یکی از مهم‌ترینِ این مسائل، مسئله «خونخواهی» و انتقام از قاتلان اباعبدالله الحسین (عَلَیْهِ السَّلَامُ) است. بنده قصد دارم از فرصت امشبِ این جلسه، در خدمت شما سوگواران حضرت استفاده کنم و مقداری در این زمینه عرایضی داشته باشم.اساساً درباره مفهوم انتقام، پرسش‌های بنیادینی مطرح است:آیا انتقام از منظر اخلاقِ اسلامی اساساً کنشی پسندیده است یا ناپسند؟ و آیا بهتر نیست که انسان مؤمن به‌کلی فاقد روحیه انتقام‌جویی باشد؟انتقام در خصوص شهادت اباعبدالله الحسین (عَلَیْهِ السَّلَامُ) چه جایگاهی دارد؟ با التفات به اینکه قتله کربلا در قیام‌های انتقام‌جویانه پس از عاشورا کشته شدند (مثلاً اشقیایی چون عمر بن سعد و عبیدالله بن زیاد توسط کسانی مانند مختار ثقفی به مجازات رسیدند)، اصرار بر استمرار این خونخواهی در فرهنگ شیعه به چه معناست؟اینکه در اعتقادات ما بیان می‌شود حضرت ولی‌عصر (عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَی فَرَجَهُ الشَّرِیفَ) ظهور می‌کنند تا انتقام خون امام حسین (عَلَیْهِ السَّلَامُ) را بگیرند، چه مفهومی دارد؟ آیا این بدان معناست که خون حضرت همین‌طور روی زمین مانده تا در نهایت در آخرالزمان توسط امام زمان (عَجَّلَ اللَّهُ فَرَجَهُ) انتقام آن گرفته شود؟وقت جلسه محدود است و بنده تلاش می‌کنم خلاصه‌ای منسجم از این مباحث را خدمت شما فضلا عرض کنم.واکاوی تاریخی حرکت‌های انتقام‌جویانهاولاً، باید به قیام‌های انتقام‌جویانه‌ای که پس از سال شصت‌ویک هجری به وقوع پیوست نگاهی بیندازیم. در ابتدا «توّابین» در کوفه قیام کردند، سپس مختار خروج کرد و پس از آن‌ها نیز تحرکات دیگری غالباً با شعار «یَا لَثَارَاتِ الْحُسَیْنِ» شکل گرفت. این قیام‌ها از یک حیث برای شیعیان ارزشمند بود؛ چراکه به‌هرحال جنایتکاران را به سزای اعمالشان رساندند و موجب تشفّی و خشنودی شیعیان و اهل‌بیت (عَلَیْهِمُ السَّلَامُ) شدند. اما این نکته را باید ملحوظ نظر قرار دهیم که هیچ‌یک از این حرکات، صددرصد پاک، بی‌نقص و منزّه نبوده است.به‌عنوان نمونه، آیا تمام رفتارها و تدابیر مختار در مسیر خونخواهی امام حسین (عَلَیْهِ السَّلَامُ) شرعاً قابل تأیید است؟ وقتی فرزند عبیدالله برای شفاعت پدرش به مختار مراجعه می‌کند و مختار در همان مجلس دستور می‌دهد سر از بدن او جدا کنند و روی سینه‌اش بگذارند؛ یا زمانی که دیگ‌هایی از روغن جوشان فراهم می‌کند تا برخی از این جنایتکاران را به این شیوه فجیع شکنجه و مجازات کند، قطعاً نمی‌توان این قبیل افعال را بر اساس منطق اصیل اسلامی به‌طور مطلق تایید کرد.از سوی دیگر، مختار ارتباطات سیاسی خاصی برقرار کرد که جای تأمل بسیار دارد. قاعدتاً فردی که داعیه خونخواهی سیدالشهدا (عَلَیْهِ السَّلَامُ) را دارد، باید از امامِ حیّ و حاضری چون امام زین‌العابدین (عَلَیْهِ السَّلَامُ) اذن صریح بگیرد؛ اما او اعلام کرد که با «محمد حنفیه» در ارتباط است. حال محمد حنفیه چه جایگاهی داشت؟ کسانی که با تاریخ مهدویت آشنایی دارند می‌دانند که اولین شخصیتی که در تاریخ اسلام به‌اشتباه در عرصه مهدویت وارد شد و عده‌ای او را به‌عنوان «مهدی موعود» شناختند، همین محمد حنفیه بود. این مسئله ناشی از یک سوءاستفاده از نام «محمد» بود؛ چراکه طبق نصّ کلام پیامبر اکرم (صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) پیرامون مهدی موعود، ایشان فرموده بودند: نام او، نام من است. از این‌رو در طول تاریخ، کسانی که قصد ورود به این عرصه و ادعای مهدویت داشتند، معمولاً نامشان محمد بود و از این تقارن اسمی سوءاستفاده می‌کردند (نام محمد حنفیه نیز محمد بود). بعدها نیز فرقه‌ای به نام «کِیسانیّه» پدید آمد که معتقد بودند محمد حنفیه زنده است و در آینده ظهور خواهد کرد؛ و مختار در واقع به همین جریانِ محمد حنفیه متصل شد تا نوعی اعتبارِ «امام‌زمانی» و مهدوی برای حاکمیت خود دست‌وپاش کند.بنده در این مقال قصد ورود تفصیلی به این مباحث تاریخی را ندارم؛ صرفاً می‌خواهم اجمالاً اشاره کنم که از فردای عاشورا، حوادثِ بی‌شمار و آشفته‌ای تحت عنوان انتقام و خونخواهی امام حسین (عَلَیْهِ السَّلَامُ) رخ داد که ملغمه‌ای از جریانات خوب و بد بود. جریانات متعددی—به‌ویژه از سوی «زیدیه»—از نام امام حسین (عَلَیْهِ السَّلَامُ) و مسئله انتقام، استفاده‌های ابزاری کردند. البته شخصِ زید بن علی بن الحسین، فرزند برومند امام سجاد (عَلَیْهِ السَّلَامُ)، انسان شایسته و جلیل‌القدری بود که قیام کرد و به‌طرز فجیعی به شهادت رسید و پیکر مطهرش چهار سال در کوفه بر بالای دار ماند تا آنکه دفن شد؛ اما پیروان مکتب او (زیدیه) بعدها دچار انحرافات عقیدتی شدند.پس از او، فرزندش یحیی در منطقه خراسان و طبرستان قیام کرد و او نیز به شهادت رسید. نوه امام مجتبی (عَلَیْهِ السَّلَامُ) یعنی عبدالله بن حسن (معروف به عبدالله محض) دو پسر به نام‌های محمد و ابراهیم داشت که هر دو خروج کردند و کشته شدند. همچنین محمد دیباج، فرزند امام صادق (عَلَیْهِ السَّلَامُ) قیام کرد و به شهادت رسید. زید، فرزند امام کاظم (عَلَیْهِ السَّلَامُ) و برادر حضرت رضا (عَلَیْهِ السَّلَامُ)، نیز در بصره علیه خلفای بنی‌عباس شورش کرد و خانه‌های متعلق به عباسیان را به آتش کشید (به همین دلیل به «زَیْدُ النَّارِ» شهرت یافت)، که البته مأمون عباسی به احترام ثامن‌الحجج (عَلَیْهِ السَّلَامُ) از گناه او درگذشت. در تمامی این جریانات، معمولاً پرچم و نام امام حسین (عَلَیْهِ السَّلَامُ) در میان بود. به تعبیری، همان‌طور که خود سیدالشهدا (عَلَیْهِ السَّلَامُ) مظلوم واقع شد، پرچم او نیز مظلوم بود؛ چراکه گاه افراد ناشایست این پرچم را به دست می‌گرفتند و در سایه آن، دست به اقداماتِ خلاف شرع می‌زدند.نگاه قرآنی و روایی به مسئله انتقام و عفوبا ذکر این مقدمات، به اصل مسئله بازمی‌گردیم: حقیقتِ انتقام امام حسین (عَلَیْهِ السَّلَامُ) چیست؟ عده‌ای در کربلا دست به جنایت زدند و سپس به مجازات دنیوی رسیدند؛ پس تا چه زمانی باید این پرونده برای شیعه مفتوح باشد؟ پیش از ورود به بحث اصلی، باید بررسی کنیم که آیا داشتنِ روحیه انتقام از اساس ممدوح است یا مذموم؟اگر با خطبه «مُتَّقِین» (خطبه هَمّام) در نهج‌البلاغه آشنا باشید، می‌دانید که وقتی همام از امیرالمؤمنین علی (عَلَیْهِ السَّلَامُ) خواست تا اوصاف پارسایان را برای او توصیف کنند (خطبه ۱۹۳)، حضرت در بیان این اوصاف به این فراز رسیدند: «إِنْ بُغِيَ عَلَیْهِ صَبَرَ حَتَّی یَکُونَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي یَنْتَقِمُ لَهُ». یعنی انسانِ باتقوا، اگر مورد ظلم و تعدی قرار گیرد، صبر پیشه می‌کند تا خداوندِ متعال شخصاً برای او انتقام بگیرد. یکی از بارزترین ویژگی‌های متقین این است که خود رأساً اقدام به انتقام نمی‌کنند، کینه‌توزی نمی‌کنند و به‌دنبال خونخواهیِ شخصی نیستند. همچنین مرحوم علامه طباطبایی در «سُنَنُ النَّبِيِّ» و در تفسیر «الْمِیزَانُ» روایتی نقل می‌فرمایند که: «إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) لَمْ یَنْتَقِمْ مِنْ نَفْسِهِ مِنْ أَحَدٍ قَطُّ»؛ یعنی سیره قطعیِ پیامبر اکرم (صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) این بود که هرگز برای شخصِ خودش از احدی انتقام نگرفت و در برابر مظالم، همواره عفو و گذشت می‌فرمود.ممکن است این شبهه در ذهن شما فضلا خطور کند که خداوند در قرآن کریم اجازه انتقام و مقابله به مثل داده است؛ مانند احکام «قصاص». بله، مصالحِ اجتماعیِ امت ایجاب می‌کند کسی که به حقوق دیگران تعدی کرده، مجازات شود؛ اما همان شارع مقدسی که اجازه قصاص داده، ما را ترغیب کرده است که از اجرای آن صرف‌نظر کرده و عفو کنیم. این دو مفهوم در قرآن در کنار یکدیگر قرار دارند. در آیه ۱۷۸ سوره مبارکه بقره (که جا دارد از تلاوت بسیار زیبا و متناسبِ جناب آقای موسوی تشکر کنم که ما را به یاد محافل قرآنیِ مجاور حرم حضرت زینب (سَلَامُ اللَّهِ عَلَیْهَا) و رأس‌الحسین در شهر قاهره انداختند)، خداوند می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَی». این بخش مربوط به اصل تشریعِ قصاص است. اما در ادامه همین آیه می‌فرماید: «فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَدَاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسَانٍ». دقت بفرمایید! خداوندِ متعال قاتل را «برادر» خطاب می‌کند تا به قضیه جنبه عاطفی ببخشد؛ گویی می‌فرماید آیا انسان از برادرِ خودش هم انتقام می‌گیرد؟ پس در همان آیه‌ای که حکم قصاص مطرح است، تشویقِ اصلی بر عفو و گذشت قرار دارد.