براندو آنقدر در اثر هجمه نفرتها و تهدیدات مرعوب گشت که مجبور شد همایشی را به همراه خاخام هایر از مرکز سایمن ویزنتال ترتیب دهد. براندو احتمالا در بهترین بازیگری عمرش، شروع به گریه کرد و در برابر خاخام هایر زانو زد و دستان او را بوسید و به او التماس میکرد که از گناه او در تعرض به الهههای یهودی اعلای دنیای غرب درگذرد.