روانشناس مهربان و جوانمرد آمریکایی حاضر میشود نامه گورینگ را برای همسر و دخترش ببرد. همسر و دختر گورینگ هم متحیر از جوانمردی دشمن، اول مات و مبهوت و بعد با تحسین او را نگاه میکنند. دختر گورینگ هم خود را در بغل مرد آمریکایی انداخته و او را بهعنوان دوست بابا در آغوش میکشد. وقتی هم ماموریت انسانیاش در خانه مخفی همسر گورینگ تمام میشود و میخواهد برود، زن از او میخواهد نامهاش را به شوهرش برساند. ایبابا! حالا روانشناس قصه چه کند؟