همچنین در آیه ۱۲۶ سوره نحل می‌خوانیم: «وَ إِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ»؛ اگر ظلم و آزاری به شما رسید، دقیقاً به همان اندازه (تلافی و مقابله به مثل) عقاب کنید. اما بلافاصله در ادامه می‌فرماید: «وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَیْرٌ لِلصَّابِرِینَ»؛ اما اگر خویشتن‌داری کنید و صبور باشید، برای شما بهتر است. ما نباید آیات الهی را تقطیع کنیم؛ این پیوست‌ها در ذیلِ همان آیاتی است که جوازِ مقابله به مثل می‌دهند. بدیهی است که مقابله به مثل باید به‌عنوان یک حقِ شرعی و قانونی رسمیت داشته باشد، والّا جنایتکاران تمام دنیا را به تباهی می‌کشند؛ اما در مقامِ عمل، شارع هیچ تشویقی به اجرای آن نکرده است.تبیین عقلی انتقام از منظر علامه طباطبایی (ره)حال با توجه به سیره پیامبر (صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ)، خطبه متقین و آیات قرآن، آن انتقامی که ما برای امام زمان (عَجَّلَ اللَّهُ فَرَجَهُ) آرزو می‌کنیم، چگونه با این مبانی قابل جمع است؟ مرحوم علامه طباطبایی (رِضْوَانُ اللَّهِ تَعَالَی عَلَیْهِ) در جلد دوازدهم تفسیر شریف المیزان، فصلی مستقل در باب «انتقام» گشوده‌اند و تبیین می‌فرمایند که انتقام بر دو قسم است:انتقام احساسی (فردی): این نوع انتقام، صرفاً برای «تَشَفِّيِ خَاطِر» است. شخص انتقام می‌گیرد تا دلش خنک شود و تا زمانی که تلافی نکند، آرامش درونی ندارد. اسلام انسان را ترغیب می‌کند که سطح احساسات و عواطف خود را آن‌چنان ارتقا دهد که به‌جای لذت بردن از انتقام، از «عفو کردن» لذت ببرد. اگر خداوند در قرآن خود را «عَزِیزٌ ذُو انْتِقَامٍ» معرفی می‌فرماید، این انتقام هرگز از سنخ انتقام‌های بشری برای فروکش کردنِ گرگرفتگیِ درونی نیست؛ چراکه خداوندِ متعال از این عوارضِ نفسانی و ضعف‌های بشری کاملاً منزّه است.انتقام عقلی (اجتماعی): منظور از انتقام عقلی، وضع مجازات‌هایی برای ظالمان است تا جلوی استمرار ظلم در جامعه گرفته شود. مبنای این انتقام، «خنک شدن دل» نیست. البته خداوند در شرع انور، عواطف پدر، مادر یا فرزندِ داغدیده را نادیده نگرفته است («وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَاناً») و ولیّ دم حقِ آرامش یافتن دارد؛ اما در سطح کلان جامعه و در مقامِ تقنین، مبنای برخورد، احساسات و هیجانات نیست. تصمیم‌گیری در سرنوشتِ جامعه باید کاملاً عقلایی و با حساب‌وکتاب باشد و ارزیابی شود که این مجازات، چه مصلحت و دستاوردی برای عامه مردم به ارمغان می‌آورد. تعبیر دقیق مرحوم علامه این است: «مِنَ الِانْتِقَامِ مَا یَبْتَنِی عَلَی الْإِحْسَاسِ وَ هُوَ الِانْتِقَامُ الْفَرْدِيُّ الَّذِي غَایَتُهُ التَّشَفِّی، وَ مِنَ الِانْتِقَامِ مَا یَبْتَنِی عَلَی الْعَقْلِ».بنابراین، سرنوشت و سیاست‌های کلی یک جامعه را نمی‌توان به دستِ هیجانات و احساسات سپرد، بلکه نیازمند تصمیم‌گیری عقلانی است.حقیقت انتقام الهی در کلام سیدالشهدا (ع) و امیرالمؤمنین (ع)حال بررسی می‌کنیم که انتقام مدّ نظر ما برای سیدالشهدا (عَلَیْهِ السَّلَامُ)، از کدام قسم است؟ قطعاً از قسم دوم (انتقام عقلی) است. اساساً تصور ما از انتقامِ خون امام حسین (عَلَیْهِ السَّلَامُ) که آن را در شعارهای توابین، مختار و دیگران محصور می‌کنیم، تصوری ناقص است. در منابع معتبر مقتل نظیر «وَقْعَةُ الطَّفِّ» اثر ابومخنف نقل شده است که در عصر عاشورا و در آن لحظات پایانی، امام حسین (عَلَیْهِ السَّلَامُ) خطاب به لشکر کوفه فرمودند: به خدا قسم امیدوارم خداوند در برابر این اهانت‌ها، به من کرامت ببخشد و جبران کند؛ «ثُمَّ یَنْتَقِمُ لِي مِنْکُمْ مِنْ حَیْثُ لَا تَشْعُرُونَ»؛ خداوند برای من از شما انتقام خواهد گرفت، آن‌هم از جایی که خودتان هم شعور و درکش را نخواهید داشت!ممکن است بفرمایید این انتقام نهایتاً از آستینِ امثال مختار بیرون آمد؛ اما خیر، کلام حضرت عمیق‌تر است: «مِنْ حَیْثُ لَا تَشْعُرُونَ». یعنی انتقامی از شما گرفته می‌شود که اصلاً متوجه نمی‌شوید از کجا دارید ضربه می‌خورید! اینکه شمر و ابن‌زیاد و عمر سعد دستگیر و کشته شوند، تنها ظاهرِ قضیه و اعدام چند نفر جانی است. امام (عَلَیْهِ السَّلَامُ) فرمودند خدا انتقام می‌گیرد؛ یعنی خون مظلوم در نظام آفرینش اثرِ وضعی دارد و کار خودش را می‌کند، چه جانی بفهمد چه نفهمد. در این نظام باطنی و پنهان خلقت، ریخته شدن خونِ مظلوم و آهِ یک مادر یا فرزند، از بین نمی‌رود. در اینجا دیگر مسئله بودن یا نبودنِ مختار ثقفی و سلیمان بن صرد خزاعی مطرح نیست؛ کار را خداوندِ متعال بر عهده گرفته است.در روایتی (روایت سَکونی)، یکی از سپاهیان ابن‌زیاد با گستاخی فریاد زد: «یَا ابْنَ فَاطِمَةَ! وَ بِمَا یَنْتَقِمُ الْمَلِکُ مِنَّا؟» (ای پسر فاطمه، خداوند چگونه می‌خواهد از ما انتقام بگیرد؟). حضرت فرمودند: «یُلْقِي بَأْسَکُمْ بَیْنَکُمْ وَ یَسْفِکُ دِمَاءَکُمْ»؛ خداوند شما را به جان هم می‌اندازد! یعنی تاوانِ این خونِ ریخته‌شده صرفاً این نیست که قاتل با خنجر مجازات شود؛ بلکه کل جامعه تبدیل به یک جامعه مصیبت‌زده، فلاکت‌بار و سیاه می‌شود که همه مردم با هم سر ناسازگاری پیدا می‌کنند و کدورت همه‌جا را فرا می‌گیرد. این همان انتقامی است که نمی‌فهمند از کجا خورده‌اند.تفاوتِ بنیادین انتقام ما با انتقامِ الهی در همین‌جاست. جنس انتقامِ خدا، همان عوارض و پیامدهای وضعیِ اعمالِ خودِ ماست. امیرالمؤمنین علی (عَلَیْهِ السَّلَامُ) در خطبه ۱۵۸ نهج‌البلاغه درباره ظلم بنی‌امیه می‌فرمایند: «وَ اللَّهِ لَا یَبْقَی بَیْتُ مَدَرٍ وَ لَا وَبَرٍ إِلَّا وَ أَظْلَمَهُ»؛ به خدا قسم هیچ خانه و خیمه‌ای نمی‌ماند مگر آنکه ظلمِ بنی‌امیه وارد آن شده و تاریکی‌اش همه‌جا را فرامی‌گیرد. سپس می‌فرمایند: «وَ یَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْ ظُلْمِهِمْ»؛ خداوند از این ظالمان انتقام می‌گیرد. چگونه؟ در خورد و خوراک و نوشیدنی‌هایشان؛ «شِعَارُهُمُ الْخَوْفُ وَ دِثَارُهُمُ السَّیْفُ»؛ زندگی‌شان توأم با ناامنی، ترس و وحشت می‌شود و خودشان هم نمی‌فهمند که این‌ها تاوان و عوارضِ همان ظلمی است که بر جامعه مستولی کرده‌اند.