مردم علیه فکوری شعار میدادند. به همیندلیل در دفتر ایشان ماندیم. (ابراهیم) بیات ماکویی هم جانشین او بود. چهارنفری در دفترش نشسته بودیم. از فکوری خواستیم با تهران تماس بگیرد و کسب تکلیف کند. در همین گیر و دار هفتادهشتاد نفر جلوی ستاد پایگاه جمع شدند و شعار مرگ بر فکوری سر دادند. رفتیم پایین و آرامشان کردیم و موضوع را برایشان جا انداختیم که «فعلا بروید ببینیم چه میشود.» تا ساعت ۹ شب با فکوری بودیم. میخواست به خانه برود که گفتیم «خواهش میکنیم نروید! معلوم نیست چه اتفاقی بیافتد!» برای حفظ جان خودش بود.