همچنین حضرت در خطبه ۱۰۵ (که در طلیعه سخن به آن اشاره کردم) می‌فرمایند: «أَلَا وَ إِنَّ لِکُلِّ دَمٍ ثَائِراً، وَ لِکُلِّ حَقٍّ طَالِباً». هر خونی در این عالم، خونخواهی دارد. ما انسان‌ها خون‌ها را دسته‌بندی می‌کنیم و برخی را تحت پوشش قرار می‌دهیم و برخی را نه؛ اما از نظر پروردگار، هر خونی که به‌ناحق ریخته شود، خونخواه دارد. و خونخواه خونِ اهل‌بیت کیست؟ «وَ إِنَّ الثَّائِرَ فِي دِمَائِنَا کَالْحَاکِمِ فِي حَقِّ نَفْسِهِ، وَ هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا یُعْجِزُهُ مَنْ طَلَبَ، وَ لَا یَفُوتُهُ مَنْ هَرَبَ». خونخواه ما شخصِ خداوند است؛ خدایی که هیچ‌کس نمی‌تواند از دام انتقام و حکومتِ او فرار کند و هر زمان که فرمانِ انتقام الهی صادر شود، محقق خواهد شد. سپس حضرت خطاب به بنی‌امیه قسم یاد کرده و می‌فرمایند: «فَأُقْسِمُ بِاللَّهِ یَا بَنِي أُمَیَّةَ عَمَّا قَلِیلٍ لَتَعْرِفُنَّهَا فِي أَیْدِي غَیْرِکُمْ وَ فِي دَارِ عَدُوِّکُمْ». ای بنی‌امیه که ظلم کردید! به‌زودی این قدرت و حکومت از دست شما خارج شده و به دست دشمنانتان می‌افتد. این انتقال قدرت از ظالم به دشمنانش، مصداقِ اتمّ انتقام الهی است.با این تفاسیر، وقتی می‌گوییم امام زمان (عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَی فَرَجَهُ الشَّرِیفَ) «مُنْتَقِم» است، یعنی حضرت چنان ساختارِ ظلم را از بیخ‌وبنِ صحنه هستی برمی‌کند که انتقام تمام مظلومانِ تاریخ گرفته می‌شود و قلب همه آنان آرام می‌گیرد. مسئله از آن جنبه شخصی و فردی که در تاریخ دیده‌ایم (چه کسی را کجا اعدام کردند یا چه کسی فرار کرد) بسیار فراتر می‌رود. (البته بحث کیفر قتله سیدالشهدا در دوران «رَجْعَت» که مرحوم علامه مجلسی (رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَیْهِ) فرموده‌اند، سر جای خود محفوظ است و ما قصد تردید در آن را نداریم). اما حقیقتِ انتقام مظلوم، حقیقتی بسیار عمیق‌تر و گسترده‌تر است که در کلام امیرالمؤمنین (عَلَیْهِ السَّلَامُ) متجلی است؛ یعنی سلب کاملِ قدرت از ظالمان، که بزرگترین انتقام در طول تاریخ خواهد بود.لذا نباید مبحث کلان انتقام را با هیجانات فردی خلط نمود؛ همان‌گونه که علامه فرمودند، در مسائل عمومی و کلانِ جامعه، آنچه اصالت دارد تکیه بر عقلانیت است و شرع مبین اسلام نیز ما را به همین سو هدایت فرموده است.السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَاعَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَی الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِکَ، عَلَیْکَ مِنِّي سَلَامُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِیتُ وَ بَقِيَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ.منبع: اندیشه مانوشته استاد سروش محلاتی: خونخواهی امام حسین(ع) به معنای برچیدن نظام ظلم و استقرار عدالت است اولین بار در خبرگزاری بین‌المللی شفقنا | خبرگزاری شیعیان، فتاوای آیت‌الله سیستانی و مرجعیت، آخرین اخبار ایران و جهان. پدیدار شد.